بزرگترین مشکل اقتصاد ایران پیروی از نسخه های شکست خورده اقتصاد لیبرال سرمایه داری است.

موریانه لیبرال ها در جان اقتصاد ایران

موریانه لیبرال ها در جان اقتصاد ایران

سوالی که امروز در اذهان بسیاری از مردم در آستانه #چهل_سالگی_انقلاب_اسلامی شکل گرفته است، این است که چطور علیرغم پیشرفت های گسترده و شگرف در ابعاد و زمینه های مختلف همچون سیاسی، دفاعی، علمی و ... اما همچنان در زمینه مسائل اقتصادی با مشکلات متفاوت روبرو هستیم و آیا تفکر انقلابی قادر به حل مشکلات اقتصادی نیست؟ ریشه مشکلات اقتصادی امروز کشور کجاستوراه حل این مشکلات را کجا باید جستجو کرد؟

باید گفت از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون دو جریان فکری موازی با یکدیگر در حال حرکت هستند. یک جریان، تفکر انقلابی است که از ابتدا به دنبال استقلال کامل و همه جانبه کشور و خودکفایی در همه زمینه هاست، زیرا ایران اسلامی به عنوان یک کشور بزرگ و دارای ظرفیت های مادی و معنوی بسیاری است. این تفکر در سال های ابتدایی انقلاب مهار جریان دوم و موازی این جریان را یعنی تفکر اقتصاد لیبرال را کشیده بود. تقابل این دو تفکر در همه این سالها وجود داشته است، اما در سال های اخیر این جریان فکری با به دست گرفتن حاکمیت اجرایی کشور به دنبال پیاده نمودن نسخه هایشکست خورده تفکر اقتصاد غربی در ایران است. به بیان دیگر امروز اقتصاد لیبرالی گفتمان انقلابی را به گروگان گرفته است و بخش زیادی از مشکلات کشور ناشی از حاکمیت این جریان است.

برای آشنایی با این دو جریان می توان مثال هایی را بیان نمود که اکنون بصورت آشکار نتیجه و خروجی این دو جریان رادر عرصه های مختلف نشان می دهد. وقتی نیروهای انقلابی با پشتکار و اعتماد به توان و تخصص داخلی پالایشگاه خلیج فارس را برای خودکفایی ایران در تولید بنزین می سازند جریان لیبرال اقتصادی قائل به واردات بنزین از خارج مرزهاست و پالایشگاه سازی را به صرفه نمی داند و آن را دارای توجیه نمی داند.

بر اثر تفکر اتقصاد لیبرالی، شرکت های بزرگ و وسوداور کشور بنام خصوصی سازی به بخش خصوصی واگذار می شود، شرکت هایی که هزاران کارگر دارند و با ارز دولتی میلیون ها دلار مواد اولیه وارد کردند اما اکنون اجناس خود را با قیمت های گرانی به فروش می رسانند و به هیچ کس پاسخگو نیستند.

جریانی که بدنبال خصوصی سازی مدارس و دانشگاه هاست و معتقد است عده ای سهم خاصی از سفره انقلاب دارند. در چنین شرایطی است که سرمایه در انحصار معدودی از افراد قرار می گیرد و مردم و زندگی و معیشت آنان نادیده گرفته می شود. یعنی سرمایه‌دار، سرمایه‌دار‌تر شود و هر مقدار اضافه آورد بین فقرا تقسیم کند. جریان لیبرال در حالی که در نگاه انقلابی هدف از اقتصاد پاسخ به نیازهای مردم و تأمین زندگی بهتر و عدالت وهمبستگی اجتماعی است. هدف

و انگیزه فعالیت اقتصادی را سودآوری می داند و بیان می کند که عده ای در ضمن سودآوری به نیازهای جامعه هم پاسخ می دهند. یعنی اگر پاسخ ندادند هم ندادند، همین که سود می کنند کافیست و هدف تأمین شده است. اگر سودآوری این عده علیه اقتصاد کشور و علیه بهبود وضع زندگی مردم هم بود عیبی ندارد.

در روی دیگر این سکه، #تفکر_انقلابی خود را معطل بیرون از مرزها نمی کند و نمونه موفق آن را در صنعت دفاعی و نظامی کشور دید که علیرغم تحریم های گسترده و سنگین ایران را در جمع ده قدرت موشکی جهان قرارمی دهد و همچنین ایران را در جمع معدود کشورهای دارای فناوری فضایی قرار می دهد اما صنعت خودرو سازی کشور با مدیریت این تفکر شکست خورده همچنان در تولیدات خود متکی به بیرون از مرزهاست و با تکانه های تحریم دچار چالش جدی می شود.

وقتی جریان انقلابی در صنعت هسته ای به خودکفایی کامل می رسد و ایران در جمع قدرت های هسته ای دنیا قرار می دهد این جریان لیبرال و وابسته است که با بهانه های واهی از جمله داشتن منابع سوخت فسیلی و بی نیازی از انرژی هسته ای بدنبال از بین بردن دستاوردهای کشور در این زمینه است.

کشور ایران به علت قرارگرفتن در رده جوان ترین کشورهای جهان، در دست داشتن نیروی کار فراوان، دارا بودن بالاترین شتاب علمی، غنی بودن از مواد معدنی و فسیلی، انرژی موجود در محدوده جغرافیایی آن، بازار مصرف و سرمایه های مالی فراوان سرگردان در داخل کشور به راحتی می تواند از مانع تحریم ها و مشکلات اقتصادی عبور کند، اما جریان اقتصاد لیبرالی با فراهم نکردن زمینه لازم برای سرمایه های داخلی آنان را وارد دلالی و سوداگری نموده است و از سوی دیگر با بی اعتمادی به جوانان و سرمایه انسانیکشور قائل به وارد کردن مدیر از خارج کشور است.

به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران برای کسب موفقیت در عرصه جنگ اقتصادی ابتدا باید #جریان_سرمایه_داری وابسته به تفکر لیبرال غرب را از سر راه خود بردارد و سپس در مقابل ایالات متحده آمریکا در این میدان نبرد بایستد.

مطالب مرتبط