موشن گرافیک سیره زندگی امام رضا علیه السلام

ولادت :
چند روزی بود که موسی بن جعفر علیه السلام بیقرار تولد هفتمین نور الهی از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله بود تا اینکه در یازدهم ذیعقده ی 148هجری قمری ، نوری مدینه را فراگرفت و از بانو نجمه پسری زیبارو متولد شد که موسی بن جعفرعلیه السلام او را علی علیه السلام نام نهاد همان که بعدها رضا لقب گرفت و به عالم آل محمد شهرت یافت.
183 سال پس از هجرت و در ادامه ی فشارهای دستگاه سفاک خلافت بر اهل بیت پیامبر بود که با دسیسه ی هارون الرشید و در غربت زندان امام کاظم را مسموم و به شهادت رساندند
و علی فرزند او که حالا مردی 35 ساله بود عهده دار رهبری شیعیان شد.
طی سال های متمادی، ائمه معصوم به ظهور مهدی موعود و منجی عدالت گستر آخرالزمان (عج) بشارت داده بودند. پس از شهادت امام کاظم بود که برخی به مهدویت امام کاظم (ع) گرویدند و اعلام کردند که آن حضرت به شهادت نرسیده است و هنوز امام آنهاست.
که شاید علت اصلی این ادعای کاذب این بود که میخواستند از برگرداندن وجوهاتی که توسط امام کاظم (ع)_ برای امام رضا (ع)_ نزد آنها به امانت گذاشته شده بود، خودداری کنند. به این طایفه، واقفیه یعنی کسانی که بر امامت امام کاظم(ع) توقف کردند می گویند. این مشکل برای سال ها میان شیعیان وجود داشت، اما به تدریج اکثریت قریب به اتفاق شیعه، به امامت امامان بعدی گرویدند.
هجرت از مدینه به مرو
در سال 198 ه.ق مامون در جنگِ قدرت با برادرش امين، پیروز شد و بر مسند حکومت تکیه زد، اما این به نوعی آغاز یک بحران جدید بود، زیرا در بغداد که مرکز حکومت عباسی بود و در میان طرفداران عباسیان که خواستار خلافت «امین» بودند جایگاه مامون بشدت متزلزل شده بود، از سوی دیگر شورش علویان تهدیدی جدی برای حکومت مامون محسوب می شد، و نیز ممکن بود ایرانیان هم به دلیل علاقه وافر به اهل بیت (ع) به یاری علویان برخیزند.
مامون برای مقابله با مبارزات شیعیان به جای سرکوب آنان سعی کرد تدبیر دیگری بیندیشد. از همین رو بود که نقشه ی انتقال امام هشتم شیعیان از مدينه به خراسان را طرح ریزی کرد و پيشنهاد ولیعهدی اجباری را به آن حضرت تحمیل کرد .
مهمترین هدف مامون از دعوت تبعیدگونه ی امام رضا (ع) به مرو تبديل صحنة مبارزات حادّ انقلابی شيعيان به عرصه فعاليت سياسی آرام و بی خطر بود. مأمون میخاست با اين كار، امام را كه همواره یك كانون مبارزاتی با حکومت بود در كنترل دستگاه های خود قرار دهد و امام را از فردی مردمی به عنصری حکومتی تبدیل کند و از سویی دیگر وجهه و حيثيتی معنوی را نیز برای دستگاه فاسق خلافتش ایجاد کند.
ولایتعهدی:
در سال 200هـ امام از اهل بیت خود در مدینه وداع کرد و سپس با مشایعت سربازان دستگاه خلافت به مرو منتقل شد.
پس از ورود امام به مرو، مأمون پیامی برای ایشان فرستاد و در آن مدعی شده بود که میخواهم از خلافت کناره گیري کنم و این کار را به شما واگذار نمایم. امام نپذیرفت، مأمون پیغام دیگری فرستاد و گفت : چون پیشنهاد خلافت را رد کردید، بالاجبار باید ولیعهد من بشوید. امام به شدت از پذیرفتن این پیشنهاد نیز خودداري کرد اما اینبار مأمون صريحاً آن حضرت را تهديد به قتل کرد و نهایتا امام را مجبور به پذیرش ولایتعهدی کرد.
با اين همه امام رضا فقط بدين شرط وليعهدی را پذيرفت كه در هيچ يک‌ از شئون حكومت دخالت نكند و به عزل و نصب و تدبير امور نپردازد و مأمون به این خیال که بعدها به تدريج می تواند امام را به صحنه فعاليتهای حکومتی بکشاند، اين شرط را از آن حضرت قبول كرد
مناظرات :
در آن سالها برای اولین بار بود که در جهان اسلام ترجمه ی علوم و کتبی نظیر فلسفه و طب و نجوم و ریاضیات و جغرافیا و تاریخ بصورت گسترده ای توسط دربار عباسی شروع شد.
در بین مترجمان این کتب, افرادى از پیروان متعصب مذاهب دیگر بودند که آثار علمى بیگانه را از زبانهای یونانى، فارسى، سریانى، هندی، لاتین و غیره به عربى ترجمه میكردند اما، برخی آثار ترجمه شده، خلاف ایدئولوژی اسلامی بوده و رفته رفته عقاید خرافى و افكار انحرافى و غیر اسلامى موجود در لابلاى این كتب بظاهر علمى، به محیط اسلام راه یافت
از همین رو امام رضا (علیه السلام) جهت تبیین اسلام اصیل و پاسخ به مطالب انحرافی و شبهات شروع به برگزاری جلسات علمی و تربیت شاگرد نمودند و برای بیان تفسیری صحیح از آموزه های اسلام و سنت نبوی تلاش فراوانی نمودند
پس از تبعید امام به مرو ماءمون بر آن شد که علماى ادیان و مذاهب مختلف را از هر نقطه كشور فراخواند، تا در مباحثاتی بظاهر علمی، امام را به موضع عجز اندازند و بدین وسیله مقام ایشان را در نظر مردم و علما پایین اورد
اما امام علی بن موسی رضا با هر مذهبی با احتجاج به کتاب همان مذهب گفتگو مینمود و از عبارات کتب خودشان برهان های قاطعی بر حقانیت پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان می آورد تا جایی که امام در میان ظلمت دربار مامون و میان خیل افرادی که برای دیدن شکست عالم آل محمد گرد امده بودند ،همچون خورشیدی تابان میدرخشید و حتی علمای سایر مذاهب و مخالفین امام یک به یک شیفته ی علم و شخصیت امام میشدند.


شهادت امام:
سه سال از حضور ایشان در خراسان میگذشت و امام 55 ساله شده بود و حالا مقبولیت امام بین مردم روز به روز بیشتر و بیشتر میشد و مأمون عملا از آوردن امام به مرو به نتایج مطلوبش دست نیافته بود و بشدت پیشمان و مضطرب مینمود تا جایی که در آخرین روز از ماه صفر سال 203 ه.ق بود که با توطئه ی شوم خود امام را مسموم و به شهادت رساند و اینچنین بود که خورشید دیگری از اهل بیت رسول الله به آسمان بازگشت.
پیکر مطهر امام رضا علیه السلام در سناباد طوس ، به خاک سپرده شد که بعدها این منطقه به مشهد شهرت یافت.
رسول خدا (ص): پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه کاری او را زیارت نکند جز این که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد و گناهانش را ببخشاید.
(عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏257.)


نمی پسندم (0) دانلود
کد نمایش ویدئو اشتراک
مطالب مرتبط