حرف از مهربانی، همدلی و مشارکت جمعی که به میان می آید، مردم خود را پیشگام و داوطلب می دانند اما ...

مومن و بی تفاوتی ؟!!!

مومن و بی تفاوتی ؟!!!

حــرف از مهربانی، همدلی و مشــارکت جمعــی که به میان می آید، مردم خود را

پیشگام و داوطلب می دانند اما به گفته جامعه شناســان، در لایه های زیرین

جامعه اتفاقات دیگری در حال رخ دادن است؛ پدیده ای مانند «بی تفاوتی اجتماعی» که بیانگر بی احساســی، بدبینی، بی میلــی و به عبارت بهتر نوعی افسردگی اجتماعی است.

بی تفاوتی و فقدان احساس مسئولیت در بخشــی از جامعه نســبت به ناهنجاری ها

و قانون گریزی ها، آفت بزرگی اســت که باید به فکر درمان آن بود.

بی تفاوتی در جامعه، نوعی بیماری اجتماعی است که رشد آن می تواند بسیار

نگران کننده باشــد چرا که آثار سوء آن بی تعهدی نسبت به رشد و پیشرفت

جامعه و اعتلای فرهنگی، علمی و اقتصادی خواهد بود حال آنکه احســاس تعلق

فرد به کلیت جامعه و تعهد نسبت به سرنوشت جمعی، عمل مهمی در حفظ انسجام ملی

یک کشور می باشد.

بی تفاوتی یکی از آسیب های مهم در روابط انسانی است و از منظر جامعه شناسی

به عنوان پدیده ای آسیب شناختی یاد می شــود که مانعی مهم در برابر مشارکت

سیاسی و اجتماعی و از پیامدهای شهرنشــینی در این دوران است.

رشد صنعت و فناوری، توســعه ارتباطات اجتماعــی، جابجایی های بزرگ جمعیتی،

گسترش شهرنشینی، همسایگی فرهنگ ها و خرده فرهنگ های متفاوت، گسترش ســبک

زندگی مدرن، ضعف نهادها و اعتقادهای مذهبی، از بین رفتن هویت های گروهی و

محلی، از دید کارشناسان مسائلی است که به نوعی با بی تفاوتی ارتباط می یابد

.پیامبر بزرگوار اسلام می فرمایند: هرگاه (مردم) امر به معروف

و نهی از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروی ننمایند، خداوند انســان

های ّ بد را بر آنان مســلط گردانده و دعای افراد نیک مستجاب نشود.

نیاز امروز جامعه ما یک حرکت صحیح برپایه عقل و منطق و دانش و بینش و فرهنگ

و جهاد برای مقابله با بروز بی تفاوتی اجتماعی است، اگر غفلت کنیم ابتذال و

فساد جامعه را از درون دچار آســیب می کند.


ما مثل مجسمه هایی شده ایم که می بینیم، می شنویم، می خوانیم، احساس می کنیم، می بوییم، ولی هیچ کاری نمیکنیم

امام حســین علیه السلام : بر هیچ چشــم ِ مؤمنی روا نيست كه ببيند خدا

نافرمانى مى شــود و [مؤمن] چشــم خود را فرو بندد مگر این کــه آن وضع را

تغيير دهد. (تنبيه الخواطر : ج2 )

بی تفاوتی در برابر منکرات را شرع مقدس مورد نکوهش قرار داده و قــرآن و

روایات آن را تقبیح نموده اســت. قرآن کریم در مقــام نکوهش اهل کتاب و

احبار و راهبان که نظاره گر منکرات بودند و از ســخنان ناروا و مردم خواری

ها مرتکبین را نهی نمی کردند، چنین می فرماید: «لــوال ینهاهم الربانیون

واالحبار عن قولهم االثم واکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون» چرا عالمان

دینــی و روحانیان اهــل کتاب آنان را از ســخنان ناروا و حرام خواری برحذر

نمی دارند. این بســیار کار بدی است که مرتکب می شوند.

بدیهی اســت که پیام آیه کریمه را بــه زمان و مکان مورد و مخاطب خــاص نمی

توان محدود ســاخت. بنابراین نکوهش و عتاب قرآن متوجه هر گروه یا فردی است

که شاهد اعمال ناروا و خالف شــرع باشند و مهر ســکوت بر لب زنند و به

معارضه با منکرات قیام نکنند و این یک درس عبرت و دســتور است برای همه

عصرها و نســل ها.

دلیل این فراگیری را از ســخن و سیره رهبر آزادگان حســین بن علی علیه السلام می توان دریافت که در خطبــه معروف امام درباره امر به معروف و نهی از منکر آمده اســت و آن حضرت عالمان مســلمان را بدان مخاطب ساخته و به آیه فوق اســتناد فرموده است .

از جمله ســخن رســای امیرمؤمنان علیه السلام : آن کس که با قلب و زبــان به نهی از منکرات نپردازد مرده ای است در میان زندگان.

این ســخن امیرمؤمنان مبالغه نیست، بلکه بیان یک واقعیت اســت. اگر حیات

انسان به عقیده و مجاهده در راه عقیده است، کســی که عقیده ندارد یــا در

راه عقیده از مجاهــده و مبارزه می هراســد یا سســتی می کند مرده است و

خصلت یک انسان زنده را ندارد که در برابر دشمن واکنش نشان دهد.

علاوه بر این کســی که منکرات را می بیند و شکسته شدن حریم مقدسات شرع را

به تماشا می نشیند و با بی تفاوتی از کنار آن می گذرد راه را برای شــیوع

منکرات می گشاید و گسترش گناه را دامن می زند و این به معنای مشــارکت در

جرم و جنایت است. پس مرده است و مرده جایش در گورستان است!

بی تفاوتی اجتماعی بی تفاوتی به معنای کمی یا نبود علاقه نسبت به انجام

رفتار یا اقدامی است. بی تفاوتی نسبت به خود یا سایر افراد و سرنوشت جامعه

که نقطه مقابل آن »همدلی« است.

بی میلی نسبت به مشارکت اجتماعی یکی از وجوه بی تفاوتی محسوب می شود. اهمیت

بیتفاوتی اجتماعی به حدی است که گاه میزان سلامت اجتماعی از طریق سنجش بی

تفاوتی و عدم تمایل به درگیری با مسایل جامعه سنجیده می شود.


جامعه ســاکت، جامعه ای مرده است. اگر مردم به رفتارهای غلط اطراف شــان اهمیتی ندهند

همچنین ناظران اجتماعی معتقدند احســاس تنهایی و انزوا، بی معنایی و

پوچــی، بی هنجاری و بدبینی از نشــانه های بیگانگی از جامعه است که شــاید

در رفتار اجتماعی برخی شهروندان دیده شود. بی تفاوتی اجتماعی و سیاســی به

صــورت عدم درگیری فعال و مشــارکت نکردن در فعالیت های سیاسی و اجتماعی

تعریف شده است.

تجربه نســلهای قدیم تحت عنوان »ســرتو بینداز پایین و زندگی خودتو بکن« که

تجربه غلطی اســت وارد نســل ما شده است و از طرفی موضوع، قانونمداری است.

زمانی که افراد جامعه احساس کنند برخی دولتمردان و مسئوالن کشور قانون و

عدالت اجتماعی را رعایت نمیکنند، احساس ناکامی کرده و بیتفاوتی نسبت به

وقایع و اتفاقات جامعه در رفتار آنها نمود پیدا میکند نکته دیگر این اســت

که مردم اغلب گرفتار روزمرگی هستند و به همین دلیل فرصت نمیکنند تا نقش

فعاالنه در جامعه بازی کنندو آخرین دلیل برای افزایش بی تفاوتی اجتماعی هم

این است که فرد گمان میکند اگر موضعگیری، مداخله یا اعتراضی کند با مشـکل و

گرفتاری مواجه میشــود از این رو، خودش را درگیر وقایع نمیکند. این در

حالی است که انسان آگاه اجتماعی و جنایت است.

و اما چکار باید کرد ؟؟

جامعه ســاکت، جامعه ای مرده است. اگر مردم به رفتارهای غلط اطراف شــان

اهمیتی ندهند بحران های زیادی به ســراغ جامعــه می آید و این منفعل عمل

کردن و بی توجهی ضررهای جبران ناپذیری دارد. پس جامعه ای سالم و پویا

رفتارهای خوب را ترغیب می کند و رفتارهای غلط را اصالح می کند.

واکنش در برابر منکر همیشــه باید مراقب ارزش های جامعه بود و نگذاشــت ضد

ارزش ها جای آنها را بگیرد. وقتی افراد جامعه به منکر کننده ها واکنشــی

نشــان ندهند،قبح گناه ریخته می شود و دیگران هم جســارت انجام آن را پیدا

مــی کنند و گناه در جامعه شــایع میشــود.

واکنش در برابر منکر نه تنها یک واجب دینی اســت بلکه برای جامعه ســالم هم

کامال ضروری است تا جامعه راه ســعادت و هدایت خــود را گم نکند.

پیامبر فرمودند: وقتی کسی گناهی را مخفیانه انجــام دهد جز به خودش ضــرر

نمی زند. اما هنگامی که آشکارا معصیتی را مرتکب شد و کسی هم به او اعتراضی

نکرد به عموم مردم ضرر خواهد زد.

بی تفاوتی زمینه ساز شرایطی است که دشــمن از آن بهره برداری کرده و مقاصد

شوم خود را به اجرا در می آورد و لازم است تا با آسیب شناسی و اقدامات

مناسب، احساس مســئولیت و وظیفه شناسی در جامعه تقویت شود و یکی از

راهکارها، اهتمام جدی به فریضه امر به معروف و نهی از منکر بعنوان وظیفه ای همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است.

5a3f6e385d927.jpg

انتقاد کادو پیچ شده
وقتی قرار است نهی از منکر کنیم می توانیم با کلمات درست طوری مطلب را بیان کنیم که فرد به خودش اجازه گوش دادن و فکر کردن بدهد.
بهتر است موضوع در جلوی جمع بیان نشود تا فرد احساس سرافکندگی نکند.
قبل از بیان نهی از منکر ابتدا از حســن ها و خوبی هایش بگوییم تا گمان نکند فقط خطاهای او را رصد می کنیم. این حس جویی اولیه فرصت مناسبی ایجاد مــی کند تا انتقاد را مطرح کنیم. فــرد نیز با حس صمیمیت و دوســتی صحبت های ما را گوش مــی دهد. صبوری و بردباری در این زمان ها کامال ضروری اســت.
نکتــه مهم دیگر این که فقــط راجع به همان یک مورد صحبت کنیم. چون گاه در مورد افرادی که آشــنایی قبلی با هم داریم انبوهی خطاها و منکرات گذشــته شان را هم شرح می دهیم و سرزنش می کنیم که این نتیجه ای جز حس کینه در فرد نتیجه دیگری ندارد.
در صحبت ها چرا های بسیار استفاده نکنیم که حس محکوم شدن به فرد دســت دهد. با هر فرد متناسب با خودش صحبت کنیم.برایش توضیح دهیم خطایش چیست و عواقب این کار چیست.
به او نیز اجازه دهیم صحبت کند و گوش دهیم.از تحکم و مسخره کردن اجتناب کنیــم.
صداقت و صمیمیت در کلام فرد را بیشــتر به گوش دادن و اندیشیدن وا می دارد.
در نهایت باید کلام ما چنان روشن و شفاف باشد که فرد پس از پایان مکالمه احساس تحقیر شدن و بی کفایتی نکند و حس کند فردی دلسوز خطایش را به او گوشزد کرده و دوست دارد به حرفهایش فکر کند.
انتقاد برای هیچ کس خوشــایند نیســت اما می توان با کمی ذکاوت و خردمندی چنان آن را در قالب کلمات مناســب کادو پیــچ کرد که نه تنها تلخی انتقاد حس نشــود بلکه فرد آن را با میل قلبی بپذیرد.

منبع : راه رشد


مطالب مرتبط