نام من رضاست...

«آیا امام هشتم شیعیان مرا که مسیحی هستم به حضور می پذیرند؟»

نام من رضاست...

آندره! ... آندره! ...

یک نفر او را به نام صدا می زد؛ چقدر دلش برای این صدا تنگ شده بود. این صدای پدرش بود. سالها بود که آرزو داشت باز هم پدر و مادر خودش او را صدا بزنند و او بتواند پاسخ گوید. همانطور که اشک چشمانش جاری بود به دنبال صدای پدر می گشت؛ گریه هایش بیشتر و بیشتر شد و ناگهان از خواب پرید؛ صورتش پر از اشک بود.

5bfe43497f4bd.jpg

صدای زمزمه دعا در گوشش می پیچید؛ چشمش به پنجره فولاد افتاد، قلبش کم کم آرام گرفت. «آندره» برای گرفتن شفا به حرم امام رضا علیه السلام آمده بود. او از هموطنان مسیحی بود. اما خواست خداوند او را برای شفا به حرم امام رضا علیه السلام رسانده بود.

در مورد مهربانی امام رضا علیه السلام خیلی شنیده بود. پدر و مادر «آندره» ایرانی و دارای مذهب مسیحیت بودند آنها سالها پیش به جمهوری ازبکستان که آن روزها هنوز از شوروی سابق جدا نشده بود رفته و درآنجا سکنی گزیده بودند.

زمانی که آندره به همراه خانواده اش به ایران سفر کرده بود در اثر سانحه رانندگی، پدر و مادرش را از دست داد. «آندره» پس از آن تصادف دیگر قادر به حرف زدن نبود و تلاش پزشکان نیز برای بهبود او به نتیجه ای نرسید. خواست خداوند بر آن شد که او در ایران و در نزد زن و شوهری مسلمان که خود صاحب فرزندی نبودند بزرگ شود. آنها با «آندره» خیلی مهربان بودند و همه تلاششان این بود که «آندره» بتواند دوباره صحبت کند و شاد باشد.

سال ها گذشت و «آندره» بزرگ شد و در یک مغازه ساعت سازی مشغول به کار گردید اما به دلیل اینکه قدرت تکلم نداشت به تدریج به شخصی منزوی و گوشه گیر تبدیل شده بود؛ پدرخوانده و مادرخوانده «آندره» ، از این موضوع رنج می بردند؛ با وجود پیگیری های این پدر و مادر مهربان، متأسفانه هیچ درمانی برای اومؤثر واقع نشد.

5bfe436256f34.jpg

اما هنوز راه حل دیگری باقی بود؛ سفر به مشهد و زیارت امام رضا علیه السلام. پدرخوانده «آندره» با او در مورد امام رضا علیه السلام و سفر به مشهد مقدس و گرفتن شفا صحبت کرد و «آندره» نیز پذیرفت که برای زیارت امام رضا علیه السلام به مشهد بیاید. زیرا از مهربانی این امام رئوف بسیار شنیده بود. نگران بود اما احساس خوبی برای آغاز این سفر داشت.

در راه لحظه ای خواب به چشمان «آندره» نیامد؛ احساس عجیبی داشت با خودش فکر می کرد «آیا امام هشتم شیعیان مرا که مسیحی هستم به حضور می پذیرند؟» با اینکه پاسخ این سوال را پدرخوانده اش قبلا به او داده بود باز هم فکر و خیال رهایش نمی کرد. پدرخوانده اش می گفت: هر کسی با هر مذهبی می تواند در حرم امام علیه السلام حضور یابد و درِ این خانه به روی همه باز است و مهربانی و محبت امام رضا علیه السلام شامل حال تو نیز خواهد شد.

زمانیکه وارد حرم شدند «آندره» که در مسیر شهرشان تا مشهد استراحت نکرده بود؛ بسیار احساس خستگی می کرد؛ پدرخوانده اش مشغول دعا و مناجات بود و در قاب چشمان «آندره» اشک بود و اشک. «آندره» کم کم به خواب رفت؛ در خواب رؤیایی زیبا به سراغش آمد؛ در عالم رؤیا نوری سبز را دید که به سویش می آید؛ «آندره» سعی کرد نور را بگیرد اما نتوانست.

از خواب بیدار شد؛ لحظاتی بعد دوباره همین خواب، تکرار گردید؛ این بار نور به سمتش آمد و از میان آن صدایی برخاست و «آندره» را به نام صدا زد. اما این بار صدایی بود مملو از آرامش و مثل صدای پدرش دوست داشتنی.

«آندره» با فریاد از خواب پرید، اما از نور و صدا خبری نبود. نور، رنگی از آرامش داشت؛ سبز سبز بود؛ ندایی از میانه نور برخاست و «آندره» را مخاطب قرار داد: نامت چیست؟

«آندره» در شگفت ماند. شنیده بود که او را به نام خوانده بودند پس علت این سوال چه بود؟ دوباره از سمت نور صدایی آمد. نامت را بگو.

«آندره» با زبان اشاره فهماند که قدرت تکلم ندارد؛ از نور دستی بیرون آمد و گلو و زبان آندره را لمس کرد. صدا دوباره شنیده شد؛ حالا می توانی حرف بزنی؛ بگو نامت چیست؟

«آندره» احساس کرد گرهی که در کامش پیچیده شده بود و مانع حرف زدن او می شد، باز شده است. ناگهان با صدایی بلند و مؤکد فریاد زد: نام من رضاست.

از خواب بیدار شد در حالی که همچنان با تأکید فریاد می زد: نام من رضاست... نام من رضاست... رضا...رضا

«آندره» می توانست دوباره حرف بزند و با صدای بلند می گفت که نامش رضاست. آن روز نقاره خانه حرم با شادی آمدن صبح شفای رضا را به همه اعلام کرد.

منبع: (با اندکی تخلیص): مجموعه داستان شفایافتگان حرم امام رضا علیه السلام؛ به نشر؛ انتشارات آستان قدس رضوی؛ حمیدرضاسهیلی

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر