داستان کودکانه

نا امیدی شیطان

نا امیدی شیطان

روزی پیامبر اکرم (ص) از راهی عبور می کردند که شیطان را دیدند در حالی که خیلی ضعیف و لاغر شده بود . پیامبر (ص) از شیطان پرسیدند : چرا به این روز افتاده ای؟ گفت : از دست امت تو رنج می برم .

پیامبر فرمودند : مگر امت من با تو چه کرده اند ؟

گفت : آن ها شش ویژگی دارند که من را رنج می دهد ، اول آن که به هم سلام می کنند .

دوم ، با هم دست می دهند .

سوم ، هر کاری که می خواهند انجام دهند " ان شاء الله " می گویند .

چهارم ، توبه می کنند .

پنجم ، تا نام پیامبرخدا را می شنوند "صلوات " می فرستند و ششم این که در ابتدای هر کاری " بسم الله الرحمن الرحیم " می گویند .

الاخصال شیخ صدوق ، ج1، ص251


مطالب مرتبط