هدف زندگی مشترک، رشد و بالندگی است. به این امید نباشید که پیش از تغییر شما، همسرتان تغییر کند.

نقشه شکست خورده

نقشه شکست خورده

طبق پژوهش های بسیار، ما نمی توانیم و قدرت نداریم همسرمان را مجبور کنیم تا رفتارش را تغییر دهد یا آن گونه رفتار کند که ما می خواهیم. در حقیقت، «تغییر همسر به وسیله همسر» دست کم تا وقتی که اراده خود وی در میان نباشد، غیرممکن است و اگر همسران چنین نقشه ای را دنبال کنند، این پروژه به حتم شکست خواهد خورد.

«تغییر همسر به وسیله همسر» دست کم تا وقتی که اراده خود وی در میان نباشد، غیرممکن است.

هراز حیله برانگیخت، حافظ از سرِ فکر /// در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد

شخصیت و ویژگی های هر فرد متمایز است و تغییر آن بسیار دشوار و ناممکن؛ همان گونه که خداوند می فرماید: «هرکس بر حسب شکل گیری شخصیتش عملی انجام خواهد داد».[1] در عین حال، زن و شوهر ممکن است بتوانند به صورت غیرمستقیم، یکدیگر را تغییر بدهند، اما مستقیم هرگز.

شاید بیشترین شکایتی که مردان درباره زنان ابراز می کنند، آن است که زنان شان همواره می خواهند آن ها را تغییر بدهند. در حالی که وقتی یک زن، به مردی عشق می ورزد، زن احساس مسئولیت می کند و می کوشد مرد را برای بهتر انجام دادن کارهایش یاری رساند و منتظر فرصتی است تا به شوهرش کمک کند و به او بگوید چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد. تصور زن این است که در حال پشتیبانی از همسرش است. در صورتی که گمان مرد بر این است که قصد واقعی زن تسلط یافتن بر اوست. مرد مایل است که همسرش مطیع و همراه او باشد، نه مسلط بر او.

برای مردان، خودمختاری نشانه توانایی، قدرت و شایستگی است و با اینکه گاهی آن ها از کمک و توجه زن قدردانی می کنند، اما کمک و توجه بیش از اندازه، باعث کاهش اعتماد به نفس و یا دلسردی آن ها می شود.

شناخت این ویژگی مردان، به زنان کمک می کند تا دریابند چرا مردان در برابر اصلاح رفتارشان یا انجام آنچه به آن ها توصیه می شود تا آن اندازه مقاومت می کنند. ارائه توصیه ای نا به جا به مردان، این تصور را در ذهن شان ایجاد می کند که آن ها نمی دانند چه کار کنند یا خودشان از پس کارهایشان برنمی آیند. مردان در برابر چنین رفتاری بسیار حساس اند.

وقتی زن می کوشد تا به خیال خودش زمینه های رشد و پیشرفت شوهرش را فراهم آورد، مرد تصور می کند که همسرش می خواهد او را تغییر دهد. این پیام در ذهن مرد چنین تداعی می شود که کارش ساخته است. زن نمی تواند تشخیص دهد که تلاش او برای کمک به همسرش، ممکن است موجب تحقیر شوهرش شود.[2]

وقتی زن می کوشد تا به خیال خودش زمینه های رشد و پیشرفت شوهرش را فراهم آورد، مرد تصور می کند که همسرش می خواهد او را تغییر دهد.

بنابراین، در چنین مواقعی که تغییر دادن زن یا شوهر برای ما امکان پذیر نیست، فقط یک راه می ماند؛ اینکه تغییر را در خودمان به وجود بیاوریم، حتی اگر همسرمان تغییر نکند. شاید غیرمنصفانه به نظر برسد، اما این یکی از واقعیت های مهم زندگی است. هدف زندگی مشترک، رشد و بالندگی است. به این امید نباشید که پیش از تغییر شما، همسرتان تغییر کند. به او امیدوار باشید، دوستش داشته باشید و مرزهای مناسب را برای وی ایجاد کنید.

حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «ای مردم! خوشا به حال کسی که عیب خودش، او را از دنبال کردن عیوب مردم بازدارد».[3] خیلی از ما از همسرمان می خواهیم که تغییر کند، بدون اینکه خودمان کوچک ترین تغییری در خودمان پدید بیاوریم. برای نمونه، وقتی زنی به شلختگی همسرش معترض است و مدام با وی در این باره مشاجره دارد، آیا به تغییر خواسته های سلطه گرانه خودش توجهی کرده است؟!

...

عاطفه از دیر آمدن هر روزه امین از سر کار به خانه خسته شده بود. چون شغل امین آزاد بود و بیشتر مواقع دیر به خانه می آمد. به ظاهر چیز مهمی نبود، اما هرچه زمان می گذشت، دیر آمدن امین، معضل بزرگ تری می شد. عاطفه کار روزانه اش را طور تنظیم می کرد که بچه ها موقع شام حاضر باشند. او دلش می خواست امین هم همان وقت در خانه یاشد.

مشاجره، تذکر، ملامت، غر زدن و... دردی را دوا نکرد. امین این گونه از خودش دفاع می کرد که «تو قدر کاری را که من می کنم نمی دانی». یا می گفت «همیشه که این طور نیست، تو مسئله را بزرگ می کنی».

عاطفه سرانجام با مشورت یک مشاور، یک نقشه دو منظوره کشید. یک شب پس از اینکه امین شامش را خورد، به وی گفت «عزیزم! رفتار زننده مرا ببخش». دهان امین از تعجب بازمانده بود و چشمانش پر از حیرت بود. او مشتاق معذرت خواهی عاطفه بود. عاطفه ادامه داد «هر وقت تو به خانه می آیی، من غرغر و شکایت می کنم. شاید احساس کنی باید چند کیلو گوشت یا چند کیلو میوه خریده باشی تا آمدنت به خانه بی خطر باشد». امین پاسخ داد «حق با تو است. من واقعاً انتظار نداشتم عصبانی شوی. حتم دارم این کار تو سبب می شود از تو دوری کنم. دیروز ده دقیقه دیر کردم. وقتی یاد چهره عصبانی تو افتادم، فکر کردم بهتر است نیم ساعت دیر کنم؛ چون می دانستم که به هر حال عصبانی می شوی؛ بنابراین گفتم بمانم و دو ریال بیشتر کاسبی کنم».

عاطفه سری تکان داد و گفت «می خواهم سعی کنم کمتر عصبانی شوم و بیشتر ملاحظه کار و خوش برخورد باشم. حتی اگر دیر کنی. شاید نتوانم به خوبی از عهده این کار برآیم. اما به کمک تو احتیاج دارم. من دوستت دارم و می خواهم موقع شام خوردن با من و بچه ها باشی، اما اگر نتوانستی به موقع خودت را برسانی، غذایت را توی یخچال می گذارم، هر وقت که آمدی، می توانی دوباره گرمش کنی».

امین از جمله آخر عاطفه دلگیر شد و گفت «عاطفه! می دانی که من از درست کردن شام بدم می آید! بعد از ده ساعت کار دلم می خواهد بنشینم و شامم آماده باشد».

عاطفه پاسخ داد «می دانم. من هم همین را برای تو می خواهم، ولی این امکان ندارد، مگر اینکه کارهایت را طوری تنظیم کنی که وقتی ما شام می خوریم، اینجا باشی».

تا چند روز بعد، زحمت گرم کردن شام و آوردن و بردن وسایل آن به عهده خود امین بود تا اینکه یک روز ساعت کاری خود را طوری تنظیم کرد که به موقع در خانه باشد و پس از آن نیز سر وقت به خانه می آمد.

نسیم باد صبا، دوشم آگهی آوردکه روز محنت و غم، رو به کوتهی آورد

وقتی عاطفه از امین دلیل تغییرش را پرسید، او پاسخ داد «فکر می کنم نقشه دو منظوره تو سبب شد. اول اینکه با من مهربان تر شدی و آمدن به خانه برایم دوست داشتنی تر شد؛ دوم اینکه چون گرم کردن غذا برای من سخت بود، مجبور شدم زودتر به خانه بیایم».

عاطفه با تغییر رفتار خود، توانست مشکل ناچیز، اما دائمی زندگی زناشویی اش را حل کند. در حقیقت، او دست از تغییر دادن امین برداشت و خود را تغییر داد؛ به عبارت دیگر، مشکل دیر آمدن امین را رها کرد و به مشکل نارضایتی خود از دیر آمدن همسرش پرداخت. عاطفه محدوده ای برای کار خود قائل شد؛ اول اینکه برای دیر کردن های امین، به تمایل حمله به وی سرپوش گذاشت؛ هرچند که کار راحتی نبود؛ چون حق با او بود و رفتار همسرش اشتباه بود. مقابله با امین برای سرپیچی هایش به ظاهر موجه بود، اما او برای خشم خود حد و مرزی قائل شد؛ چون این روش، مشکلی را حل نمی کرد. دوم اینکه عاطفه متوجه شد رفتار خود او، راه را برای بی مسئولیت بودن همسرش آسان تر کرده است؛ از این رو دست از حمایت شوهر و گرم کردن دوباره شام کشید و اجازه داد او با پیامد رفتارش مواجه شود.

منبع: نشریه خانه خوبان، ش 93، علی محمد صالحی.


پی نوشت ها:

[1]. اسراء: 84.

[2]. ر.ک: مردان مریخی، زنان ونوسی، ص 36.

[3]. نهج البلاغه، ترجمه حسین انصاریان، ص 403.


مطالب مرتبط