نقش بشر در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی

تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشر نقش بشر در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی

نقش بشر در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی

تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشر


نقش بشر در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی


افسانه عبدلی - دانشجوی دوره دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه فردوسی مشهد


چکیده:
این نوشتار به بررسی نقش بشر در شکوفایی دو ویژگی تمدن اسلامی «علم» و «وقف» می پردازد. سوال های اصلی این پژوهش عبارتند از تمدن اسلامی چیست و چه ویژگی هایی آن را از دیگر تمدن ها متمایز می کند؟ بشر تا چه اندازه و چگونه می تواند در پیشرفت آن نقش داشته باشد؟ در بحث علم، بشر متناسب با توصیه های اسلامی مانند حق جویی، همگامی با دین و دانش افزایی می تواند در ترمیم نواقص اطلاعات مستند کوشا باشد و بین اطلاعات دینی، علمی و معرفتی هماهنگی ایجاد کند. در بحث وقف نیز با فرهنگ سازی، مشخص کردن نیازهای روز جامعه و مصادیق وقف، ارج نهادن به اقلام وقفی کوچک، باعث رشد و شکوفایی آن شود.

واژه های کلیدی: تمدن، اسلام، شکوفایی، علم، وقف

مقدمه:
امروزه «تمدن » مهمﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﻣﻠﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻠـﻞ ﺟﻬـﺎن ﻫﻮﯾـﺖ ﻣـﯽ ﺑﺨﺸـﺪ. «تمدن» را «ﺧﺎرج ﺷﺪن ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻣﺮﺣﻠه ی اﺑﺘﺪاﯾﯽ و وﺣﺸﯽﮔﺮی، ﺧﻮﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻪ اﺧﻼق و آداب ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻨﯽ و...» ﻣﻌﻨﺎ ﮐﺮده اﻧﺪ (ﻟﻐﺖﻧﺎﻣﻪ، دﻫﺨﺪا، ذﯾﻞ واژه «ﺗﻤﺪن»). تمدن به معنای کلی «به مجموعه ساخته ها و اندوخته های معنوی و مادی در جامعه ی انسانی» گفته می شود (تمدن چیست؟ شریعتی، ص 3). از رﻫﺎوردﻫﺎی ﻣﻬﻢ اﺳﻼم در ﺣﯿﺎت ﺑﺸﺮی، ﭘﺎﯾﻪ ﮔﺬاری ﺗﻤﺪن ﺑﺎﺷﮑﻮﻫﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ از آن ﺑﺎ ﻋﻨﻮان «ﺗﻤﺪن اﺳﻼﻣﯽ» ﯾﺎد ﻣﯽﺷﻮد. «ﺗﻤﺪن اﺳﻼﻣﯽ دارای دو بعد است: ﯾﮏ بعد آن ﺑﻪ وﺳﯿله ی ﺧﻮد اﺳﻼم ﭘﺪﯾﺪ آﻣﺪ و در ﭘﺮﺗﻮ اﺑﺘﮑﺎر ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﮔﺴﺘﺮش ﯾﺎﻓـﺖ. ﻣﻨﺸﺄ اﯾﻦ بعد از ﺗﻤﺪن اﺳﻼﻣﯽ، ﻗﺮآن و ﺳﻨﺖ است. بعد دﯾﮕﺮ ﺗﻤﺪن اﺳﻼﻣﯽ، ﻧﻪ اﺑﺪاع ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﯿﺮاث ﺑﻪ ﺟﺎی ﻣﺎﻧـﺪه از ﺗﻤـﺪن ﻫـﺎی ﭘﯿﺸﯿﻦ در ﻗﻠﻤﺮو اﺳﻼم ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺖ و ﺑـﻪ رﻧـﮓ اﺳـﻼم درآﻣﺪ» (ﮐﺎرﻧﺎﻣﻪ اﺳﻼم، زرﯾﻦ ﮐﻮب، ص 31). از این رو، سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که تمدن اسلامی که پایه گذار آن پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود چه اندوخته های معنوی و مادی را برای اولین بار به جامعه بشری معرفی کرد یا برجسته نمود که متمایز از دیگر تمدن ها بود؟ و بشر چگونه می تواند تمدنی را که اسلام رواج داده است شکوفا کند و بر آن بیافزاید به گونه ای که با پیش فرض‎ها و مبانی اسلامی در تضاد نباشد؟
در پاسخ به سوال اول باید گفت آنچه تمدن اسلام را از دیگر تمدن ها متمایز می کند ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ آن اﺳﺖ که ﺗﺠﻠّﯽ آن در ﺗﻤﺎم ﺣﻮزهﻫﺎ، مانند دین، ﻣﻌﻤﺎری، ادﺑﯿﺎت، ﭘﺰﺷـﮑﯽ، آداب و رﺳﻮم ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮرد (نوسازی تمدن اسلامی، زمانی محجوب، ص 121). منظور از تعالیم، نوع برنامه ها و الگوهای رفتاری و عملی است که اسلام در جهت تعالی بشر ارائه داده است. با مطالعه قرآن و سنت می توان به چنین تعالیم رفتاری پی برد، گرچه برخی از آنها در تمدن های دیگر وجود داشته اند، اما در اسلام بیش از هر تمدن دیگر برجسته شده اند. مانند کسب علم، وقف، حجاب، نحوه ی حکومت، احترام به زن، و ... . برای پی بردن به اینکه چگونه بشر می تواند در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی موثر باشد، باید ابتدا آنچه تمدن اسلام را از دیگر تمدن ها متمایز می کند، شناخت.

آنچه تمدن اسلام را از دیگر تمدن‌ها متمایز می‌کند ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ آن اﺳﺖ که ﺗﺠﻠّﯽ آن در ﺗﻤﺎم ﺣﻮزهﻫﺎ، مانند دین، ﻣﻌﻤﺎری، ادﺑﯿﺎت، ﭘﺰﺷـﮑﯽ، آداب و رﺳﻮم ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮرد


در این پژوهش دو ویژگی تمدنی یعنی کسب علم و وقف مورد بررسی قرار می گیرند. ابتدا به این پرداخته می شود که اسلام چگونه این دو بحث را مطرح کرده و چه اهمیتی برای آنها قائل شده است و سپس این بحث مطرح می شود که بشر چگونه می تواند متناسب با اصول اسلامی در رشد این دو بعد تمدن اسلامی تاثیرگذار باشد و آنها را به عنوان دو نمونه از تعالیم پایه ای اسلامی متناسب با عصر شکوفا نماید. از این رو، این پژوهش ضمن گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای یا اسنادی با روش تحلیلی - به بررسی موضوع می پردازد.

1. علم از دیدگاه اسلام:
آیاتی که به نحوی در باب علم، دانش، تفکر، تعقل و تدبر بحث می کنند، حدود یک چهارم از قرآن را به خود اختصاص داده اند. تا جایی که اولین آیات سوره علق که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شد در باب خواندن، علم و دانش، معرفت و شناخت بوده است . راه و رسم پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در تمام دوران رسالتش گویای تلاش آن حضرت در امر علم آموزی و خردورزی مسلمانان است. چنانچه از همان ابتدای بعثت، آموزش دین و دانش به عنوان اساس کار آموزشی مسلمانان قرار گرفت (روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص12) مسجد نه تنها محل عبادت، بلکه مرکز همه گونه تعلیمات دینی و علمی شد. (استیعاب، ابن عبد البر، ج4، ص 1869). اهتمام رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به امر آموزش و پرورش به حدی بود که «به مشرکانی که در جنگ بدر، به اسارت سپاه اسلام در آمده بودند و توان پرداخت فدیه آزادی خود را نداشتند، اعلام کردند که می توانند با تعلیم خواندن و نوشتن به ده نفر از کودکان انصار آزاد شوند» (امتاع الاسماع، مقریزی، ج1، ص119). این عمل موجب شد که بسیاری از کودکان مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزند (همان).
اشاعه علم و دانش تنها محدود به مدینه نبود، توجه و تلاش رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بر این بود که علم و دانش را در همه مناطق و سرزمین ها بسط و نشر دهند؛ از این رو به فرستادگانی که به مناطق مختلف گسیل می داشتند، توصیه و تأکید می کردند که در نشر و بسط دانش، بخصوص علوم دینی بکوشند (تحف العقول، حرانی، ص25) همچنین، یادگیری دانش ها از سایر ملل و تمدن ها را مدنظر قرار داد، چنانکه فرمودند: «اطلبوا العلم و لو بالصین» (بحار 1/ 180) «علم بیاموزید اگر در چین باشد». این بدان معناست که درباره منشأ و خاستگاه علم هیچ محدودیتی وجود ندارد. این تأکید و تشویق ها بر کسب علم سبب شد که مسلمانان با همت و سرعت بی نظیری به جستجوی علم در همه جهان بپردازند، به گونه ای که آثار علمی را هر کجا یافتند به دست آوردند و ترجمه کردند و خود به تحقیق پرداخته و از این راه علاوه بر این که حلقه ارتباطی شدند میان تمدن های قدیم یونانی، رومی، ایرانی، مصری، هندی و غیره، تمدن جدیدی به نام تمدن و فرهنگ اسلامی آفریدند.

تلاش علمی مسلمانان باعث شد که با تمدن های دیگر ارتباط برقرار کنند و تمدن جدیدی به نام تمدن و فرهنگ اسلامی را بیافرنند


2-1- نقش بشر در پیشرفت علم:
از آنجا که پایه های تمدن بزرگی چون اسلام بر پایه نظام ارزشی و ﺑﯿـﻨﺶ فکری خاصی بنیاد نهاده شده است، بشر در صورتی می تواند باعث رشد و شکوفایی آن شود که به آن اصول و نظام ارزشی - فکری رجوع نماید و آن را استمرار بخشد. از این رو، در عصر حاضر که سیطره خلق حقیقت بیش از کشف حقیقت است (عاملیت آدمی از دیدگاه ریچارد رورتی و پیامدهای آن در تربیت اجتماعی، باقری و سجادیه، ص 115)، بشر با روش های متفاوتی که مبتنی بر خلاقیت باشد می تواند در رشد تمدن اسلامی نقش ایفا کند. در واقع، در دوره پسااثبات گرایی، اعتقاد بر این است که فرضیه های علمی از نظام فکری- ارزشی متاثر می شوند، بنابراین، تمدن علمی اسلام می تواند منبعی از پیش فرض ها باشد که اندیشمندان با تحقیق و تفحص در آنها، می توانند در رشد و شکوفایی آن موثر باشند. بعلاوه، با پیش فرض گرفتن این امر که تمدن اسلامی دارای یک سری مفروضات است که با تحقیق و تفحص در آنها می توان ضرورت های فناورانه ی تمدنی را پیگیری کرد، به گونه ای که الزامات فرهنگی و انسانی آن از نظر دور نماند، پویایی آن در عمل نیز نشان داده خواهد شد. از این رو، ضروری می نماید بشر از قدرت ایده پردازی و تخیل در شکوفایی تمدن اسلامی استفاده نماید. زیرا تخیل دارای قدرت فرضیه سازی، درک فرضیه های آزمون پذیر، طراحی تجربه های جدید و ایده پردازی است. البته گام نهادن در راستای پیشرفت تمدن اسلامی باید مطابق با جوازها، مستندات و توصیه های دین باشد. اصول این جوازها، مستندات و توصیه ها را می توان در حق جویی و واقع گرایی، همگامی با دین (بهره گیری از تجربیات و آموزه های دینی برای معاصرسازی و تعمیم دهی حقایق و واقعیت های دینی)، هم هدفی با دین (نزدیک سازی مردم به آنچه، دین می خواهد آنها را به آن نزدیک کند) و روشنگری و دانش افزایی (هر کس روشن تر و داناتر باشد، دینی تر است) دانست. بشر به روش های مختلفی می تواند در رشد و شکوفایی اندیشه های بر گرفته از تمدن اسلامی موثر باشد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می گردد.

تمدن علمی اسلام می‌تواند منبعی از پیش‌فرض‌ها باشد که اندیشمندان با تحقیق و تفحص در آنها، می‌توانند در رشد و شکوفایی آن موثر باشند


2-1-1- منطق گرایی و ترمیم واقعیت: گاهی با یک سری از مستندات اسلامی مواجهه می شویم که به دلیل اینکه ما در آن شرایطی که آن بحث مطرح شده نبوده ایم از فهم آن ناتوانیم یا به علت جنگ های تاریخی قسمتی از آنها از بین رفته است و دارای نواقص خاصی می باشند، به عبارتی، برای ما توجیه پذیر نیستند. در مواجهه با چنین مستنداتی چنین می طلبد که اندیشمندان معاصر به روشی علمی و عقلانی و در جهت حق جویی و واقع گرایی پژوهش هایی را به منظور ترمیم نواقص اطلاعات مستند و بازسازی رخدادها و ماجراها انجام دهند. در واقع، این مورد یعنی پر کردن نقاط و فضاهای خالی میان اطلاعات مستند. این پر کردن ها و افزودن ها، بر پایه ی دیگر اطلاعات دینی و اطلاعاتی علمی و معرفتی پدید می آیند. یافتن این نقاط و فضاهای خالی، تشخیص نیاز به هر بخش از آگاهی های علمی و معرفتی مرتبط، رسیدن به تحلیل های درست و سامان دهی مطلوب اثر و تنظیم درست آن، مستلزم ابداع است.

در مواجهه با مستنداتی که بخشی از آن از بین رفته و دارای نواقص است می توان از روش منطق گرایی و ترمیم اطلاعات استفاده کرد


2-1-2- نظم منطقی علوم قبلی: یکی از کارهایی که بشر می تواند در حوزه آثاری که قبلاً آفریده شده اند، انجام دهد، چینش واقعیات کشف شده در کنار یا به دنبال یکدیگر به یک روش منطقی و قابل فهم است. این انتخاب، بر اثر دانش، اندیشه و نیز آگاهی اندیشمند از منطق نظم، نظم و ارتباط منطقی واقعیات پدید می آید. نظم منطقی مبتنی بر توالی زمان، ارتباط های مکانی و روابط علت و معلولی اشیاء، پدیده ها و رخدادها است.

ساختارها یا تنظیم‌های مبتکرانه، می‌تواند روح تازه‌ای به واقعیات مستند ببخشد و بستر انتقال پیام‌ها یا ایجاد جذابیت، کشش یا تعلیق در آثار شود.


2-1-3- نظم مبتکرانه آثار گذشته: اختلاف این مورد با مورد بالا در این است که نوع چینش یا توالی واقعیات، نه بر اساس نظم منطقی، بلکه بر پایه ذوق، سلیقه، ابداع، ابتکار، خلاقیت یا نوآوری پدید آورنده صورت می گیرد که این ها نیز بر پایه ترکیب تخیلات تمثیلی دیگر اشیای موجود حقیقی یا غیرحقیقی، یا تخیل ابداعی یا تقلید از نظم تخیلی دیگران بنا شده اند. این گونه ساختارها یا تنظیم های مبتکرانه، می تواند روح تازه ای به واقعیات مستند ببخشد و بستر انتقال پیام ها یا ایجاد جذابیت، کشش یا تعلیق در آثار شود.

2-1-4- تدبر و تامل در آثار گذشتگان و فراتر رفتن از آن: تدبر و تامل به معنی فراتر رفتن از متن به سوی عبرت ها، نتیجه ها، حکمت ها، علت ها، پیام ها و هدف ها است. در این صورت می توان با الهام از پیام یا واقعیت، حکم و مفهوم، اثری آفرید که بتواند آن حقیقت، واقعیت، هدف، مفهوم یا پیام را به گونه ای به مخاطب منتقل سازد. به عبارتی، به خلق اثری بر اساس روح دین پرداخت. بنابراین، می توان با شناخت یک علم یا رشته و یا دین، آثاری در راستای القای احساس، اندیشه و دانش عمیق دینی آفرید (گستره تخیل در آفرینش دینی برای کودک و نوجوان، رفیعی، 32-33).


2-1-5- رفتن از ظاهر به باطن، از مصداق به مفهوم، از مفهوم به مصداق و از مورد به تطبیق: آموزه ها و متون دینی، افزون بر ظاهر، حاوی باطن و باطن هایی متعددند و هر یک از باطن ها دارای مصداق های فراوانی هستند. همچنین بسیاری از مصداق های ذکر شده در آموزه های اصیل دینی، یکی و تنها یکی از مصداق های مفهومی فراگیرند. مفاهیم نیز گاه می توانند دارای مصداق هایی بی شمار باشند. بشر می تواند با تفکر و تامل این مصداق ها را یافته و به طور خلاقانه به آنها بپردازد. بعلاوه، ذکر یک مورد در آموزه ها اصیل دینی، اغلب به معنی انحصار حکم یا مفهوم به یک مصداق نیست، بلکه مشابه و مطابق یک مورد را می توان به مدد اندیشه و تخیل یافت. این نمونه، آموزه های ماندگار دینی را به فراتر از زمان و مکان مصداق های اندک زمان پیدایش خود می برد (گستره تخیل در آفرینش دینی برای کودک و نوجوان، رفیعی، ص 31).
به علاوه، بشر می تواند با انتقال دانش یک دوره و تمدن دیگر و بومی سازی آن در تمدن اسلامی و همچنین انتقال دانش اسلامی به داخل تمدن های دیگر در جهت شکوفایی بیشتر آن بکوشد.

با اهتمام به حرکت از ظاهر به باطن و از مفهوم به مصداق می توان آموزه‌های ماندگار دینی را فراتر از زمان و مکان مصداق‌های اندک زمان پیدایش خود ‌برد


3- وقف از دیدگاه اسلام:
میل به جاودانه زیستن، روح نوع دوستى، دریافت معنوی، اندیشه ی اجتماعى، همکارى متقابل، حس عزت و غروری (احساس متعالی) که انجام کار نیک در انسان به وجود می آورد، همواره انسان های خیرخواه را تشویق کرده تا در کنار زندگی روزمره و کار و تلاش خویش، آثاری را که بخشى از آن براى دیگران سودمند است از خود به یادگار بگذارند تا خیر و برکت آنها در اختیار جامعه قرار گیرد. در این میان، ادیان الهى، در جهت هدایت جوامع بشرى و تشویق انسان براى کمک به همنوعان خود نقشی اصلى دارند و بسیارى از مردم با تأسى از این ادیان به شرکت در حل مسائل اجتماعی ترغیب شده اند. تا حدى که بعضى تا سرحد ایثار و فداکارى پیش رفته اند. در این رابطه مى توان گفت وقف یکى از مصادیق بارز و نمونه هاى زنده و روشن این نوع دوستى و مشارکت عمومى و همکارى اجتماعى است. در کتاب جواهر آمده است که «وقف عقدی است که ایستایی اصل مال و و رهایی منافع را می رساند» (گستره مبانی وقف در قرآن کریم، مفهوم شناسی وقف، شاهد خطیبی، ص 2).
نهاد وقف در ادوار مختلف وجود داشته است اما، با اسلام معنایی روشن تری به خود گرفت و به صورت جهت دار مطرح شد (ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی وقف، یگانه، ص 77). در قرآن کلمه وقف به صورت مصطلح به کار برده نشده است؛ اما واژه ها و عبارات عامی داریم که یکی از موارد آنها را می توانیم وقف بدانیم، مثل کلمه ی «خیرات»، «انفاق»، «اطعام»، «تعاون»، «احسان»، «جهاد مالی». (راهکارهای گسترش فرهنگ وقف و شرایط آن، پاک نیا تبریزی، ص114). قرآن انسان را به سبقت در خیرات تشویق می کند و در آیه 61 سوره مؤمنون می فرماید: «أُولَئک یسارِعونَ فی الْخَیرَات وهم لَها سابِقُونَ» «اهل ایمان در کارهاى نیک شتاب مى ورزند و در انجام آنها سبقت مى جویند».
با مروری بر ابتدای شکل گیری تمدن اسلامی و پایه ریزی آن می توان شاهد این سنت حسنه و رواج آن در بین مسلمانان بود. در واقع، از همان سال های اولیه که اسلام در مدینه قدرت سیاسی پیدا کرد به مسئله ی وقف توجه شد. چنانکه گفته شده است، «اولین وقف در اسلام توسط پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) و پس از غزوه ی احد صورت گرفت. پس از جنگ، پیامبر هفت نخلستان را که شخصی یهودی به نام مُخَیریق وصیت کرده بود در صورت کشته شدنش در جنگ در اختیار پیامبر قرار بگیرد، بر مسلمانان وقف کردند» (نخستین موقوفه در اسلام، عالم زاده، ص76). به دلیل تأکید و تشویق اسلام، املاک و زمین های وقفی در سرزمین های اسلامی رشد چشم گیری یافت. به تدریج این امر یک سنت و فرهنگ اسلامی شد و نیکوکاران با وقف و اهدای اموال و املاک خود مانند مدرسه ها، حوزه های علمیه، کتاب و کتابخانه، توسعه مراکز عبادی مثل مسجد، محل عزاداری ها، قنات و آب و اراضی کشاورزی، توسعه مراکز بهداشتی و درمانی، کارون سرا، پل، رصدخانه، مرکز تجمع علما، اماکن عام المنفه برای امور خیریه و استفاده عام المنفعه در راستای بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه گام بر می داشتند. این اهتمام خاص مسلمانان به پدیده وقف باعث گسترش سنّت وقف و نهضت ارتقای زندگی اجتماعی امت اسلامی در گذشته شد (نظام وقف در بیمارستان های دوره ی اسلامی از ابتدا تا آغاز عثمانی، منتظر قائم و همکاران، ص 195).

وقف یکى از مصادیق بارز و نمونه‌هاى زنده و روشن نوع دوستى و مشارکت عمومى
و همکارى اجتماعى است


3-1- نقش بشر در شکوفایی سنت حسنه وقف:
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چگونه می توان یک سنت حسنه اسلامی مانند وقف را ترویج داد و از آن در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی بهره گرفت؟ مسلمانان به روش های متعددی می توانند سنت حسنه وقف را شکوفا نمایند، که در ادامه به آنها پرداخته می شود:


3-1-1- زمینه سازی و فرهنگ سازی: فرهنگ سازی یکی از مهمترین روش هایی است که در شکوفایی سنت حسنه وقف تاثیرگذار است. در این زمینه باید سعی شود به شکلی صحیح از طریق تعریف عملیاتی وقف، تصحیح معنا و مفهوم آن، برنامه ریزی (فعالیت وقف از کجا و با چه مکانیزمی آغاز گردد) به جامعه تفهیم شود که وقف چه آثار و پیامدهایی دارد و به لحاظ شرعی و قانونی تا چه اندازه می توان از آن بهره مند شد. صدا و سیما می تواند در این امر تاثیر بسزایی داشته باشد.

فرهنگ ‌سازی یکی از مهمترین روش ‌هایی است که در شکوفایی سنت حسنه وقف تاثیرگذار است.


3-1-2- مشخص کردن نیازهای روز جامعه و مصادیق وقف: راهکار دیگر، می تواند روشن کردن مصادیق وقف و گوشزد نمونه های عینی نیازهای جامعه به مردم باشد، تا آنان ضمن علاقه ای که به وقف پیدا کرده اند، مشکلات و نیازها را لمس نمایند و در این راه قدم هایی بردارند (راهکارهای گسترش فرهنگ وقف و شرایط آن، پاک نیا تبریزی، ص123).


3-1-3- تبیین آیات وقف و بیان سیره و سخن اهل بیت (ع) در زمینه وقف برای متمولین متدین: آگاهی مردم از فوائد بی شمار معنوی و مادی وقف بر رشد این سنت حسنه تاثیر دارد. از این رو، نیاز است با معرفی آیات و سیره اولیای الهی، باور و اخلاق مؤمنان را ارتقا بخشیده و وقف و انفاق را از دل سوزی و توزیع صرف عواطف به خداخواهی و خیرخواهی حق طلبانه، عاقلانه و عادلانه تبدیل نمود. بعلاوه، با تبیین این امر که وقف یک نوع سرمایه گذاری در بانک خدا است، می توان توجه به وقف را برانگیخت. همانطور که می دانیم همه انسان ها دوست دارند در کسب و کار روزمره خود بالاترین سود و بهره ممکن را به دست آورند، و مال نیز به قیمت اتلاف عمر حاصل می شود؛ لذا آنچه با چنین قیمت گزاف و هنگفتی فراهم می شود، شایسته است که جاودانه گردد؛ و برای جاودانگی مال راهی بهتر از وقف و انفاق )باقیات صالحات) وجود ندارد. جهان بینی اسلام متکفل بیان باورهای بنیادین، صحیح و نجات بخش است. ایمان به این باورها هنگامی که فراگیر شود و تفاهم شناختی نسبت به آنها حاصل شود امکان عمل به آنها فراهم می شود (مبانی، اهداف و جایگاه وقف در مکتب اقتصادی اسلام، جهانیان، ص 60).

روشن کردن مصادیق وقف و گوشزد نمونه‌های عینی نیازهای جامعه به مردم باعث احیاء سنت وقف می شود


3-1-4- بهبود و معرفی نهاد وقف: نهاد وقف از جمله نهادهای تأثیرگذار در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در جامعه است از این رو، باید تبیین شود که نهاد وقف توان آن را دارد که به برخی از امور مذهبی و فرهنگی جامعه سمت و سو دهد و با حمایت خود، تفکر و اندیشه ی مسلط بر جامعه را هدایت نماید. باید نشان داده شود که این نهاد به طور چشمگیری خلاء های موجود را در جهت رفاه و آسایش افراد جامعه پر می کند.


3-1-5- اعتمادسازی: مردم نباید در مورد عملکرد متولیان وقف، تردید داشته باشند؛ آنان باید اطمینان کامل پیدا کنند که اموال موقوفه ی آنها پایمال نخواهد شد و در مسیر ارزشی خود استفاده می شود. همچنان که خداوند متعال پایداری و سود اخروی آن را تضمین فرموده، متولیان وقف نیز باید با عملکرد مخلصانه این را ثابت کنند (راهکارهای گسترش فرهنگ وقف و شرایط آن، پاک نیا تبریزی، ص123).


3-1-6- بها و ارج دادن به اقلام وقفی کوچک: مسلماً همه ی نیکوکاری ها و فداکاری ها در انسان احساس عزت و غرور (احساس تعالی) به وجود می آورند، و این کوچکی و بزرگی نیکوکاری نیست که باعث این احساس تعالی می شود بلکه خود نیکوکاری است. از این رو، چنانکه کسی فقط یک کتاب را وقف نمود، نیاز است که با او به مانند همان کسی برخورد شود که یک مدرسه را وقف نموده است، تا فرد هم احساس خوب نیکوکاری را حس نماید و هم انگیزه داشته باشد هر آنچه را احساس می کند به بشریت کمک می کند، در آینده وقف نماید. بعلاوه، این ارج نهادن باعث گسترش محدوده ی وقف می شود.


3-1-7- کاهش تضاد طبقاتی و بالا بردن سطح رفاه مردم: در هر دوره تاریخی و در هر سرزمینی، تحولات فرهنگی و علمی، بی تردید به شکل غیرقابل انکاری، متاثر از اوضاع و شرایط اقتصادی آن دوره و سرزمین است، سطح رفاه مردم نیز تاثیر زیادی در انجام اعمال صالح داشته است. در روایت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) غنا و مال داری را بهترین کمک به تقوا دانسته اند؛ یعنی فقر و نیاز نه تنها لازمه ی تقوا نیست، بلکه بی نیازی و برخورداری، تقواپیشگی را آسان تر می کند. در عبارت پیامبر گرامی (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، از غنا به «نِعم العونُ علی التقوی» یاد شده است سعنی بهترین یارِ تقوای الهی، بی نیازی است (میزان الحکمة، الری شهری، ج‏7، ص290).


3-1-8- بیان کارکردهای وقف در جامعه اسلامی و تبلیغ آثار اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی که وقف بر جا خواهد گذاشت: از جمله آثار وقف ایجاد استقلال در دیگران، زدودن محرومیت و فقر از سطح جامعه، ایجاد شادی در دیگران، ایجاد احساس خوب نسبت به جامعه اسلامی، رشد معنوی، گسترش علوم و فنون، تألیف قلوب است. همچنین، این اقدام عدالت اجتماعی را در پی دارد، زیرا وقف کنندگان از امکاناتی که خود برخوردارند، دیگران را نیز برخوردار می کنند (راهکارهای گسترش فرهنگ وقف و شرایط آن، پاک نیا تبریزی، ص123).

از جمله آثار وقف ایجاد استقلال در دیگران، زدودن فقر از سطح جامعه، ایجاد شادی در دیگران، ایجاد احساس خوب نسبت به جامعه اسلامی، رشد معنوی، گسترش علوم و فنون، تألیف قلوب است


از جمله روش هایی دیگر که می توان سنت وقف را در جامعه گسترش داد و باعث رشد و شکوفایی آن شد عبارتند از: از بین بردن فرهنگ حرص و طمع، زمینه سازی عاطفی (تحریک احساسات و سرریز عواطف)، قرار دادن اموال وقفی در خدمت امور مختلف، سرمایه گذاری در آگاهانیدن مردم، ترویج دانش، آگاهی و فرهنگ عمومی درباره ی وقف، تأسیس بنیادهاى وقفى بیشتر، گستردن حوزه وقف برای جذب افرادی با سلیقه های مختلف و ... . به این ترتیب، سنت حسنه وقف رشد و پیشرفت خواهد کرد. در سنت حسنه وقف هم احساس تعالی و عزت انسان تقویت می شود و هم دیوارهای بی تفاوتی نسبت به زندگی دیگران فرو می ریزد، از این رو، وقف زمینه ساز و بسترساز تحقق اهداف دین و مقاصد شریعت می شود.

روش‌های احیاء سنت وقف عبارتند از: از بین بردن فرهنگ حرص و طمع، زمینه‌سازی عاطفی، قرار دادن اموال وقفی در خدمت امور مختلف، سرمایه‌گذاری در آگاهانیدن مردم، ترویج دانش، فرهنگ عمومی درباره‌ی وقف، تأسیس بنیادهاى وقفى بیشتر، گستردن حوزه وقف برای جذب افرادی با سلیقه‌های مختلف


بحث و نتیجه گیری:
تمدن و فرهنگ یک میراث اجتماعی است که باید فعالیت بشر برای حفظ و پیشبرد آن، مداومت و استمرار یابد. بشر در صورتی می تواند باعث رشد و شکوفایی تمدن اسلامی شود که به اسلام و اصول آن رجوع نماید. زیرا اسلام بر پایه نظام ارزشی و فکری خاصی بنیاد نهاده شد است و ﭘﺎﯾﻪ ﺗﻤﺪن، نه ﻋﻠﻢ و ﺗﮑﻨﻮﻟـﻮژی ﺑﻠﮑـﻪ ﻓﺮﻫﻨـﮓ و ﺑﯿـﻨﺶ و ﮐﻤـﺎل ﻓﮑﺮی اﻧﺴﺎن در زمینه مولفه های تمدنی اﺳﺖ. از آنجا که تمدن اسلام خود بن مایه های هدایت و پیشبرد کاروان بشری را دارد، بشر نیز می تواند با برنامه ریزی منظم علمی آن را به سطح بالای پیشرفت مادی و معنوی برساند، بدون آنکه ارزش های اخلاقی خود را از دست بدهد؛ زیرا تمدن جدید اسلامی باید بر اساس تعادل بین کم و کیف، ماده و روح، وسیله و هدف، و بالاخره علم و وجدان باشد. به عبارت دیگر، نهضت جهان اسلام در جدا شدن از ارزش ها نیست، بلکه در جمع بین علم و ایمان است. بهترین راه رشد و شکوفایی بعضی از ویژگی های یک تمدن ، استفاده از دﺳـﺘﺎوردﻫﺎی ﺗﻤـﺪن ﺟﺪﯾـﺪ و ﺻـﺒﻐﻪ اﺳـﻼﻣﯽ بخشیدن به آنها است، اما برخی از ویژگی های تمدنی دیگر را می توان با پذیرش کارکردهای آن و نهادینه کردن آن در راستای تعالی بشر، رشد داد و شکوفا کرد. همچنین، می توان با اشاعه تعالیم اسلامی به کشورهای دیگر نیز در رشد و شکوفایی آن موثر بود. ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ اﺳﻼم دارای ﺟﻮﻫﺮه و روﯾﮑﺮد ﺗﻤﺪﻧﯽ است، از این رو، جهت دادن به اعمال بر طبق آن تعالیم باعث می شود هم ایجاد تمدن جدید از یک پشتوانه ارزشی برخوردار باشد، و هم تمدنی که خود اسلام معرفی کرده و پایه گذار آن بوده است، مداومت یابد.

فهرست منابع
- قرآن کریم
- استیعاب، ابن عبد البر، تحقیق علی محمد البجاوی، ج4، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1992.
- الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، ج2، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1415.
- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج1، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365ش.
- امتاع الاسماع، احمد بن علی مقریزی، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، ج1، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1999.
- ﭘﻮﯾﺎﯾﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺗﻤﺪن اﺳﻼم و اﯾﺮان، ﻋﻠﯽاﮐﺒﺮ وﻻﯾﺘﯽ، ﺗﻬﺮان، وزارت اﻣﻮر ﺧﺎرﺟﻪ، 1382.
- ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن، ﻫﻨﺮی ﻟﻮﮐﺎس، ﻋﺒﺪاﻟﺤﺴﯿﻦ آذرﻧﮓ (مترجم)، ﺗﻬﺮان، ﮐﯿﻬﺎن، 1366.
- تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، قم، جامعه مدرسین، 1404.
- تفکر منطقی روش تعلیم و تربیت، گوردون هولفیش و فیلیپ ژ اسمیت، علی شریعتمداری (مترجم)، چاپ هفتم، تهران، انتشارات سمت، 1385.
- تمدن چیست؟ علی شریعتی، مجموعه آثار ۱۱، کانــون آرمــان شــریعتـی، www.slideshare.net/sco1385/ss-2649351‎
- الجامع الصغیر، جلال الدین سیوطی،چاپ اول، ج2،بیروت، دارالفکر، 1981.
- روضة الواعظین، محمد بن حسن فتال نیشابوری، قم، انتشارات رضی.
- سرچشمه های دانش و تخیل، جاکوب برونوفسکی، کامبیز عزیزی (مترجم)، چاپ اول، انتشارات دنا، 1368.
- سنن، عبدالله بن بهرام الدارمی، ج1،دمشق، مطبعة الاعتدال، 1349.
- عاملیت آدمی از دیدگاه ریچارد رورتی و پیامدهای آن در تربیت اجتماعی، خسرو باقری و نرگس سجادیه، فصلنامه نوآوری های آموزشی، شماره 13، سال چهارم، 1384.
- ﮐﺎرﻧﺎﻣﻪ اﺳﻼم، ﻋﺒﺪاﻟﺤﺴﯿﻦ زرﯾﻦ ﮐﻮب، ﺗﻬﺮان، اﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ، ﺑﯽ ﺗﺎ.
- کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، المتقی الهندی، تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوة السقا، بیروت، ج10،مؤسسه الرسالة، 1989.
- گستره تخیل در آفرینش دینی برای کودک و نوجوان، سیدعلی محمد رفیعی، کتاب ماه کودک و نوجوان، شماره 133، 1387.
- گستره ی مبانی وقف در قرآن کریم، حسین شاهدخطیبی، مفهوم شناسی وقف، پایگاه لیله القدر، 1390، lailatolgadr.ir.
- مبانی، اهداف و جایگاه وقف در مکتب اقتصادی اسلام، ناصر جهانیان، فصلنامه علمی پژوهشی اقتصاد اسلامی، سال یازدهم، شماره 42، 1390.
- ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﮔﺎﻫﻮاره ﺗﻤﺪن، وﯾﻞ دوراﻧﺖ، اﺣﻤﺪ آرام، ع. ﭘﺎﺷﺎﯾﯽ، اﻣﯿﺮﺣﺴـﯿﻦ آرﯾـﺎن ﭘـﻮر (مترجمین)، ﺗﻬـﺮان، ﺳـﺎزﻣﺎن اﻧﺘﺸﺎرات و آﻣﻮزش اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ، 1365.
- میزان الحکمة، محمد الری شهری، مج‏7، ص‏290، ح‏14997.
- نخستین موقوفه در اسلام، هادی عالم زاده، وقف میراث جاویدان، ش 3، 1372.
- نظام وقف در بیمارستان های دورة اسلامی از ابتدا تا آغاز عثمانی، اصغر منتظر قائم، شمس حسینی، کیومرث عظیمی، فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ اسلام –سال سیزدهم، شماره چهارم، 1391، شماره مسلسل 5.

پی نوشتها
-----------------------------------------------------------------
1 . civilization
2. در این پژوهش علم نه تنها به معنای علوم تجربی بلکه به معنای دانستن و دانایی تلاش برای دستیابی به آن در نظر گرفته شده است.
3. خداوند در سوره‌ی العلق آیات 1 تا 5 می‌فرماید: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید، «خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ» همان کس که انسان را از خون بسته‏اى خلق کرد. «اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ» بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است. «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» همان کسى که بوسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست یاد داد. «عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَالَمْ یَعْلَمْ» سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت.
4. از آنجا که در عصر پست‌مدرن به سر می‌بریم در نحوه رشد و شکوفایی علم بیشتر سعی شده است تاکید بر پیش‌فرض‌های اسلامی باشد و اینکه بشر چگونه می‌تواند این پیش‌فرض‌ها را رشد دهد.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر