كسانى كه در انتخاب دوست دقّت نمى ‏كنند، ممکن است با انتخاب دوست ناباب در معرض سقوط و نابودى قرار گیرد.

نقش دوست ناباب در سرنوشت انسان‏

نقش دوست ناباب در سرنوشت انسان‏

یکی از عوامل سازنده شخصيت انسان همنشين و دوست است، چرا كه انسان خواه و ناخواه تاثيرپذير است و بخش مهمى از افكار و صفات اخلاقى خود را از طريق دوستانش مى ‏گيرد، اين حقيقت هم از نظر علمى و هم از طريق تجربه‏ و مشاهدات حسى به ثبوت رسيده است.[1]

اين تاثيرپذيرى از نظر اسلام تا آن اندازه است كه حضرت على بن ابى طالب علیه السلام در گفتار گوياى خود مى ‏فرمايند: «هر گاه وضع كسى بر شما مشتبه شد و دين او را نشناختيد به دوستانش نظر كنيد، اگر اهل دين و آئين خدا باشند او نيز پيرو آئين خدا است و اگر بر آئين خدا نباشند او نيز بهره‏ اى از آئين حق ندارد».[2]

و به راستى که گاه نقش دوست در خوشبختى و بدبختى يك انسان از هر عاملى مهمتر است، زمانی او را تا سر حد فنا و نيستى پيش مى ‏برد و زمانی او را به اوج افتخار مى‏ رساند.

خداوند در آيات 27 و 28 سوره فرقان می فرماید: «وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى‏ يَدَيْهِ يَا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا* يَا وَيْلَتَى‏ لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِيلًا»- و به خاطر بياور روزى را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مى ‏گزد و مى ‏گويد: اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم* اى واى بر من! كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم‏.

در شأن نزول این آيات داستان عبرت انگیزی نقل شده است که تاثیر دوست ناباب و نااهل را به روشنی نشان می دهد. نقل شده است در عصر پيامبر صلی الله علیه و آله دو تن از مشركان به نام «عُقْبه» و «ابَىّ» با هم دوست بسيار صميمى بودند. عقبه با اينكه كافر بود، ولى پيامبر را دوست مى‏ داشت. روزى پيامبر را در جمع‏ دوستان خود به صرف غذا دعوت كرد. پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من تا به يگانگى خدا و رسالت من گواهى ندهى، از غذاى تو نمى‏ خورم. عقبه شهادتين ‏را گفت و مسلمان ‏شد، ابى اين خبر را شنيد و بر عقبه سخت برآشفت و گفت: چرا به پيامبر ايمان آورده ‏اى، من از تو راضى نمى ‏شوم مگر اينكه از مكتب اسلام برگردى و به پيامبر خدا اهانت كنى. عقبه از اسلام و پيامبر برائت جست و از ايمانش برگشت و پس از مدتى در جنگ بدر به دست ياران پيامبر صلی الله علیه و آله كشته شد.[3]

آری این زبان حال عقبه و مانند اوست که در روز #قیامت می گویند: اى كاش شخصى كه درِ گناهان را به رويم گشود و سعادت را از من دور كرد، به عنوان دوست خود بر نمى ‏گزيدم. اى كاش با شخصى كه مرا از ياد و نام حضرت دوست غافل كرد و شيطان را قرين و همراهم ساخت، دوست نمى ‏شدم. این شأن نزول نشان می دهد که انسان چگونه ممكن است تا مرز سعادت پيش برود، اما يك وسوسه شيطانى از ناحيه يك دوست بد او را به بدبختی و خسارت بازگرداند و سرنوشتى سیاه و شوم را براى او فراهم سازد كه از حسرت آن روز قيامت هر دو دست را به دندان بگزد، و فرياد «يا ويلتى» از او بلند شود.

اميرمؤمنان عليه السلام در سخنی تاثیر دوست و همنشین بد را اینگونه بیان می کنند: «همنشينى با بدان باعث آلودگى انسان مى ‏شود، همان ‏گونه كه نسيم دلنواز اگر از روى مزبله ها و مكان هاى بدبو عبور كند، بدبو مى ‏شود».[4]

روح انسان، به ویژه جوانان مانند نسيم با طراوت و دل ‏انگيز است كه اگر از روى گل ها بگذرد و همنشين باغ گل شود، عطر خوش گلها را به همراه مى ‏آورد و چنانچه از روى مزبله ‏ها و جاهاى بدبو عبور نموده و همنشين زباله‏ ها و كثافات گردد، به رنگ و بوى آنها درخواهد آمد.

در حديثى از امام جواد علیه السلام مى ‏خوانيم: «از همنشينى بدان بپرهيز كه همچون شمشير برهنه ‏اند، ظاهرش زيبا و اثرش بسيار زشت است‏».[5]

آيات و روایاتی که در قبل گذشت هشدارى است براى تمام كسانى كه در انتخاب دوست دقّت نمى ‏كنند و خود را با انتخاب دوستان ناباب در معرض هلاكت و نابودى قرار مى‏ دهند. البته نباید دوست را تنها به دوستان و رفیقانی که با آنها همنشین هستیم منحصر کنیم بلکه از هر چیزی که به عنوان دوست انسان محسوب مى‏ شوند پرهيز لازم است مانند رسانه ‏هاى آلوده فضای مجازی كه در دنياى امروزی بدترين بلاها و منشأ فساد و سبب تباهی و سقوط انسان.

خیلی باید توجه داشت و در انتخاب دوست مناسب دقت کرد چرا که براى باقى ماندن در راه راست و پرهيز از افتادن در هلاکت و جاده سقوط، شرط حیاتی به شمار می رود.

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] تفسير نمونه‏، مكارم شيرازى، ناصر، دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1374 ش‏، ج ‏15، ص 72.

[2] صفات الشيعة، شیخ صدوق، أعلمى‏، تهران‏، 1362 ش‏،، چاپ اول‏، ص 6.

[3] تفسير نمونه، ج‏15، ص: 68

[4] عيون الحكم و المواعظ، ليثى واسطى، على بن محمد، دار الحديث‏، قم‏، 1376ش‏، ص 304.

[5] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، حلوانى، حسين بن محمد ، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم‏، 1408 ق‏، ص 136.


مطالب مرتبط