نقش دین در مدیریت زندگی جمعی رضا حریری

نقش دین در مدیریت زندگی جمعی
۲۶ فروردین ۱۳۹۶ 407 9.3 KB 71 0

نقش دین در مدیریت زندگی جمعی

نقش دین در مدیریت زندگی جمعی

رضا حریری

چکیده

در سده های اخیر عده ای بر اساس ادعای تعارض دین و علم تجربی و دین و آزادی، توانایی دین در امور اجتماعی، حکومت و سیاست را منکر شدند. خدا محورى جاى خود را به انسان‏ محورى داد و مأموریت انسان سامان دادن به زندگی دنیایش، به وسیله عقل و دانش بشری تعریف شد. این تغییر به اروپای بعد از رنسانس بر می گردد که با عنوان سکولاریسم رشد و نمو یافت. اسلام شناسان با این جریان مخالفت جدی داشته اند. عمده دلیل نپذیرفتن سکولاریسم توسط دین شناسان مسلمان وجود گزاره های حقوقی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. آنها بر این باورند که خداوند برای دست یابی بشر به سرنوشت مطلوب باید به وسیله وحی و دین، برنامه جامعی نسبت به متغیرهای فردی و جمعی زندگی ارائه دهد.

کلید واژگان: سکولاریسم، اسلام و سکولاریسم، اسلام و متغیرهای اجتماعی، متغیرهای جمعی

مقدمه

مسئله

آیا دین حق ورود در تصمیم گیری اجتماعی را دارد؟

میزان اثرگذاری دین در ساحات زندگی و رابطه ادیان با توسعه و رشد، از سلسله موضوعاتی است که مدت زمان طولانی در بین اندیشمندان، صاحبان قدرت و سیاستمداران مطرح بوده است.

با ظهور ادیانی نظیر اسلام، مسیحیت و یهود تا قرن ها اندیشمندان و متدینین به این ادیان بر این باور بودند که دین در ساحات فردی و اجتماعی زندگی انسان دارای برنامه است و معتقد به توانایی دین برای مدیریت جمعی بودند.

در سده های اخیر در غرب از میان سرزمین های مسیحی عده ای منکر ورود دین به ساحات اجتماعی انسان شدند و معتقدند دین مربوط به امور روحی و شخصی است. پس نباید در حوزه های جمعی، جامعه سازی، مدیریتی و قانون گذاری وارد شود.

این نگرش تحت عنوان سکولاریسم جریان غالب فکری و رفتاری اندیشمندان و دولت مردان غربی است. نفوذ سکولاریسم به جوامع شرقی، با واکنش های متفاوتی روبرو بوده است. در این میان دین شناسان مسلمان بین اسلام و سکولاریسم سنخیتی نمی دیدند. آن ها شکل گیری و نمو سکولاریسم را به ضعف متون مسیحیت، جزم اندیشی و شیوه برخورد اربابان کلیسا مربوط می دانستند.

دین شناسان مسلمان معتقدند از آنجا که ضریب تأثیر متغیرهای جمعی از ضریب تأثیر متغیرهای فردی در زندگی بشریت بیشتر است، دین به عنوان نظرخداوند باید برای رساندن انسان به سعادت مادی و اخروی در بخش های اجتماعی و مدیریتی دارای برنامه باشد.

مقاله حاضر در صدد تحلیل و بررسی اجمالی مفهوم سکولاریسم، رابطه سکولاریسم و اسلام، و معرفی برخی گزاره های اجتماعی اسلام است.

1- سکولاریسم در لغت و اصطلاح

واژه‌ی سکولار[1] در لغت، به صورت وصفی (و نیز اسمی) به کار می ‏رود و در این حالت به دو معنا استعمال می شود:

معنای اول: وصف سکولار، به معنای «عصر یا دوره‌ی طولانی»[2]

معنای دوم: وصف سکولار به معنای دنیوی و یا مربوط به دنیا و متعلق به دنیا، به کار می رود. این واژه‌ در این معنا، در هر دوره ای وصف امور زیر قرار گرفته:[3]

الف) محدود شدن قلمرو مالکیت کلیسا، روحانیون مسیحی غیرراهب (دنیا گرا)[4] کشیش های عرفی[5]،

ب) اموری که از کلیسا و دین فاصله دارند.[6]

در یک جمع بندی اجمالی، دنیامداری و دنیاگرائی، طرفداری از اصول دنیوی و عرفی و این جهانی بودن، امروزی بودن و در زمان حال زیستن[7]بهترین و دقیق ترین معادل برای واژه سکولار است. ترجمه علمی دنیاگرایی و عقلانیت واژه مناسبی برای سکولار نیست.[8]

دنیامداری و دنیاگرائی، طرفداری از اصول دنیوی و عرفی و این جهانی بودن، امروزی بودن مهمترین معادل برای واژه سکولار است.

2- سکولاریسم و اسلام

هر انسانی با اندک تأملی با حس خود می یابد در عالمی زندگی ‌می کند که چرخه ای از فعل‌ و انفعالات شبکه ای و به هم مرتبط است؛ بدن در روح اثر می گذارد و روح در بدن، هم نوع بر هم نوع و هر سه در محیط و محیط در هر سه، و همه آنها در مجاری ماورایی و مجاری ماورائی در همه آنها تأثیر می گذارد.

تمام این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ها تابع قوانین و معادلاتی خارج از محدوده قدرت بشر و از پیش تعیین شده هستند.

بنابراین زندگی نیازمند عکس‌ العمل های صحیح در برابر متغیّرهای محیطی، انسانی و ماورائی است.

زندگی نیازمند عکس‌العمل های صحیح در برابر متغیّرهای محیطی، انسانی و ماورائی است.


بدون شناخت صحیح و جامع از نحوه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری این عوامل، نمی توان تصمیمی بهینه گرفت و حرکت زندگی به سوی اهداف را استمرار بخشید. خصوصاً زمانی که هدف انسان ابدیت و خروج کامل از محدودیت ها در نظر گرفته شود.[9]

در میان متغیرهای زندگی، ضریب تأثیر زندگیِ جمعی و اجتماع از ضریب تأثیر متغیرهای فردی بیشتر است. زندگیِ جمعی با وجود گروه ها، نهادها، سازمان ها، اقشار، فرهنگ، هنجارها، به عنوان یک متغیر همراه با متغیرهای فردی در تصمیم گیری های فردی و هدایت زندگی به سوی هدف مطلوب تأثیر می گذارد.

در میان متغیرهای زندگی، ضریب تأثیر متغیرهای جمعی از ضریب تأثیر متغیرهای فردی بیشتر است.


یافته ها حکایت از برتری و سلطة متغیرهای اجتماعی بر عملکرد متغیرهای فردی دارند.[10] زیرا نهادهای مدیریتی؛ کنش افراد را کنترل می کنند. به خصوص در زمان معاصر به دلیل گسترش نیازها، تأمین نیازهای افراد جامعه از طریق نهاد‌ها و فرهنگ اجتماعی انجام می شود و فرد از طریق ساختارهای کلان مدیریت می گردد.

بنابراین شیوة مدیریت جامعه در روند زندگی فردی تأثیر قطعی دارد و هر فرد، گروه یا مکتبی که به دنبال ارائه کیفیتی بهینه به زندگی بشر هست، باید برای مدیریت متغیرهای اجتماعی دارای برنامه جامع و منسجم باشد.

روش کنترل این متغیرها را نمی توان به عقل و تجربه بشری سپرد. زیرا عقل بشر اگر چه قدرت کشف واقعیت ها را دارد، اما قدرت کشف همه واقعیات را ندارد و مدعی آن هم نیست. تاریخ علم بشر نیز همان طور که گواه توانایی های او در رشد بشریت است، گواه خطاها و نقص های مستمر او در صحنه زندگی بشر نیز هست. اصولا اختلاف الحاد و الهیات بر سر میزان توانایی عقل برای مدیریت زندگی و سعادت بشر است.

عقل بشر قدرت کشف واقعیت را دارد، اما قدرت کشف همه واقعیات را ندارد، عمرِ یکبار مصرف در برابر ابدیت،‌ به چه طرح و برنامه ای سپرده شود تا بیشترین ضریب اطمینان و کمترین ریسک و ضریب خطا را داشته باشد؟

عمرِ یکبار مصرف در برابر ابدیت،‌ به چه طرح و برنامه ای سپرده شود تا بیشترین ضریب اطمینان و کمترین ریسک و ضریب خطا را داشته باشد؟

دین اسلام مدّعی کمال[11] برای عناصر حیاتی زندگی انسان نظیر متغیرهای جمعی باید طرح و برنامه ارائه ‌دهد، تا بتواند اهداف زندگی بشری را محقق کند. گزاره های سیاسی، حقوقی، جزایی، فرهنگی، اقتصادی و . . . موجود در قرآن و سنّت، همراه با انسجام محتوای درونی و تشکیل حکومت توسط پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و جانشین ایشان امیرالمومنین علی (علیه السلام) گواه روشنی بر این مدعا است. که به نمونه هایی از آنها اشاره می شود.، فراگیری[12] و خاتمیّت[13] است، نتیجه این مدعا این است که اسلام

دین اسلام مدّعی کمال، فراگیری و خاتمیّت است، نتیجه این مدعا این است که اسلام برای عناصر حیاتی زندگی انسان نظیر متغیرهای جمعی باید طرح و برنامه ارائه ‌دهد.



2-1. گزاره های سیاسی

آیات و روایات بسیاری حکومت را اصالتا منحصر در خداوند و منصوبین از طرف خداوند می داند:

إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ (انعام: 57)[14] تنظیم امور زندگی انسان فقط باید توسط خداوند تعیین شود.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ (سورة نساء: 59) اى کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید؛ پس هرگاه در امرى [دینى‏] اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب‏] خدا و [سنت‏] پیامبر [او] عرضه بدارید، این بهتر و نیک فرجام تر است.

دسته ای از آیات و روایات مدیریت کلان اجتماع را منحصر در انبیاء و منصوبین آنها می داند و نقطه مرکزی بعثت انبیاء را مدیریت اجتماعی و اقامه عدالت معرفی می کند:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (حدید:25) به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند.

أُولئِکَ الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ‏ وَ النُّبُوَّةَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرینَ (انعام: 89) آنان کسانى بودند که کتاب، حکومت و نبوت بدیشان دادیم‏.

ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ‏ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لی‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ (ال عمران: 79) هیچ بشرى را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبرى بدهد؛ سپس او به مردم بگوید: «به جاى خدا، بندگان من باشید.»

آیات و روایات حکومت را اصالتا منحصر در خداوند و منصوبین از طرف خداوند می داند.


یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً (نساء: 59) اى کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید؛ پس هرگاه در امرى اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به خدا و پیامبر عرضه بدارید، این بهتر و نیک ‏فرجام تر است.

دسته ای دیگر از گزاره های اسلامی نسبت به محورهای حیاتی سیستم های سیاسی نظرات صریحی را اعلام می کنند نظیر:

دِرْهَمٌ‏ یُوصَلُ‏ بِهِ الْإِمَامُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِیمَا سِوَاهُ مِنْ وُجُوهِ الْبِرِّ.[15] چنانچه یک ریال ناچیز به ‌دست امام که حاکم اسلامی است برسد، ضریب کارآیی آن برای رشد و تعالی جامعه، دو میلیون برابر خواهد بود.

فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ‏ الْوُلَاةِ[16] اصلاح امور اجتماع تابع اصلاح سیستم تصمیم گیران است.

هَذَا مَا أَمَرَبِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِی عَهْدِهِ إِلَیْهِ حِینَ وَلَّاهُ مِصْرَ جِبَایَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا [17] این فرمانى است که بنده خدا امیرالمؤمنین در پیمانش به مالک بن حارث‏ اشتر زمانى که او را به فرمانروایى مصر برگزید دستور داد، تا مالیاتهاى آن را جمع کند، و با دشمنش جهاد نماید، و به اصلاح اهلش برخیزد، و شهرهایش را آباد سازد.

وَ لَنْ‏ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره: 120) هرگز یهودیان و مسیحیان از تو راضى نمى شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى.

2-2. گزاره های حقوقی و جزایی

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ (نساء :34) مردان، سرپرست زنانند.

یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ (نساء: 11) خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش مى کند، سهم پسر، چون سهم دو دختر است.

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا (مائده: 38) و مرد و زن دزد را به [سزاى ] آنچه کرده اند، دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا قطع کنید.

لَإِقَامَه حَدٍّ فِیهِ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً

تأثیر اجرای مجازات‌ِ تعیین شده از سوی دین در حرکت جامعه به ‌سوی کمال، بیشتر از تأثیر چهل روز بارش باران است.


لَإِقَامَه حَدٍّ فِیهِ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً[18] تأثیر اجرای مجازات‌ِ تعیین شده از سوی دین در حرکت جامعه به ‌سوی کمال، بیشتر از تأثیر چهل روز بارش باران است. (ضریب اهمیّت مجازات ناقضین قوانین الهی، برای تحقّق جامعه مطلوب، بیش از منابع طبیعی است)

2-3. گزاره های فرهنگی

لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ( احزاب : 21) قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نیکوست.‏

لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَیْرٍ مَا لَمْ یَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ[19] تا زمانی که مسلمانان لباس و تغذیه غیر مسلمانان را مصرف نکنند در وضعیتی برتر خواهند بود.

2-4. گزاره های اقتصادی

أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا (بقره: 275)

انَّ اللَّهَ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِی مَالِ الْأَغْنِیَاءِ مَا یَسَعُهُمْ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّ ذَلِکَ لَا یَسَعُهُمْ لَزَادَهُمْ إِنَّهُمْ لَمْ یُؤْتَوْا مِنْ قِبَلِ فَرِیضَةِ اللَّهِ وَ لَکِنْ أُتُوا مِنْ مَنْعِ مَنْ مَنَعَهُمْ حَقَّهُمْ لَا مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ لَهُمْ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا حُقُوقَهُمْ لَکَانُوا عَائِشِینَ بِخَیْرٍ[20]

در مجموع تشکیل حکومت توسط پیامبر اسلام[21] (صلی الله علیه و آله) و امیرالمومنین علی (علیه ‌السلام)[22] و اقدام به مدیریت زندگی جمعی بر اساس محتوای دین، هم چنین وجود گزاره های سیاسی، جزایی، اقتصادی و . . . احتمالِ فردی بودن دین اسلام را، احتمالی بدون قرینة قرار می دهد. [23]

تا زمانی که مسلمانان لباس و تغذیه غیر مسلمانان را مصرف نکنند در وضعیتی برتر خواهند بود.


نکته: آیات و روایات مطرح شده نیازمند تشریح و توضیحات مفصل است و مقاله دیگری می طلبد.

نتیجه گیری

بشر برای دست یابی به اهداف خود باید عوامل و متغیرهای فردی و جمعیِ مرتبط با موقعیتِ خود را تنظیم کند.

تجربه و عقل بخاطر عدم شناخت کافی نسبت به تمام متغیرهای موثر در سرنوشت انسان، قادر به ارائه برنامه ای جامع برای تمام جوانب زندگی نیستند.

خداوند به عنوان خالق بشر، جهت دست یابی انسان به سعادت مادی و ابدی، باید برای عناصر حیاتی در زندگی بشر نظیر متغیرهای جمعی طرح و برنامه ارائه ‌دهد.

دین اسلام مدّعی کمال، فراگیری و خاتمیّت است، نتیجه اینکه اسلام برای عناصر حیاتی زندگی انسان نظیر متغیرهای جمعی باید طرح و برنامه ارائه ‌دهد، تا بتواند هدف یا اهداف خود را محقق کند.


منابع

بحارالأنوار (ط- بیروت) مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى دار إحیاء التراث العربی بیروت‏ 1403 ق‏

تاریخ علم، دامپى یر، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، سمت، تهران، 1371

تاریخ فلسفه غرب، برتراند راسل، ترجمه نجف دریابندرى، چاپ ششم، پرواز، تهران، 1373

دین، عرفى شدن و توسعه، محمدرضا آقایى، فصلنامه معرفت 30، پائیز 78، ص 33-44

ریشه ها و نشانه های سکولاریسم، علی ربانی گلپایگانی، تهران 1379 چاپ اول

غرر الحکم و درر الکلم‏ تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد محقق / مصحح: رجائى، سید مهدى، دار الکتاب الإسلامی، قم ‏1410 ق‏

فرهنگ واژه­ها، بیات، عبدالرسول، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، قم، چ اول 1386

الکافی(ط- الإسلامیة) کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد دار الکتب الإسلامیة تهران‏1407 ق‏

نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین‏، محقق: صالح، صبحی‏، هجرت‏، قم ‏1414 ق‏

وسائل الشیعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم ‏1409 ق‏


پی نوشتها
[1]- Secular

[2]- Long period

[3]- رک به: ریشه ها و نشانه های سکولاریسم / علی ربانی گلپایگانی، گفتار یکم: ‌سکولاریسم‌ و سکولاریزاسیون‌، ‌تطورات‌ تاریخی‌ بیات، عبدالرسول، فرهنگ واژه­ها، ص327

[4]- روحانیون سکولار در مقابل روحانیون «معمولی» یا «دینی» قرار دارند و مراد از آن، روحانیونی هستند که در انزوای راهبانه و یا پارسامنشانه به سر نمی برند، بلکه دارای یک زندگی دنیایی و زمینی هستند و به اصطلاح «در این جهان» زندگی می کنند. [مقصود این است که این روحانیون در جزییات زندگی خود، دغدغه رعایت اهداف و ارزش‌های دینی را ندارند.] به خلاف روحانیون دینی که دارای سلوک روحانی و زندگی پارسامنشانه بوده و به تعهدات دینی ـ صنفی روحانیت پایبند می باشند.

[5]- روحانیانی‌ که‌ در خدمت‌ جامعة‌ بیرون‌ از تشکیلات‌ دینی‌ بودند.

[6]- در فرهنگ‌ آکسفورد، سکولاریسم (Secularism) چنین‌ تعریف‌ شده‌ است: اعتقاد به‌ این‌ که‌ قوانین‌ آموزش‌ و سایر امور اجتماعی‌ بیش‌ از آن که‌ - یا به‌ جای‌ آن‌ که‌ - مبتنی‌ بر مذهب‌ باشد، بر داده های‌ علمی‌ بنا شود

The belief that laws education, should be based on facts, science rather than1 religion.

منظور از واژه علمی علوم طبیعی، تجربی است.

[7]- (نقطه مقابل ابدیت، عدم توجه وهماهنگی با ابدیت)

[8]- در زبان فارسی برای واژه سکولاریسم معادلی قرار داده شده که بیش از آنکه در جهت معنای واژه باشد کارکرد تاریخی و اجتماعی دارد.

رک: میزگرد سکولاریسم و فرهنگ، احمدی، نامه فرهنگ، سال ششم، ش ۱، ص ۲۰

سکولاریسم و اندیشه دینی در جهان معاصر، همتی، قبسات، دوره اول، ش اول ص ۹۲

تحلیل و بررسی سکولاریسم، جعفری، محمدتقی، قبسات، دوره اول، ش اول، ص ۵۴

[9]- الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ‏ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون‏ (بقره: 156)

[همان‏] کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد، مى گویند: «ما از آنِ خدا هستیم، و به سوى او باز مى گردیم»

وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ إِلَیْهِ‏ الْمَصیرُ (مائده: 18)

و فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو مى باشد از آن خداست، و بازگشت [همه‏] به سوى اوست.»

غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدیدِ الْعِقابِ ذِی الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَیْهِ‏ الْمَصیرُ (غافر3)

[که‏] گناه بخش و توبه پذیر [و] سخت کیفر [و] فراخ نعمت است. خدایى جز او نیست. بازگشت به سوى اوست.

خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ‏ الْمَصیرُ (تغابن3)

آسمانها و زمین را به حقّ آفرید و شما را صورتگرى کرد و صورتهایتان را نیکو آراست، و فرجام به سوى اوست.

[10]- فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ‏ الْوُلَاةِ (الکافی ج: ‏8 ،ص: 353) اصلاح امور مردم تابع اصلاح سیستم تصمیم گیران است

بسیاری ازاندیشمندان غربی (کل گرایی روش شناختی) هویت انسان را به طور کامل محصول و آفریده جامعه است. افرادی نظیر: ادموند بورکه، ادام مولر و هگل، کنت، مارکس بالغ، تولستوی، دورکهایم، تونیس، مالینوفسکی، جین و پارسونز

[11]- الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً، سورة مائده آیة 3

[12]- أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، سورة مائده آیة 19

[13]- لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ، سورة اعراف، آیة80

[14]- یوسف: 40 و67، «لَهُ الْحُکْمُ» انعام: 62- قصص: 70 و88، «اللَّهُ یَحْکُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ» رعد: 41، فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبیرِ (غافر: 12)

[15]- کافی ج: 1، ص: 538

[16]- الکافی ج: ‏8، ص: 353

[17]- نهج‌البلاغه صبحی صالح ص: 426

[18]- تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، جلد 10، صفحه 146

عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ علیه‌السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ "وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها"، قَالَ:

"لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَیُحْیُونَ بِالْعَدْلِ فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْیَاءِ الْعَدْلِ وَ لَإِقَامَه حَدٍّ فِیهِ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً."

یعنی ضریب اهمیّت اجرای قانون و مجازات ناقضین آن، برای تحقّق جامعه مطلوب، بیش از قدرت اقتصادی منابع طبیعی است.

[19]- محاسن ج: 2، ص410

[20]- کافی ج: 3، ص 496

[21]- برای مطالعه بیشتر به کتاب "الصحیح من سیره النبی‌الاعظم"، جعفر مرتضی عاملی، نشر سحرگاهان 1377

[22]- آیین نامة حکومتی که برای مالک اشتر هنگام نصب او به استانداری مصر نوشتند، از قرائن روشن بر مدیریت جمعی براساس قانون دین در صدر اسلام است.

شرح و تفسیر این آیین نامة حکومتی را می توانید در کتاب "حکمت اصول سیاسی اسلام"، علامّه محمدتقی جعفری، بنیاد نهج البلاغه 1373 مطالعه فرمایید.

[23]- برای دست یابی به حجم انبوه این گزاره ها برای ابعاد مختلف زندگی با مراجعه به موارد ذیل می توان قابلیت گزاره های اسلام را برای جامعه سازی و ایجاد تمدن را دریافت

توسعه در اسلام، نظام حقوق زن در اسلام، مالکیت در اسلام، مرزداری در اسلام، تعلیم و تربیت در اسلام، نظام رهبری در اسلام، علم در اسلام، نظام حکومتی و اداری در اسلام، نظام مالی در اسلام، ساختار کلان اقتصادی در اسلام، مسئولیت اجتماعی در اسلام، آزادی در اسلام، قانون در اسلام، نظام خانواده در اسلام، بازرسی در اسلام، هنر در اسلام، مدیریت کاربردی در اسلام، اقتدار در اسلام، مشروعیت در اسلام، عدالت در اسلام، قراردادهای بین‌المللی در اسلام، قضاوت در اسلام، حقوق کودک در اسلام، الگوی مصرف در اسلام، جزا و مجازات در اسلام، مشاوره در اسلام، تربیت بدنی و ورزش در اسلام، همزیستی در اسلام، حقوق مردم و زمامداران در اسلام، حمایت از حیوانات در اسلام، خانه و مسکن در اسلام، ربا در اسلام، روش تربیت فرزند در اسلام، کار و تولید در اسلام، کشاورزی در اسلام، مالکیت تجاری در اسلام، فرماندهی در اسلام، پدر و مادر در اسلام، نظریّة انقلاب در اسلام، همکاری های اجتماعی در اسلام، روش میهمانداری در اسلام، زکات در اسلام، زندگی در اسلام، دوستی و معاشرت در اسلام، جنگ در اسلام، راهکارهای از بین بردن فاصلة طبقاتی در اسلام، قرض در اسلام، نوگرایی در اسلام، اندیشه سیاسی در اسلام، شورا در اسلام، بهداشت و تندرستی در اسلام، عدالت توزیعی در اسلام، حقوق اقلیت ها در اسلام، ازدواج در اسلام، جایگاه علم و دین در اسلام، . . .


مطالب مرتبط