نقش مناسک در دینداری عالمانه فاطمه رضاداد - دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد

نقش مناسک در دینداری عالمانه
۲۷ فروردین ۱۳۹۶ 374 4.1 MB 101 0

نقش مناسک در دینداری عالمانه

نقش مناسک در دینداری عالمانه

فاطمه رضاداد - دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد




چکیده

در راستای بررسی درون دینی نقش مناسک عبادی در دینداری عالمانه، فرض این نوشتار بر این است که بر خلاف مدّعای صوفیّه مبنی بر نفی شریعت و مناسک عبادی در حیات عارفانه، با افزایش معرفت، فزونی عبادت لازم می آید. در نتیجة مراجعه به آیاتی چون آیه دهم سوره فاطر، نیز در نتیجة بررسی سیره اهل بیت علیهم السلام، صحّت فرضیّه مزبور به اثبات می رسد و ملازمه مناسک و معارف، معلوم می گردد، چونانکه فزونی معرفت، ناگزیر به فزونی عبادت و اهتمام بیشتر به مناسک عبادی می انجامد.

کلید واژه : حیات عالمانه، مناسک عبادی، ملازمه معارف و مناسک، رشد معرفت، رشد عبادت.

مقدمه :

همان گونه که می دانیم، با فرا رسیدن ماه رمضان و شب های مبارکه قدر، جامعه دینی به انجام مناسک عبادی خاصّی روی می آورد و با انجام اعمال وارده در متون دینی برای این ایام و لیالی، در جهت قرب بیشتر به خدا می کوشد. آنچه موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد، بررسی نقش این مناسک در دینداری عالمانه از منظری درون دینی است. در این میان، مسأله اصلی این است که آیا از منظر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، انجام چنین مناسکی، امری مقدّماتی و عوامانه تلقّی می شود یا این که امری ارزشمند است که علما و خواصّ نیز از آن مستغنی نیستند و اتّفاقاً ضرورت آن برای خواصّ بیش از عوام است؟ به بیان دیگر، آیا مناسک و اعمال عبودی – اعمّ از واجبات و مستحبّات – صرفاً زمینه ای برای نیل به یقین و معرفت است و وقتی آدمی به یقین دست یافت، دیگر از انجام آنها مستغنی است؟

آن چه ضرورت بخش تحقیق پیرامون این مسأله است، دیدگاه های متفاوت و بعضاً انحرافی موجود در جامعه پیرامون همین موضوع است که آدمی بایستی صحّت و سقم آنها را با شاخص قرآن و عترت بسنجد تا از انحراف فکری و عملی مصون بماند. به عنوان مثال، برخی از فرق صوفیّه همچون فرقه واصلیه، بنابر آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقینُ»[1](حجر/922)، عبادات و مناسک عبودی را صرفاً اموری پیشینی و مقدّماتی می دانند که تنها تا زمان نیل به مرحله معرفت کارآیی دارند و پس از آن، انجام آنها بیهوده می نماید. (عارف و صوفی چه می گویند، تهرانی، ص36) به تعبیر دیگر، از منظر این گروه، گر چه برای حصول دینداری عالمانه و حیات عارفانه، مقدّمتاً انجام عبادات لازم است، ولی آنگاه که این حیات و این مرحله از دینداری حاصل شد، دیگر نیازی به عبادت نیست و مناسک عبودی در حیات معرفتی فاقد اعتبار است.

با فرا رسیدن ماه رمضان و شب های قدر، جامعه دینی به انجام مناسک عبادی خاصّی روی می آورد و با انجام اعمال وارده در متون دینی برای این ایام و لیالی، در جهت قرب بیشتر به خدا می کوشد.

به جز صوفیه، برخی باورهای رایج در اذهان جامعه نیز ممکن است منزلت مناسک عبودی را فرو کاهد و انجام چنین مناسکی را اعمالی فرومایه و ویژه عوام ببیند که انجام آنها درخور عالمان نیست.

ذیلاً از منظری تحلیلی و درون دینی بدین مهم می پردازیم. اساساً هدف از این نوشتار نیز چیزی جز آگاهی از قدر و منزلت مناسک عبودی و مصونیت از جریانات انحرافی رایج در جامعه در این عرصه نیست.

در این میان، فرض اصلی این است که از منظر قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام، آدمی نه تنها هیچ گاه از انجام مناسک عبودی مستغنی نیست، بلکه ارتقاء معرفت، فزونی عبادت را می طلبد.

تعریف مناسک

واژه مناسک، جمع واژه «منسک»، مصدر میمی از ریشه «نسک» می باشد. بنابر منابع لغوی، یگانه معنای اصلی این ریشه، عبادت و تقرب به خدا (معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ج5، ص420) و اعمال عبودی خاصّی است که صرفاً از جانب خداوند تشریع شده است. (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ج12، ص105)

به طور کلی، مشتقات ریشه «نسک» شش بار در قرآن کریم به کار رفته است که از آن میان، دو بار به صورت «مناسک»، دو بار به صورت «نسک» و دو بار به صورت «منسک» می باشد. (همان)

واژه مناسک، به معنای عبادت و تقرب به خدا و اعمال عبودی خاصّی است که صرفاً از جانب خداوند تشریع شده است

شایان ذکر است گر چه واژه «مناسک» بر هر عمل عبودیِ مقرّر از جانب خداوند اطلاق می شود، ولی در برخی آیات هم چون آیه «فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ»[2] (بقره/1966)، مصداق خاصّی از عبادات هم چون قربانی، اعمال حج و ... مدّ نظر است. (المفردات فی غریب القرآن، راغب، ص8022)

اهمّیت مناسک از منظر قرآن و روایات

اگر به آیات قرآن کریم نظر کنیم، در می یابیم که خداوند متعال هدف غایی از خلقت جنّ و انس را عبادت دانسته است: « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ »[3] (ذاریات/566).

بنابر نگاه مفسّران، در این آیه شریفه، «ال» در «الجنّ و الانس»، «الف و لام» جنس و مفید استغراق و «لام» در «لیعبدون»، مفید غایت است، بدین معنا که اساساً خلقت نوع جنّ و انس، هدفی جز عبادت پروردگار ندارد. (مجمع البیان، طبرسی، ج9، ص244) از همین رو اگر هدف از عالم کون، عبادت است، بنابر تلازم خلقت و عبادت، هر انسانی به صِرف هستی و وجود،تا زمانی که کائن است، ناگزیر از عبادت است. (الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، صادقی تهرانی، ج16، ص254) لذاست که خداوند متعال، هماره برای همه مردمان، برنامه ای عبودی قرار داده است:

- « لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً هُمْ ناسِکُوه»[4] (حج/67)

- « لِکُلٍّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً »[5] (مائده/48).

این همه، از اهمّیت مناسک و برنامه عبودی در مسیر نیل به هدف غایی خلقت حکایت می کند. در این میان آنچه حائز اهمّیت است، این است که هر منسکی باید از جانب خداوند تشریع شود، چونانکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) پس از ساخت خانه کعبه از خداوند درخواست نمود تا مناسک حج را بدو و دیگران بیاموزد: « وَ أَرِنا مَناسِکَنا » [6](بقره/128).

این مسأله حاکی از آن است که مناسک و اعمال عبودی، مشروعیت خود را از تشریع الهی می گیرند. لذا اگر غایت خلقت، عبادت پروردگار بوده و اگر برای همه ادیان الهی، مناسک و اعمال عبودی تشریع شده است، صرفاً آن دسته از مناسک مدّ نظر است که منشأ وحیانی داشته و نیز در جهت رضای الهی صورت پذیرند: « قُلْ إِنَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحْیایَ وَ مَماتی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ »[7] (انعام/1622). از همین رو، از منظر قرآن کریم، بدعت ها و عبادات و ریاضاتِ خود ساخته فاقد ارزش تلقّی می شوند.

در اهمّیّت مناسک عبودی باید دانست اساساً غایت خلقت، عبادت پروردگار بوده و در همه ادیان الهی، بر مناسک و اعمال عبودی تأکید شده است

تلازم مناسک عبودی با شئون معرفتی از منظر ثقلین

پس از این که از معنای مناسک و اهمّیت آن آگاه شدیم، نوبت به بررسی جایگاه مناسک عبادی در دینداری عالمانه و حیات عارفانه می رسد. به راستی انجام مناسکی چون مناسک و اعمال شب قدر، تا چه میزان در یک دینداری عالمانه قابل اعتناست؟ آیا انجام چنین مناسکی ویژه مبتدیان و عوام است یا این که مناسک عبادی و اعمال صالحه- اعمّ از واجبات و مستحبّات- اساساً لازمه حیات عالمانه دین محور به شمار می آید؟

برای یافتن پاسخ چنین پرسش هایی، استمداد از آیه زیر بسیار راهگشاست:

«إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»[8] (فاطر/10).

علامه طباطبایی این آیه شریفه را فصل الخطاب و بیانی جامع در باب رابطه اعمال صالحه با معارف حقّه و علوم نافعه می داند. (المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، ج3، ص65) از آنجا که طبق آیات و روایات، اعمال و مناسک عبودی همچون نماز، روزه، تلاوت قرآن و ...، - خواه به صورت واجب و خواه به صورت مستحبّ- از بارزترین مصادیق عمل صالح به شمار می روند،[9] (مواهب الرحمان، سبزواری، ج4، ص4288؛ ) این آیه شریفه، به روشنی تبیین گر نقش اعمال و مناسک عبادی در دینداری عالمانه است.

توضیح این که بنابر روایات (البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، ج4، ص539 و 540) و از منظری تفسیری، مراد از «الکلم الطیب» در این آیه شریفه، کلمه اخلاص و معارف حقّه و در رأس آنها، معرفت ناب توحیدی است که به سوی خداوند صاعد می شود و زمینه قرب الی الله بنده را فراهم می آورد. (المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، ج3، ص65)

امّا نکته حائز اهمّیت این است که آنچه معارف حقّه را در صعود الی الله مدد می رساند، اعمال صالحه – از جمله مناسک عبادی- است: «وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ »؛ به گونه ای که هر چه صلاحیت عمل فزونی گیرد، بر خلوص معارف و عقاید حقّه از جهل و شرک و تردید افزوده گشته و هر چه معارف ناب تر باشد، صعود و قرب الی الله بیشتر است: « یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات » [10](مجادله/11). (همان)

بنا بر آیات قرآن کریم، آنچه معارف حقّه را در صعود الی الله مدد می رساند، اعمال صالحه، ازجمله مناسک عبودی است: «وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ »

این گونه است که علم و عمل، هماره قرین یکدیگر و مناسک و معارف، پیوسته توأم با دیگری اند و این پیوستگی مدام، از صیغه مضارع فعل «یصعد» و «یرفعه» استنباط می گردد، بدین معنا که هماره هر صعودی در پرتو رفعتی است که از جانب عبادات و اعمال صالحه حاصل می شود.

فضیلت علم و مزیت عالم و حیات عالمانه، تنها در فضای همسویی معرفت و عبادت معنا دارد و معرفت به دور از عبادت، عاری از هرگونه فضیلتی است.

مروری بر دیگر آیات قرآن کریم نیز گویای پیوستگی مدام علم نافع و ابعاد معرفتی با عمل صالح و شئون عبادی است. به عنوان مثال خداوند متعال در آیه «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»[11]قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ »، نخست چنین فرمود: « أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ » و آنگاه در امتداد، برابری حیات عالمانه با حیات جاهلانه را نفی کرد. این بدان معناست که اگر سخن از فضیلت علم و مزیت عالم و حیات عالمانه است، این مزیت تنها در فضای همسویی معرفت و عبادت معنا دارد و معرفت به دور از عبادت، عاری از هرگونه فضیلتی است. (سروش هدایت، جوادی آملی، ج1، ص67) این همه حاکی از نقش مهمّ و کلیدی عبادات و مناسک عبادی در حیات عالمانه است. (زمر/9)، پیش از آن که بگوید «

دفع شبهه صوفیّه پیرامون آیه « وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقینُ » (حجر/99)

در اینجا ممکن است این پرسش پدید آید که اگر این گونه است، پس مدلول آیه « وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقینُ » (حجر/99) چه توجیهی دارد؟ آیا این آیه شریفه، همان گونه که صوفیه گفته اند، به معنای بی اعتباری عبادت در حیات عالمانه نیست؟ آیا این گونه نیست که طبق این آیه شریفه، وقتی آدمی به یقین دست یافت، دیگر دست از عبادت و مناسک عبودی بشوید و غرق در وادی معرفت گردد؟

در پاسخ بدین پرسش، باید دانست:

اولاً بنابر روایات تفسیری، معنای کلمه «یقین» در این آیه شریفه، مرگ است و بسیاری از تفاسیر نیز آیه مزبور را به همین صورت تفسیر کرده اند. طبق این تفسیر، اساساً موضوع این آیه شریفه، مباحث معرفت شناختی نیست تا کوچکترین ارتباطی با مدّعای صوفیه داشته باشد. (مجمع البیان، طبرسی، ج6، ص534؛ المیزان، طباطبایی، ج12، ص196)

ثانیاً بر فرض این که مراد از یقین، مدلول معرفت شناختی آن باشد، «حتّی» به معنای غایت زمانی نیست، بلکه مفید بیان ثمره و نتیجه است. بدین معنا که یکی از منافع عبادت، یقین است و رسیدن به یقین جز از راه عبادت و بندگی میسور نیست؛ اگر راهنما بگوید: پله های نردبان را طی کن تا دستت به شاخسار بلند ثمربخش برسد، معنای گفته اش این نیست که به محض دست رسی به آن شاخسار، نردبان را رها کن؛ زیرا رها کردن نردبان، مایه سقوط و محرومیت قطعی است.آیه یادشده نیز راهنمایی می کند که یقین بر پله های نردبان عبادت، استوار است و دست برداشتن از ابزار صعود، انسان را به درّه سقوط شک، تردید، جحود و انکار می کشاند. (دین شناسی، جوادی آملی، ج1، ص67)

ضمن این که اساساً مفهوم یقین، نه مفهومی ایستا، بلکه مفهومی پویا و ذو مرتبه است که نیل به هر مرحله از آن، عبادت ویژه خود را می طلبد و این مسیر را پایانی نیست. به تعبیر دیگر، دایره علم و معرفت و دامنه یقین، نهایت بردار نیست تا بتوان برای آن مرزی تعیین کرد و گفت که اکنون فرد، به حدّ پایانی یقین رسیده و دیگر نیازی به عبادت ندارد. خداوند متعال در آیه « نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ کُلِّ ذی عِلْمٍ عَلیم »[12]وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْما » [13](طه/114). لذا اگر مراد از یقین در آیه مزبور، یقین معرفتی باشد، خلاف مدّعای صوفیه اثبات می شود، بدان معنا که هر مرتبه از یقین، به تناسب خویش، عبادتی ویژه را می طلبد و هر چه معرفت بیشتر، عبادت فزون تر. (الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، صادقی تهرانی، ج16، ص253-258) (یوسف/76) معلوم می سازد آدمی به هر مرتبه از علم و معرفت که نائل شود، باز حدّی از معرفت است که وی از نیل بدان بازمانده است. طبق آیات شریفه قرآن کریم، پیامبر خدا که عقل کلّ و اعلم مخلوقات بوده و به بالاترین مراتب علم و معرفت نائل گشته است، باز علم فزون تر را طلب می کند و در این راه، نهایتی نمی بیند: «

بر خلاف پندار صوفیّه که با تمسک به آیه « وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقینُ » دم از نفی مناسک عبودی در حیات عارفانه می زنند، اگر در آیه مزبور، مراد از واژه یقین، علم قطعی باشد، بدین معناست که هر مرتبه از یقین، به تناسب خویش، عبادتی ویژه را می طلبد و هر چه معرفت بیشتر، عبادت فزون تر.

فزونی معرفت، فزونی عبادت

از همین روست که می بینیم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه هدی علیهم السلام که پیشگامان وادی معرفتند، در وادی عبادت نیز گوی سبقت را از همگان ربوده اند. چونانکه امام العارفین، حضرت علیّ بن الحسین علیهما السلام را «سجّاد»، لقب داده و حضرتش را «سیّد الساجدین» و «زین العابدین» خوانده اند.

در احوال آن حضرت آمده است که از یکی از کنیزان امام علیه السلام درباره عبادت آن جناب، سؤال کردند. او گفت: آیا مختصر بگویم یا مفصّل؟ گفتند: مختصر بگو. گفت: «هر گاه برای ایشان غذا می بردم یا می رفتم که رختخواب شان را پهن کنم، ایشان را در حال نماز و عبادت می دیدم. هر روز و شب هزار رکعت نماز می خواند. پیشانی حضرت از زیادی سجده پینه بسته بود و مانند پوست زانوی شتر شده بود». (حیاه الامام زین العابدین، شریف القرشی، ص203)

نکته حائز اهمّیّت این که آن گرامی با آن کثرت عبادت، وقتی از عبادت جدّش امام امیر المؤمنین علی علیه السلام یاد می کند، اظهار ناتوانی می کند.

در روایت است که روزی امام باقر علیه السلام بر محضر پدر وارد گردید. دید رنگ رخسارش از کثرت تهجّد زرد شده، دیدگانش از کثرت گریه جراحت برداشته، پیشانیش از کثرت سجده مجروح گشته ... و ساقها و پاهایش از کثرت ایستادن در نماز ورم کرده است. امام باقر علیه السلام فرمود: از دیدن حال پدر، خودداری نتوانسته و به گریه افتادم. دیدم او به فکر فرو رفته است. بعد از مدّتی متوجّه من گردید و فرمود: پسر عزیزم، برخی از مکتوبات که در آن اوصاف عبادت جدّت، حضرت علیّ بن ابیطالب آمده است را برایم بیاور. چون آنها را به محضرش بردم، اندکی خواند و سپس آنها را به حالت اندوه بر زمین گذاشت و فرمود: «چه کسی را یارای عبادتی چون عبادت علی بن ابیطالب علیه السلام است؟» (الارشاد، مفید، ج2، ص142)

از همین روست که می بینیم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه هدی علیهم السلام که پیشگامان وادی معرفتند، در وادی عبادت نیز گوی سبقت را از همگان ربوده اند

این همه حاکی از اهمّیّت عبادت در حیات عارفانه و دینداری عالمانه و مفید این معناست که اتّفاقاً هر چه میزان معرفت فزون تر باشد، درجه عبادت نیز بالاتر است.

نتیجه

حاصل کلام این که در دینداری عالمانه و در حیات عارفانه، نه تنها اهتمام به عبادت و مناسک عبودی- اعمّ از واجبات و مستحبّات- منتفی نیست، بلکه اساساً رشد معرفت، رشد عبادت را به دنبال دارد و این درسی است که از قرآن و سیره اهل بیت علیهم السلام بدست می آید. لذا اهتمام به عبادات و مناسک عبادی، در همه ایام و لیالی، از جمله در ماه رمضان و شب های قدر در یک دینداری عالمانه، امری ارزشمند است، به ویژه این که این مناسک، منشأ وحیانی داشته و برگرفته از سنّت پیشوایانی است که در عرصه معرفت، گوی سبقت را از همه ربوده و در عین حال، هم خود بدین اعمال اهتمام ورزیده و هم دیگران را بدان سفارش کرده اند:

«عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِیرٍ مَا تَقُولُ فِی الصَّلَاةِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ لِشَهْرِ رَمَضَانَ حُرْمَةٌ وَ حَقٌّ لَا یَشْبَهُهُ شَیْ ءٌ مِنَ الشُّهُورِ صَلِّ مَا اسْتَطَعْتَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُصَلِّیَ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ أَلْفَ رَکْعَةٍ فَافْعَلْ إِنَّ عَلِیّاً ع فِی آخِرِ عُمُرِهِ کَانَ یُصَلِّی فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ أَلْفَ رَکْعَةٍ فَصَلِّ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ زِیَادَةً فِی رَمَضَان»[14] ( کافی، کلینی، ج4، ص1544).

اگر در شب قدر خواندن نماز صد رکعتی وارد شده است، امام امیر المؤمنین علیه السلام، هر شب هزار رکعت نماز می خواند. (خصال، صدوق، ج2، ص517)

اگر تلاوت قرآن و برخی سور در شب های قدر مستحبّ است، امام رضا علیه السلام، هماره در هر سه شبانه روز، یکبار کل قرآن را ختم می فرمود. (عیون اخبار الرضا، صدوق، ج2، ص180)

اگر احیاء و تهجّد لیالی قدر سفارش شده، پیشوایان معصوم ما همه عمر، شب ها را به تهجّد برخاسته اند.

اگر ما سه شب از ماه رمضان را به عبادت به صبح می رسانیم، ائمّه معصومین علیهم السلام، به تناسب اوج معرفت خود نسبت به خداوند، همه شب، به عبادت خداوند برخاسته اند، حتّی اگر آن شب، شب عاشورا باشد و لازم آید که شبی از دشمن مهلت گرفته شود تا مجالی برای قرآن و نماز باقی بماند: « فَجَاءَ الْعَبَّاسُ إِلَى الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ أَخْبَرَهُ بِمَا قَالَ الْقَوْمُ فَقَالَ ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَى غَدٍ وَ تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّةَ لَعَلَّنَا نُصَلِّی لِرَبِّنَا اللَّیْلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ یَعْلَمُ أَنِّی کُنْتُ قَدْ أُحِبُ الصَّلَاةَ لَهُ وَ تِلَاوَةَ کِتَابِهِ وَ کَثْرَةَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ» [15](الارشاد، مفید، ج2، ص91)

لذا اهتمام به عبادات و مناسک عبادی، در همه ایام و لیالی، از جمله در ماه رمضان و شب های قدر، لازمه یک دینداری عالمانه و یک حیات عارفانه است.

لذا اگر در مسیر دینداری، قرآن و اهل بیت را ملاک خود قرار داده ایم، باید بدانیم راه معرفت از راه عبادت جدا نیست و عبادات و اعمال و مناسک عبودی، لازمه اصلی یک دینداری عالمانه اند، به نحوی که هر چه معرفت بالاتر رود، کمّیّت و کیفیّت عبادات فزونی می گیرد. امید که با تمسّک به آموزه های قرآن کریم و سیره معصومین علیهم السلام، ارزش عبادت و اعمال عبودی را دانسته، قدر ایّام و لیالی ماه رمضان را دریابیم و از افکار التقاطی و انحرافی مصون بمانیم.

فهرست منابع:

- قرآن کریم.

- الخصال، صدوق، محمد بن علی، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه ، بی تا .

- الارشاد، مفید، محمد بن محمد بن نعمان، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.

- البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سیّد هاشم، الاولی، تهران، بنیاد بعثت، 1416ق.

- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ‎۱۳۶۰.

- دین شناسی، جوادی آملی، عبدالله، تحقیق محمد رضا مصطفی پور، قم، اسراء، 1387..

- سروش هدایت، جوادی آملی، عبدالله، قم، اسراء، بی تا.

- عارف و صوفی چه می گویند، تهرانی، میرزا جواد، چاپ دوم، بی جا، بی نا، 1359.

- عیون اخبار الرضا، صدوق، محمد بن علی، تحقیق حسین اعلمی، الطبعه الاولی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1404ق.

- الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، صادقی تهرانی، محمد، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، 1365.

- الکافی، کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب رازی ، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، الطبعه الثانیه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1348.

- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1372.

- معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، احمد بن فارس، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق.

- المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمّد، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق، دار العلم، 1412ق.

- مواهب الرحمان، موسوی سبزواری، عبد الاعلی، نجف، الآداب، 1404ق.

- المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، قم، منشورات جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة ، بی تا .


[1] و پروردگارت را پرستش کن تا اینکه مرگ تو فرا رسد.

[2] و هر کس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به کفّاره [آن، باید] روزه اى بدارد، یا صدقه اى دهد، یا قربانیى بکند.

[3] و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند.

[4] براى هر امتى مناسکى قرار دادیم که آنها بدان عمل مى کنند.

[5] براى هر یک از شما [امّتها] شریعت و راه روشنى قرار داده ایم.

[6] و آداب دینى ما را به ما نشان ده.

[7] بگو: «در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانیان است.

[8] سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى رود، و کار شایسته به آن رفعت مى بخشد.

[9] از جمله آیات مزبور، آیه 277 سوره بقره است: « إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده اند». (مواهب الرحمان، سبزواری، ج4، ص428)

نیز از جمله این روایات که اتّفاقاً تناسبی نیز با موضوع روزه و شب های مبارکه قدر دارند، عبارتند از:

- «عن عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:قال اباعبدالله علیه السلام: وَ لَا یَجْعَلْهَا ای صوم التطوّع فی ثلاثة ایّام فی کلّ شهر- بِمَنْزِلَةِ الْوَاجِبِ إِلَّا أَنِّی أُحِبُّ لَکَ أَنْ تَدُومَ عَلَى الْعَمَلِ الصَّالِحِ :

- عبدالله بن سنان گوید امام صادق علیه السلام فرمود: -سه روز روزه مستحبّی در هر ماه را نباید به منزله روزه واجب قرار داد جز این که من برای تو می پسندم بر این عمل صالح مداومت داشته باشی.» (الکافی، کلینی، ج4، ص142)

- «عَنْ حُمْرَانَ أَنَّهُ قَالَ قُلْتُ -لأبی جعفر علیه السلام- لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ أَیُّ شَیْ ءٍ عُنِیَ بِذَلِکَ؟ فَقَالَ: الْعَمَلُ الصَّالِحُ فِیهَا مِنَ الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ أَنْوَاعِ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنَ الْعَمَلِ فِی أَلْفِ شَهْرٍ لَیْسَ فِیهَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ وَ لَوْ لَا مَا یُضَاعِفُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لِلْمُؤْمِنِینَ مَا بَلَغُوا وَ لَکِنَّ اللَّهَ یُضَاعِفُ لَهُمُ الْحَسَنَاتِ بِحُبِّنَا:

- حمران گوید: از امام پرسیدم: مراد از «شب قدر از هزار شب بهتر است» چیست؟ فرمود: این آیه ناظر به عمل صالح اعمّ از نماز و زکات و هر عمل خیر دیگری در شب قدر است که از عمل در هزار ماه بهتر می باشد. و اگر نه آن بود که خداى تبارک و تعالى حسنات را براى مؤمنین مضاعف مى ساخت، ایشان به کمال فضیلت و ثواب نمى رسیدند، ولى خداى عزّ و جلّ حسنات را براى ایشان مضاعف مى سازد». (همان، ص157)

[10] خدا [رتبه ] کسانى از شما را که گرویده و کسانى را که دانشمندند [بر حسب ] درجات بلند گرداند.

[11] [آیا چنین کسى بهتر است ] یا آن کسى که او در طول شب در سجده و قیام اطاعت [خدا] مى کند [و] از آخرت مى ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد؟ بگو: «آیا کسانى که مى دانند و کسانى که نمى دانند یکسانند؟» تنها خردمندانند که پندپذیرند.

[12] درجات کسانى را که بخواهیم بالا مى بریم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است.

[13] و بگو: «پروردگارا، بر دانشم بیفزاى.»

[14] ابوبصیر می گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدیم. پس از امام پرسیدم: درباره نماز در ماه رمضان چه می فرمایید؟ امام فرمود: ماه رمضان حرمت و حقی دارد که هیچ یک از ماه های دیگر مانند آن نیستند. هر چه می توانی در ماه رمضان در شب و روز، نماز مستحبّی به جای آور و اگر می توانی در هر شب و روز، هزار رکعت نماز بخوانی، این کار را انجام بده. همان امام علی علیه السلام در آخر عمر خویش در هر شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند. پس ای ابامحمد، در ماه رمضان زیاد نماز بخوان.

[15] حضرت عباس سلام الله علیه به نزد امام حسین علیه السّلام آمد و سخن لشکر را به آن حضرت گفت، حضرت فرمود: به نزد ایشان بازگرد و اگر میتوانى تا فردا از ایشان مهلت بگیر. باشد امشب براى پروردگار خود نماز خوانده دعا و استغفار کنیم. زیرا خداوند خود می داند که همانا من نماز و تلاوت قرآن و کثرت دعا و استغفار را دوست دارم.


مطالب مرتبط