نقش همبازی در بازی کودکان

نقش همبازی در بازی کودکان

نقش همبازی در بازی کودکان

همسالان و همبازی در شکل گیری شخصیت ، رفتار اجتماعی ، نظام ارزشی و نحوه نگرش های کودک دخالت دارند . کودکان به وسیله سرمشق گیری در مورد اعمالی که تقلیدکردنی است و با ارزیابی فعالیت های یکدیگر و بازخوردی که به یکدیگر می دهند در همدیگر تاثیر می گذارند . کودکان بسیاری از مهارت های اجتماعی را از راه کنش متقابل با یکدیگر یاد می گیرند . آنان می آموزند که چگونه در فعالیت های دسته جمعی شرکت کنند ، چیزی بدهند و چیزی بگیرند .

کودکان شش تا هشت ماهه بیشتر با محیط بازی سر و کار دارند تا اسباب بازی یا همبازی .

کودکان از نه تا سیزده ماهگی بیشتر به اسباب بازی توجه دارند تا همبازی بنابراین به دعوا و مشاجره با کودکان دیگر بر سر اسباب بازی گرایش دارند .

رفته رفته تا دو سالگی مشاجرات کودکان بر سر اسباب بازی کاهش می یابد ، چون نیازهای مربوط به اسباب بازی تا حدود زیادی ارضاء می شود . در حدود دو سالگی ارتباطات اجتماعی کودکان بیشتر می شود . آنها در این سن برای انطباق با وضع همبازی هایشان رفتار خویش را تغییر می دهند .

کودکان دو تا سه ساله ، معمولا دوست دارند در نزدیکی یکدیگر بازی کنند و هر کدام با اسباب بازی ها و کارهای خودشان مشغول باشند . در حقیقت تمایل دارند که به تنهایی و در میان جمع کودکان بازی کنند . در این مرحله ( دو تا سه سالگی ) تمایلی به سهیم کردن دیگران در اسباب بازی هایشان ندارند ؛ چون هنوز مفاهیم قرض دادن و حس مالکیت در آنان به خوبی شکل نگرفته است و از سوی دیگران اسباب بازی هایشان را بشکنند یا خراب کنند .

از حدود دو سالگی به بعد اولین ارتباط های معنادار میان کودکان ایجاد می شود . البته دوام این ارتباط ها بسیار اندک و در حد چند دقیقه بازی با یکدیگر است .

کودک چهار ساله دلش می خواهد با دیگران معاشرت داشته باشد ولی هنوز آماده نیست . همچنین دوست دارد مشکلاتی را میان او و همبازی اش به وجود می آید حل کند و حتما باید بزرگ تر ها در این کار دخالت کنند . کودکان چهار ساله بیشتر تمایل دارند با چهارسالان بازی کنند . آنان به گفت و گوهای دور و درازی می پردازند و نقشه های طویلی می کشند و اغلب میانشان نزاع در می گیرد و آخر کار خود را حق به جانب می پندارند .[1]

فقط یک کودک چهار ساله می تواند دوستش را تحسین کند .

وقتی که چهارساله ها با هم سرگرم هستند ، اغلب به بازی های گروهی یا خیالی می پردازند . در این سن ، کودکان تشخیص می دهند که اگر دو نفر یا بیشتر با هم کمک کنند می توانند ریل طولانی بسازند یا سازه های بزرگ تری را سر هم کنند ، آن هم در مقایسه با وقتی که تنها بودند . اگر چند کودک بخواهند در حیاط خلوت ، بازی نمایشی اجرا کنند ، تعداد شخصیت های داستان بیشتر می شود؛ یکی می تواند مامان باشد ، یکی بابا و حتی یکی می تواند اسب آنها باشد .

کودکان چهارساله در زمینه مشارکت های اجتماعی استعدادهای تازه ی فوق العاده ای از خود بروز می دهند . وقتی کودکی مداد شمعی خود را کنار می گذارد ، دیگری قبل از برداشتن آن می پرسد : " حالا می توانم از این مداد شمعی قرمز استفاده کنم ؟" اگر کسی بخواهد تاب بازی کند ، ممکن است از کسی که در حال تاب خوردن است بپرسد که " آیا من هم می توانم یک نوبت سوار شوم ؟ "

معمولا برقراری ارتباط میان خواهر و برادر جنجال بر انگیز تر از رابطه با یک هم همسن و سال است زیرا این دو کودک همیشه اسباب بازی ها و محل زندگی و پدر و مادر خود را با یکدیگر تقسیم کنند .

کودکان چهار ساله می توانند بسیار بخشنده می باشند . در این سن کودک اسباب بازی هایش را با دیگران راحت تر تقسیم می کند ( اگر چه ممکن است هنوز هم گاهی انحصار طلب باشد ) او نسبت به سه سالگی اعتماد به نفس بیشتری دارد ، یعنی زمانی که احساس می کرد قرض دادن عروسکش به دیگری مساوی است با از دست دادن آن . اغلب چهارساله ها با رغبت ، تغییر عقیده می دهند یا از کودک دیگری تقلید می کنند تا بازی ادامه پیدا کند .

کودکان در چهار سالگی ، نسبت به قبل بهتر می توانند مشکلات خود را از طریق گفت و گو حل کنند . به نظر می رسد آنها تلفیقی از همان کلمات و شیوه هایی را که والدینشان و دیگر افراد بالغ برای حل مشکلات خود از آن استفاده کرده اند ، به کار می گیرند . هم اکنون با پیشرفت توانایی های زبانی ، آنها می توانند از این روش ها برای برقراری ارتباط با دوستان خود سود جویند .

کودکان چهار ساله عاشق قوانین هستند . قوانین به آنها کمک می کنند تا احساسات درونی خود را کنترل کنند و بچه های دیگر را تحت نفوذ خود قرار دهند .

اغلب برای کودک چهار ساله مشکل است که به هنگام بازی با یک بچه بزرگ تر از خود دفاع کند ، بچه ای که معمولا از نظر جسمی از او درشت تر و در حرف زدن خبره تر است . در این موارد او به تشویق والدین ، آموزش مهارت های لازم و حمایت والدین نیاز دارد . وقتی قضیه مربوط به بچه کوچک تر است او به راهنمایی نیاز دارد ، به نحوی که خیلی پر رو تربیت نشود . گاهی که فرزندتان در طول بازی بیش از حد مضطرب یا هیجان زده می شود ، شاید به ضربه زدن ، پرت کردن اشیاء ، لگد زدن یا چنگ زدن متوسل شود به همین دلیل این موضوع اهمیت دارد که والدین همیشه در دسترس باشند تا در صورت بروز مشکل به فرزندشان کمک کنند .

در سن چهار سالگی مفهوم دوست صمیمی در ذهن کودک شکل می گیرد دو کودک می توانند تمام روز در کنار هم باشند آن ها کنار هم می نشینند با هم نقاشی رنگ می کنند و روی یک لاستیک در حیاط کنار هم تاب می خورند. با وجود این که کودک چهار ساله از این صمیمیت لذت می برد ، باید بتواند با روابط متقابل پیچیده ای کنار بیاید . اگر دوست همسال کودک او را طرد کند و یا مورد توهین قرار گیرد ، احساساتش به سادگی جریحه دار می شود و به حمایت عاطفی والدین نیاز پیدا می کند .[2]

کودک از پنجسالگی به بعد ، می تواند همبازی مناسبی برای خود انتخاب کند . در ابتدای این مرحله ، کودک معمولا ستیزه جو و به هنگام بازی خودخواه است . اما نباید اجازه داد این صفات جزو خلق و خوی همیشگی آنان بشود . لازم است کم کم راه روش ارتباط و همراهی با بچه های دیگر را یاد بگیرند . آنان وقتی با همدیگر بازی می کنند ،؛ با هم حرف می زنند و اغلب به کمک هم در بازی ادامه می دهند . آنان ، با کارهای مشترکی که انجام می دهند ، تجاربی را از یکدیگر می آموزند و فواید همکاری و کارهای مشترک را درک می کنند .[3]

از شش تا دوازده سالگی کودک متوجه می شود دوستی ماهیتی دو سویه دارد . او سرانجام در این سنین به درکی اساسی از ماهیت متقابل دوستی دست می یابد . تعداد دوستان کودک در این سن چشم گیر نیست . برخی کودکان با یکی دو دوست صمیمی این دوره را طی می کنند . برخی دیگر آن قدر دوست پیدا می کنند که تعدادشان را نمی دانند . تعداد دوستان کودک به شخصیت او بستگی دارد . تا زمانی که مشکل دائمی در دوست یابی یا حفظ آن مشاهده نشده است ، جای نگرانی نیست .[4]

در سنین دبستان و پیش دبستان ، کودکان علاقه مند به برقراری ارتباط با همسالانی اند که شاد و زیبا باشند . اسباب بازی ها ، خوراکی ها ، وسایل خود را در اختیار آنها قرار دهند . ارتباط ها و دوستی های این دوره حالت موقت و گذرا داشته و به سرعت شکل می گیرد و به سرعت تغییر می کند . کودک پای بندی مداوم به ارتباطات خود ندارد و به راحتی دوستانش را کنار می گذارد بدون این که علت خاصی وجود داشته باشد .

کسانی که در دوران کودکی و نوجوانی دچار مشکلات ارتباطی ( اعم از ضعف در برقراری ارتباط و ارتباط بیمارگون) باشند در بزرگسالی نیز مشکلاتی مانند اختلال شخصیت دوری گزین ، بزه کاری ، پرخاش گری و رفتارهای ضداجتماعی خواهند داشت .

در کل ، همسالان با تاثیر بر بازی های کودکان ، امکان یادگیری مهارت های اجتماعی ، کنترل رفتار ، انتقال ارزش های اجتماعی ، کمک به رشد هویت فردی و استقلال از والدین را فراهم می آورند .

همبازی شدن کودک با بزرگسالان مهربان و ایجاد رابطه صمیمی با آنها ، برای ایجاد احساس اعتماد و ارزش ، رفع نیازمندی ها ، پاسخ به پرسش ها و حل مشکلات کودک الزامی است . اما اگر کودکی تمام مدت با کودکان بزرگ تر و یا بزرگسالان سرو کار داشته باشد ، همیشه احساس خواهدکرد دیگران همه چیز را بهتر از او انجام می دهند ، او هر اندازه هم که تلاش کند ، مانند آن ها نخواهد شد .

از طرفی اگر کودک اکثر اوقات با بچه های کوچک تر همبازی باشد ، یا با بزرگسالانی همراه باشد که در هنگام بازی اجازه می دهند او همیشه برنده باشد ، یا به طور کلی بر روی موفقیت های او زیاد تکیه می کنند ، مغرور و متکبر خواهد شد . احتمالا زمانی که چنین کودکی با همسالانی مواجه می شود که هم بنیه یا تواناتر از او هستند و مانند پدر و مادر او امتیاز نمی دهند ، دچار مشکلاتی خواهد شد .اگر قرار است کودک ، در جامعه با همسالان خود کنار بیاید و احساسی خوشایند داشته باشد باید قواعد کارهای جمعی و دسته جمعی و اشتراکی با همبازی های خود را بیاموزد . در میان گروه همسالان ، او راحت تر می آموزد که توانایی های خود را درست تخمین بزند ، یک بار پیروز شود و بار دیگر تسلیم شود ، زیرا اکثر آنان در یک سطح هستند و نیازها و مشکلات و امکاناتی مشابه دارند .

کودکان وقتی در یک سطح هستند ، از نظر رشد و پیشرفت بیشتر به همدیگر کمک می کنند و همانند دو کشتی گیر هستند که می خواهند در یک وزن با هم کشتی بگیرند . در چنین اوقاتی ، هر دو کشتی گیر بهتر به همدیگر کمک می کنند و می توانند زور آزمایی رشددهنده ای داشته باشند ، در صورتی که اگر یکی وزن بیشتری داشته باشد کشتی جذابیت نخواهد داشت و کنش متقابل کمتر صورت می گیرد .

کودکان به بچه های دیگر نیازمند هستند تا از یکدیگر چیزی بیاموزند . همسالان پیش از بزرگسالان کشش و جذبه دارند . از آنان خیلی سریع تر و بهتر می توان یاد گرفت ؛ زیرا آنان یکدیگر را بهتر درک می کنند .

افزون بر این خیلی بهتر است از همبازی همسالان تقلید کنند تا از بزرگسالانی که اغلب همه چیز را بهتر بلد هستند .

بهتر است والدین به آرامی نظاره گر کودکان باشند و زمینه های مساعدی را فراهم کنند تا فرزندشان با همسالان خود همبازی شود . برای این منظور اگر همبازی های فرزندشان را به منزل دعوت می کنند ، باید ابتدا با پدر و مادر آنان گفت و گو کنند و مثلا قرار بگذارند بچه ها تا چه اندازه مجاز هستند خود را کثیف کنند و یا اینکه آیا مانعی ندارد به کودکان عصرانه داده شود ؟ چه وقت کودک باید به خانه برگردد و آیا به غیر از این موارد چیزی هست که میزبان ملزم به رعایت آن باشد ؟

بعضی از پدر و مادرها مایل نیستند که کودکان آنها در فواصل میان غذاها شیرینی یا شکلات بخورند و یا فیلم ویدیویی ویا تلویزیون تماشا کنند . چنین خواسته هایی را باید محترم شمرد و پیش از صرف شیرینی و یا شکلات و یا روشن کردن ویدیو یا تلویزیون ، کودک مهمان را روانه خانه خود ساخت ؛ در غیر اینصورت ، علاوه بر اینکه خلف وعده می شود ، به روابط حسنه فرزند خود با همسالان او لطمه زده و زمینه انزوای او را فراهم خواهد کرد .[5]


[1] .ر.ک: راهنمای انتخاب بازی، محمدرضا مطهری، ص58-59.

[2] . ر.ک : کلیدهای رفتار با کودک چهارساله، مری والاس ، ص 53-57.

[3] . ر. ک : راهنمای انتخاب اسباب بازی ، محمد رضا مطهری ، ص59 .

[4] . ر . ک : کلیدهای رفتار با کودک پنج ساله ، مارتی وایت ، ص 89 .

[5] . ر . ک : راهنمای انتخاب اسباب بازی ، محمد رضا مطهری، ص 60-62 .


مطالب مرتبط