نمونه ای از نفوذ معنوى حضرت کاظم عليه السلام

حضرت موسى‏ بن‏ جعفر عليه‏ السلام در كنيزى كه آمادگى براى پرورش و تربيت روحى داشت، تأثير معنوى گذاشت

نمونه ای از نفوذ معنوى حضرت کاظم عليه السلام

پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام به منزله قلب تپنده جامعه انسانى هستند؛ آنان به منزله خورشيد درخشانى هستند كه اگر ابرهاى تيره و تار كبر و غرور و خود بينى و هواى نفس كنار برود، تابش آفتاب وجود آنان به شاخسار ارواح آدميان، سبب رشد آنها مى ‏گردد و برگ و گل و ميوه مى ‏آورد.[1]

در تاريخ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام مواردى ديده مى‏ شود كه افرادى با يك برخورد با آنان، دگرگون شدند و تغيير مسير دادند؛ تغييراتى كه برحسب ظاهر و با اسباب عادى امكان پذير نبوده است. اين نشان مى‏ دهد كه آن پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام عنايتى در حقّ اين اشخاص كرده و آنان را دگرگون ساخته‏ اند، البته اين عنايات، بى ‏حساب نيست و نقطه قوّتى در شخص مورد عنايت وجود داشته كه مشمول این پیشوایان واقع شده ‏اند.

نمونه های فراوانی از تأثير معنوى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام در دل و جان دیگران در کتب تاریخی و روایی بسیار به چشم می خورد. یک نمونه از آن تأثير معنوى موسى‏ بن‏ جعفر عليه‏ السلام در كنيزى ست كه آمادگى براى پرورش و تربيت روحى داشت.

نقل می کنند: در آن هنگام كه موسى‏ بن‏ جعفر عليه‏ السلام در زندان هارون بود؛ هارون كنيزى زيبا و صاحب جمال به خدمتش فرستاد (در ظاهر براى خدمت بود و در باطن به پندار خودش فريب دادن امام عليه السلام از طريق آن كنيز) هنگامى كه امام متوجّه او شد، همان جمله ‏اى را كه سليمان عليه السلام در مورد هداياى «ملكه سبا» گفته بود بيان فرمود: «شما هستيد كه بر هدايايتان خوشحال مى‏شويد».[2]

سپس افزود: من نيازى به اين كنيز و مانند آن ندارم.

هارون از اين مسأله خشمناك شد، فرستاده خود را نزد آن حضرت فرستاد و گفت به او بگو ما با ميل و رضاى تو، تو را حبس نكرديم؛ و با ميل تو، تو را دستگير نساختيم؛ كنيزك را نزد او بگذار و برگرد!

مدّتى گذشت، هارون خادمش را فرستاد تا از وضع حال كنيز با خبر شود. (آيا توانسته است در امام نفوذ كند يا نه؟) خادم برگشت و گفت كنيز را در حال سجده براى پروردگار ديدم! سر از سجده بر نمى‏ داشت و پيوسته مى‏ گفت: «قُدُّوسٌ سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ»

هارون گفت: به خدا سوگند موسى بن جعفر عليه السلام او را سحر كرده! كنيز را نزد من بياوريد! هنگامى كه او را نزد هارون آوردند بدنش (از خوف خدا) مى ‏لرزيد و چشمش به سوى آسمان بود.

هارون گفت: جريان تو چيست؟

كنيز گفت: من حال تازه‏ اى پيدا كرده ‏ام؛ نزد آن حضرت بودم و او پيوسته شب و روز نماز مى‏ خواند؛ هنگامى كه سلام نماز را گفت در حالى كه تسبيح و تقديس خدا مى ‏كرد، عرض كردم مولاى من! آيا حاجتى دارى انجام دهم؟ فرمود: من چه حاجتى به تو دارم؟

گفتم: مرا براى انجام حوائج شما فرستاده ‏اند!

اشاره به نقطه‏ اى كرد و فرمود اينها چه مى ‏كنند؟ كنيز مى ‏گويد: من نگاه كردم، چشمم به باغى افتاد پر از گل ها كه اوّل و آخر آن پيدا نبود؛ جايگاه هایى در آن ديدم كه همه با فرش هاى ابريشمين فرش شده بود؛ خادمانى بسيار زيبا كه مانند آنها را نديده بودم آماده خدمت بودند؛ لباس هاى بى نظيرى از حرير سبز در تن داشتند، و تاج هايى از درّ و ياقوت بر سر، و در دست هايشان ظرف ها و حوله ‏هايى براى شستن و خشك كردن بود؛ و نيز انواع غذاها را در آنجا آماده ديدم؛ من به سجده افتادم و همچنان در سجده بودم تا اين خادم مرا بلند كرد، هنگامى كه سر برداشتم خود را در جاى اوّل ديدم!

هارون گفت: اى خبيثه! شايد سجده كرده ‏اى و به خواب رفته ‏اى و آنچه ديدى در خواب ديدى! كنيز گفت: نه به خدا قسم اى مولاى من! من قبل از از سجده اين صحنه‏ ها را ديدم و به خاطر آن سجده كردم! هارون الرّشيد به خادم گفت: اين زن خبيث را بگير و نزد خود نگاه دار، تا هیچکس اين داستان را از او نشنود!

كنيز بلافاصله مشغول نماز شد؛ هنگامى كه از او سؤال كردند چرا چنين مى ‏كنى؟

گفت: اين گونه عبد صالح (موسى بن جعفر عليه السلام) را يافتم. هنگامى كه توضيح بيشترى خواستند، گفت: در آن زمان كه آن صحنه‏ ها را ديدم حوريان بهشتى به من گفتند: از بنده صالح خدا دور شو تا ما وارد شويم، ما خدمتكار او هستيم نه تو!

كنيز پيوسته در اين حال بود تا از دنيا رفت».[3]

در اين داستان، نمونه ای از نفوذ معنوى امام عليه السلام در كنيزى كه آمادگى براى پرورش و تربيت روحى داشت برخورد مى ‏كنيم كه تأثير معنوى و هدايت پيشواى بزرگى همچون موسى بن جعفر عليه السلام را به روشنى بيان مى ‏كند.

پی نوشت ها:

[1] اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، قم‏، 1377 ش‏، ج ‏1، ص 387.

[2] نمل، 36.

[3] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ابن شهر آشوب مازندرانى، علامه‏، قم، 1379ق‏، ج ‏4، ص 297.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر