اين نور الهى روز به ‏روز در گسترش است و دامنه اسلام هر زمان نسبت به گذشته وسيع تر مى‏ شود.

نور حق خاموش نمی شود

نور حق خاموش نمی شود

اسلام آئينى است تحرك آفرين كه جامعه انسانى را در مسير تكامل ها به پيش مى ‏برد و سرچشمه هر خير و بركت است. تلاش ها و كوشش هاى دشمنان برای از بین بردن اسلام راه به جایی نبرده است. خداوند براى مجسم كردن حقارت تلاش هاى آن ها و اين كه نشان دهد دشمنان حق قادر نيستند آئين او را برچينند در آیه 8 سوره صف ضمن تشبيه جالبى مى ‏فرمايد: «آنها مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولى خداوند نور خود را كامل مى‏ كند هر چند كافران خوش نداشته باشند»! (يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ).

آن ها به كسى مى ‏مانند كه مى ‏خواهد نور آفتاب عالم ‌تاب را با پف كردن خاموش سازد، آن ها خفاشانى هستند كه گمان مى‏ كنند اگر چشم از آفتاب فرو پوشند و خود را در پرده‏ هاى ظلمت شب فرو برند مى ‏توانند به مقابله با اين چشمه نور برخيزند.

تاريخ اسلام سند زنده ‏اى است بر تحقق عينى اين پيشگويى بزرگ قرآن، چرا كه از نخستين روز ظهور اسلام توطئه ‏هاى گوناگون براى نابودى آن چيده شد: گاه از طريق سخريه و ايذاء و آزار دشمنان. گاه از طريق محاصره اقتصادى و اجتماعى. گاه از طريق تحميل جنگ هاى گوناگون در ميدان‏ هاى احد و احزاب و حنين و ... گاه از طريق توطئه‏هاى داخلى منافقان. گاه از طريق ايجاد اختلاف در ميان صفوف مسلمين. گاه از طريق جنگهاى صليبى. گاه از طريق اشغال سرزمين قدس و قبله اول مسلمين. گاه از طريق تقسيم كشور عظيم اسلامى به بيش از چهل كشور! گاه از طريق برنامه تغيير خط و بريدن جوانان اسلام از فرهنگ كهن خويش. گاه از طريق نشر فحشاء و وسائل فساد اخلاق و انحراف عقيده در ميان قشرهاى جوان. گاه از طريق استعمار نظامى و سياسى و اقتصادى. و گاه از طرق ديگر ...

ولى همان گونه كه خداوند اراده كرده بود اين نور الهى روز به ‏روز در گسترش است و دامنه اسلام هر زمان به گذشته وسيعتر مى‏ شود، و آمارها نشان مى ‏دهد كه جمعيت مسلمانان جهان على رغم تلاش هاى مشترك «صهيونيست ها» و «صليبي ها» و «ماترياليست هاى شرق» رو به افزايش است، آرى آن ها پيوسته مى ‏خواهند كه نور خدا را خاموش سازند ولى خداوند اراده ديگرى دارد. و اين يك معجزه جاودانى قرآن است.

علی کفشگر فرزقی

منبع: تفسير نمونه، ناصر مکارم شیرازی،ج‏24، ص: 82


مطالب مرتبط