امام رضا (ع) در حقیقت تأکید می کند که مؤمن باید متناسب با شرایط جدید، اولویت هایش را طرح ریزی و بر اساس آن، عمل کند

نیازهای تان را اولویت بندی کنید!

نیازهای تان را اولویت بندی کنید!

وقتی با منابع محدود رو به رو هستیم، ناچاریم نیازهای خود را اولویت بندی کنیم و تا فکری برای نیازهای مهم تر و فوری تر نکرده ایم به بقیه نیازها مشغول نشویم. این شرایط معمولاً همیشه وجود دارد؛ چرا که معمولاً توان مالی افراد، پاسخگوی همه نیازهای کوچک و بزرگ آن ها به یک شکل و اندازه نخواهد بود؛ پس ضرورت و اولویت بندی نیز همیشه وجود خواهد داشت. ناتوانی در تشخیص اولویت ها و ضعف در پای بندی به اولویت ها، نظام دخل و خرج شما را مختل می کند و به تدریج باعث خواهد شد لذت و احساس رضایت شما از زندگی رو به کاهش بگذارد و این طبیعی است؛ چون نیازهای مهم تر که در آرامش ماندگار و دراز مدت شما نقش پررنگ تری داشته اند، قربانی نیازهای کم اهمیت و احتمالاً فوری و ناگهانی شده اند.

اما اولویت بندی، باید متناسب با شرایط تازه، به روز شوند. این که امام رضا (ع) فرموده اند: «شایسته است که مؤمن در زمستان از غذای خانواده بکاهد و بر هیزمشان بیفزاید.»[1] دقیقاً به همین نکته اشاره دارد؛ شرایط را بسنج و متناسب با وضعیت امروز برای مخارج خود تصمیم بگیر، اگرچه خوراک مهم است اما در فصل سرما، بدن به غذایی کمتر و گرمای بیرونی بیشتری نیاز دارد و باید آن را در اولویت قرار داد. همین رابطه بین سایر نیازهای ما نیز وجود دارد و هر روز ممکن است اولویت بندی تازه ای در میان نیازها به وجود بیاید. این سخن امام رضا (ع) در حقیقت تأکید می کند که: مؤمن باید متناسب با شرایط جدید، اولویت هایش را طرح ریزی و بر اساس آن، عمل کند.

مؤمن باید متناسب با شرایط جدید، اولویت هایش را طرح ریزی و بر اساس آن، عمل کند.

البته برخی نیازها، از ثبات بیشتری در جایگاه خود برخوردارند و به سختی از اولویت خارج می شوند. برای مثال، نیازهایی اساسی مثل مسکن، معمولاً در اولویت اصلی است و نمی توان به آسانی از آن گذشت. مثلاً اگرچه، ادای بدهکاری نیز اهمیت بالایی دارد و باید پیش از بسیاری دیگر از نیازها، مورد توجه باشد اما در شرایط عادی، نسبت به مسکن، اولویت ندارد؛ امام صادق (ع) فرمودند «خانه خود را برای قرض مفروش... که انسان از داشتن سرپناه ناچار است.»[2]

اشاره ای که امام صادق (ع) در تأکید بر اهمیت مسکن داشتند، در بردارنده این حقیقت است که: باید در حفظ برخی از دارایی ها که هم سرمایه و پشتوانه انسان محسوب می شوند و هم به دست آوردن دوباره آن ها به آسانی مقدور نخواهد بود، مراقبت بیشتری به خرج داد و نگذاشت که به پای مخارج دیگر از بین بروند. ایشان فرموده اند «در تورات نوشته شده هرکه زمین یا (چاه یا سهم) آبی را بفروشد و با آن زمین با آب دیگری نخرد، پولش از بین خواهد رفت.»[3]

شاید شما هم به افرادی برخورده باشید که مثلاً با فروش این گونه دارایی های خود، آن را تبدیل به پولی برای سرمایه گذاری کرده اند. ممکن است در مواردی این کار به سود زیادی هم بینجامد اما بدون شک این یک خطر پذیری بی منطق و غیرعاقلانه است؛ مگر این که تجارتی یافت شود که خطر پذیری و احتمال شکست در آن، کاملاً صفر باشد! در غیر این صورت که واقعیت نیز همین است، نباید دارایی های پایه را دست خوش خطر ساخت. در همه مخارج، حتی ضروری ترین آن ها، فروش دارایی هایی مثل زمین و خانه، باید آخرین و دور از ذهن ترین راه ممکن باشد و شاید در هر عصری برخی دیگر از دارایی ها چنین اهمیتی داشته باشند.

اما این توجه ویژه، صورت دیگری هم دارد و آن حرکت در مسیر به دست آوردن و تأمین این نوع دارایی هاست که ماندگارتر و ضروری ترند؛ برای مثال: کسی که به هر دلیلی، فعلاً از داشتن خانه محروم است، باید امکانات خود را به این سمت سوق دهد و در صورتی که فرصتی برای تأمین آن پدید آمد، این فرصت را از دست ندهد. اگرچه، این دارایی ها نیز مانند همه داشته های مادی، بود و نبودشان، کمال و نقصی واقعی در زندگی انسان به حساب نمی آیند، اما وقتی قرار است از دنیای به سامان، زمینه مناسبی برای رشد معنوی و درونی خود بسازیم، ناچاریم به این نکات پای بند باشیم.

منبع: نشریه خانه خوبان (82)، محمدحسین شیخ شعاعی


پی نوشت ها:

[1] . الکافی، ج7، ص235.

[2] . الکافی، ج9، ص589.

[3]. الکافی، ج9، ص574.


مطالب مرتبط