از لابلای سخن هاست که اسرار آدمیان فاش و درهای خوشبختی و یا بدبختی به روی آن ها گشوده می شود.

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!

از دیدگاه محققان، اندیشمندان و صاحب نظران، زبان آدمی به عنوان بهترین و بزرگ ترین وسیله ارتباط او با جوامع بشری شناخته شده است. زبان می تواند زیباترین، شورانگیزترین و پراحساس ترین کلمات را در قالب سخن و گفتار به آدمیان ارائه کند و بدین وسیله افکار، عقاید و مقاصد آن ها را بازگو کند و پل ارتباطی را میان آن ها برقرار نماید.

قدرت بیان آدمی آن چنان شگفت انگیز است که گاه مانند یک ساحر عمل کرده و فرد مقابل را جادو می کند و یا چنان شیفته کرده که بدون اراده مجذوب شخص می شود و به تبعیت از او می ایستد؛ بر همین اساس است که گفته اند: «ان من البیان لسحرا»؛ بیان (سخن) جادوی حلال و رواست. این جمله به قدرت تأثیر کلام و گفتار بر روی آدمی و همچنین به هنر گوینده آن در چگونگی به کار بردن الفاظی که موجب شور و نشاط و یا غم و اندوه می شود، دلالت دارد. بر همین اساس است که انسان ها از طریق گفتارشان شناخته می شوند. آری، از لابلای سخن هاست که اسرار آدمیان فاش و درهای خوشبختی و یا بدبختی به روی آن ها گشوده می شود.

از لابلای سخن هاست که اسرار آدمیان فاش و درهای خوشبختی و یا بدبختی به روی آن ها گشوده می شود.

قدرت سخن به حدی است که گاه اجتماعی را به هم می ریزد و موجب تحول و بیداری مردمان آن می شود و گاه با ایجاد فساد و خونریزی زمینه سقوط و انحطاط جامعه را فراهم می کند. بر همین اساس است که پیامبر اسلام (ص) فرمود: «المرء مخبون تحت لسانه»[1]؛ بلای آدمی زیر زبان او پنهان است.

سخن تا زمانی که بر زبان آورده نشود همچون حیوانی است که مهار آن در دست توست و هر زمان و هر کجا بخواهی و اراده کنی، او را به کار می گیری اما همین که او را آزاد کنی، به دیگران و حتی به خودت آسیب می رساند و چه بسا مسیر زندگیت را تغییر دهد و پشیمانی را برایت به جا بگذارد. هر سخن می تواند تأثیر متفاوتی داشته باشد، گاه موجب جاری شدن اشکی شده، گاه خشمی را برانگیخته و زمانی هم لبخندی را بر لبی می نشاند. و همه این ها به شخصی که سخن می گوید بستگی دارد. اگر فرد به قصد پند و اندرز سخن گوید، سخن او موجب هدایت و راهنمایی می شود، اگر سخنش جنبه علمی داشته باشد، بر معلومات شنونده می افزاید، اگر به قصد شوخی و لطیفه گفته شود، موجب سرور و شادمانی می شود، اگر برای معامله و داد و ستد باشد، سود و زیان را به همراه خواهد داشت، اگر آینده نگری در آن باشد، راه را برای پیشرفت هموار می کند، اگر هشدار دهنده باشد، جلوگیری از پیشامد بد می کند و خطر را دور می سازد.

گاهی سخن احساس را برانگیخته و غم یا شادی را بر دل می نشاند، گاه موجب رنجش و آزار دیگران می شود و عواقب جبران ناپذیری به بار می آورد. اما خدا نکند که این رنجش در اثر هتک حرمت و بی آبرویی باشد چون در این صورت آبروی ریخته شده به آسانی به جوی تن و روان باز نمی گردد و آثار آن از نظرها محو نمی شود. گاهی هم سخنی موجب فتنه و خونریزی می شود که در این صورت چگونه می توان جان از تن در رفته ای را دوباره به بدن برگرداند؟

همه این ها بیان گر این نکته است که زبان باید کنترل شود و به قول استاد سخن سعدی علیه الرحمه که گفته است: «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»، در جایی که نیاز است سخن گفته شود و اگر درست فکر کنیم حداقل به این نتیجه می رسیم که تاکنون کسی از کم گویی زیانی ندیده است تا از پرگویی و بیهوده گویی.

سخن نعمتی الهی است که خداوند در سوره الرحمن آیه 4 بعد از ذکر صفت خاصه خود یعنی مهربانی و لطف به همه خلایق، از آن یاد کرده و فرموده است: «عَلَّمَهُ الْبَيَانَ»؛ خداوند شما را تعلیم سخن کرد. پس وقتی سخن تعلیمی الهی باشد باید در جهت خداوند هم به کار رود. باید به شکرانه این موهبت الهی، سخنان ما همواره رنگ الهی داشته باشد و رضای خداوند را به همراه داشته باشد.

سخنی که برای خدا بیان می شود بر شنونده نیز تأثیر پایدار و نیکو می گذارد. حتما متوجه شده اید که افرادی هستند که سخنانی زیبا و بی نقص بر زبان می آورند اما چون به غیر خدا توجه دارند، گفتار آن ها تأثیری بر شنوندگان نمی گذارد و اگر هم تأثیر داشته باشد، پس از مدتی به فراموشی سپرده می شود و از نعمت باقیات صالحات بی بهره می ماند!

سخنی که برای خدا بیان می شود بر شنونده تأثیر پایدار و نیکو می گذارد

شاهد این گفته، سخنان ائمه اطهار (س) و بزرگان علم و ادب است که در طول تاریخ همچون نگینی بر تارک سخن می درخشد و غبار زمان، گرد فراموشی بر آن نمی نشاند. نکته دیگر آن که یک سخن در شرایط مختلف بر افراد تأثیرهای متفاوتی دارد و این بستگی به شرابط وحالات روحی و نیز طرز تفکر و نگرش آن ها خواهد داشت.

از خدا بخواهیم تا گردش زبان مان را برای گفتن سخنان نیکو و پسندیده که موجب رشد و هدایت خودمان و دیگران باشد، قرار دهد و از همه مهم تر رضایت خداوند را به سوی ما جلب نماید.

منبع: ماهنامه بشارت (89-88)، زهرا لوکه علیخان


[1]. نهج البلاغه، حکمت 148


مطالب مرتبط