آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید امّا خودتان را فراموش کرده اید با اینکه شما کتاب خدا را می خوانید؟

هشدار امام رضا علیه السلام به متولیان بیت المال

هشدار امام رضا علیه السلام به متولیان بیت المال

حضرت رضا علیه السلام گاهی برای دفاع از سخنان حق، از آیات قرآن دلیل می آورد و به این وسیله حقانیت موضع گیری های خود را به اثبات می رسانید.

شیخ صدوق می نویسد: مأمون در خراسان روزهای دوشنبه و پنج شنبه ملاقات عمومی داشت، در یکی از این ملاقات ها که حضرت رضا علیه السلام نیز حضور داشت مردی صوفی را به اتهام دزدی دستگیر کرده و به مجلس او آوردند. مأمون به چهره‌ی وی نظری انداخته و با دیدن آثار عبادت در پیشانی اش، با عصبانیت فریاد زد: چه کار زشتی انجام داده‌ای، با این سیمای به ظاهر معنوی که داری! آیا تو دزدی کرده‌ای؟!

متهم گفت:

من از روی ناچاری و اضطرار به این کار دست زده ام و اختیاری نبوده است، زیرا تو حق مرا از خمس و غنیمت نداده ای و فقر و فلاکت مرا به دزدی کشانده است.

مأمون گفت:

تو چه حقی در خمس داری؟

متهم گفت:

خداوند متعال خمس را به شش سهم تقسیم کرده و به شش گروه اختصاص داده است و فرموده:

«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیء فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ»؛(1)

«بدانید هر چه از غنیمت بدست آوردید، خمس آن برای خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و نزدیکان آن حضرت و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است.» همچنین در سوره حشر «فَیء» را به 6 قسمت تقسیم کرده و فرمود:

«ما أَفاءَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ کَی لا یکُونَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ»؛(2)

«آنچه را خداوند از اهل این آبادی‌ها به رسولش باز گرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا [این اموال عظیم] در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد».

ای مأمون! یکی از مستحقین خمس و غنیمت، ابن سبیل و درمانده در راه است و من از آنهایم. مستمندی هستم که راه به جائی ندارم و دستم از همه جا کوتاه است و ضمنا از قاریان و حافظان قرآن هم هستم. مأمون چهره در هم کشیده و گفت:

به خیال تو، من با این یاوه سرائی‌ها حدّی از حدود الهی را ترک کنم و حدّ سرقت را جاری نسازم؟!

مرد متهم پاسخ داد: اول اجرای حدود الهی را از خودت شروع کن و اول خودت را پاک کن بعد دیگری را...

می زنی خود، پشت پا بر راستی***راستی از دیگران می‌خواستی؟

حد به گردن داری و حد می زنی؟***گر یکی باید زدن صد می زنی؟

مأمون با شنیدن این کلمات افشاگرانه که با گستاخی تمام ادا می شد، رو به حضرت رضا علیه السلام کرده و گفت:

این مرد چه می‌گوید؟ امام رضا علیه السلام فرمود:

او می گوید قبل از من دزدی شده و من هم دزدی کرده ام.

خلیفه شدیداً ناراحت شد و متهم را تهدید کرد که: به خدا قسم دست تو را قطع خواهم کرد. متهم بی‌واهمه اظهار داشت: تو دست مرا قطع می کنی، با اینکه بنده و غلام حلقه به گوش منی؟!

مأمون گفت:

وای بر تو! من از کجا عبد و بنده تو هستم؟

مرد پاسخ داد: از آن جائی که مادر تو کنیز بوده و پدرت او را با پول مسلمانان خریده است. تو بنده تمام مسلمانان در شرق و غرب عالم هستی!

مگر اینکه تو را آزاد کنند و اگر همه مسلمانان تو را آزاد کنند من یکی نسبت به سهم خود، تو را آزاد نکرده‌ام. با این همه، تو پول خمس را می‌بلعی و حق آل رسول صلی الله علیه و آله و من و امثال مرا نمی‌دهی؟! گذشته از اینها شخص ناپاک هرگز نمی‌تواند مانند خودش را پاک کند.

ذات نایافته از هستی بخش***کی تواند که شود هستی بخش

ای مأمون! انسانهای پاک می توانند حدود الهی را جاری کنند، کسی که در گردن او حدّ باشد چگونه می تواند حد الهی را اجرا کند، مگر اینکه اول بر خود او حد اجرا شود. مگر این آیه را نشنیده ای که «أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ»؛(3)

«آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید امّا خودتان را فراموش کرده اید با اینکه شما کتاب خدا را می خوانید؟ آیا نمی اندیشید؟»

مأمون دوباره متوجه حضرت رضا علیه السلام شده و گفت: یا اباالحسن! درباره این شخص چه می‌فرمائید؟! امام فرمود: خداوند متعال به حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ»؛(4)

«دلیل رسا و قاطع برای خداست».

دلیلی که برای هیچکس بهانه ای باقی نمی گذارد. چنان دلیلی که جاهل با تمام نادانی اش آن را متوجه می شود، همان طوری که دانا به وسیله علم خویش آن دلیل را درک می‌کند و دنیا و آخرت به وسیله دلیل و برهان پایدار مانده است. این مرد برای تو استدلال و دلیل اقامه کرد.

مأمون وقتی وضع را چنین دید، با آشفتگی تمام، ملاقات عمومی را تعطیل کرده و دستور آزادی آن مرد را صادر نمود و از اینجا به فکر از میان برداشتن وجود مقدس حضرت رضا علیه السلام افتاد و بالاخره آن حضرت را مسموم کرده و به شهادت رساند.(5)

منبع: کتاب بازتاب انوار وحی در گفتار پیشوای هشتم، عبدالکریم پاک نیا، ص 10-9.

------

پی نوشت ها:

1. انفال: 41.

2. حشر/7.

3. بقره: 44.

4. انعام: 149.

5. علل الشرایع، علت شهادت امام رضا علیه السلام.


مطالب مرتبط