برخی می گویند: چرا نام حضرت علی و ائمه علیهم السلام در قرآن نيامده است؟

پاسخ امام باقر علیه السلام به چرایی عدم ذکر نام اهل بیت در قرآن ؟

پاسخ امام باقر علیه السلام به چرایی عدم ذکر نام اهل بیت در قرآن ؟

برخی با مطرح كردن اینکه «كَفانا كِتاب اللَّهِ؛ کتاب خدا ما را بس است» چنین می گویند که اگر على عليه السلام جانشين بلافصل پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم است و اهل بیت علیهم السلام نیز جانشین اویند پس چرا نام آنها در قرآن نيامده است؟

در پاسخ به اينكه چرا در كتاب خدا، نام علی علیه السلام و اهل بيت عليهم السلام نيامده است، امام باقر عليه السلام در روایتی مهم طى اتمام حجت زيبايى برنامه مفصل غدير را تفسير آيه «أُولِي الْأَمْرِ» دانسته است تا پاسخی دندان شکن به اشكالى مردمانی بدهد که جاهل به حقايق اند.

روزی ابوبصير از امام باقر علیه السلام درباره اين سخن خداوند پرسيد: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم[1]؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا و رسول او و صاحبان امر (امامان معصوم) را اطاعت كنيد» حضرت فرمود: درباره على بن ابى طالب علیه السلام نازل شده است. ابوبصير گفت: مردم مى ‏گويند: چرا خداوند نام على و اهل بيت او را در كتاب خود نياورده است؟

امام فرمود: به آنان بگوييد: خداوند بر پيامبرش نماز را فرستاده ولى تعيين نكرده كه سه ركعت باشد يا چهار ركعت و خود پيامبر آن را تفسير كرده است و نيز حج را فرستاده ولى نگفته كه هفت بار طواف كنيد و خود پيامبر آن را تفسير كرده است و نيز اين آيه را نازل كرده: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏» و اين آيه درباره على و حسن و حسين نازل شده است و پيامبر خدا فرموده است: شما را به كتاب خدا و اهل بيت خودم وصيت مى‏ كنم، من از خداوند خواسته ‏ام كه ميان اين دو جدايى نياندازد تا در حوض بر من وارد شوند و خدا اين دعوت مرا اجابت كرده است.

و نيز فرمود: پس شما اى مسلمانان به اهل بيت من چيزی ياد ندهيد، كه آنان اعلم و آگاه تر از شمايند، اهل بيت من شما را تا قيامت از هيچ در هدايتى بيرون نمى ‏كنند، و به هيچ در ضلالت و گمراهی داخل نمى‏ سازند و اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله بيان نمى ‏كرد كه اولى الامر چه كسانى هستند به یقین، آل عباس و آل عقيل و آل فلان ساكت نمى ‏نشستند و ادعاى خلافت و اولى الامرى مى ‏كردند، ولى چون خداى تعالى در كتابش نازل كرده بود، كه «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً[2]؛ خداوند فقط مى‏ خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد» همه مى ‏دانستند كه منظور از اهل بيت على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام هستند. چون رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه ‏ام سلمه، دست على و فاطمه و حسن و حسين علیهم السلام را گرفت و آنها را به زیر عبا برد و ام سلمه عرضه داشت: آيا من از اهل تو نيستم؟ فرمود: تو عاقبت بخيرى، ولى ثقل من و اهل من و اهل بيت من اينها می باشند».[3]

در توضیح سخن امام باقر علیه السلام می توان گفت: آری خداوند بيان دستورات قرآنی خود را به پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله واگذار كرده است. همان گونه كه نماز و روزه و حج در جزئياتش نياز به بیان رسول دارد، منظور از «اولُو الْامْرِ» نیز بايد با بيان رسول باشد. از حديث مسلّم و تاريخى غدير استفاده مى ‏شود كه نام‏ على‏ علیه السلام در قرآن‏ صريحا نيامده است زيرا تعيين على علیه السلام بر خلافت و جانشينى او به وسيله حديث غدير به فرمان خدا بوده است آن هم در اجتماع بزرگ مسلمانان بعد از تأكيد فراوان و شديد و بعد از آنكه خداوند به پيامبرش وعده حتمى داد كه او را در اين راه يارى كند و از حملات و خطرات دشمن ایمن دارد. اگر نام على علیه السلام در قرآن به صراحت ياد شده بود، نخست اینکه به آن اجتماع بزرگ مسلمانان و نصب على به خلافت، آن هم بعد از اين همه تأكيدات و شرايط، احتياج نبود و دیگر اینکه در قرآن رسول خدا از اظهار آن، ترسى نداشت تا وعده تأييد و محافظت از طرف خدا فرود آيد.[4]

علاوه بر این، با توجّه به اينكه «على» فقط نام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نبوده، همان ‏گونه كه «ابوطالب» تنها كنيه پدر بزرگوارش نبوده است، بلكه نام و كنيه افراد بسیاری در ميان عرب «على» و «ابوطالب» بوده، بنابراين اگر نام «على» صريحاً هم در قرآن ذكر مى‏ شد، باز هم كسانى كه نمى‏خواستند اين حقيقت را بپذيرند بهانه ‏اى داشتند و آن را بر «على» ديگرى منطبق مى ‏كردند. به همین جهت بهتر همان‏ است كه با ارائه ويژگى ‏ها و صفات ممتاز و منحصر به فرد حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به معرّفى او پرداخته شود، تا قابل تطبيق بر هيچ كس، جز وجود مقدّس آن حضرت نباشد. بنابراین خداوند در قرآن، اين راه را انتخاب كرده و با ذكر فضايل خاصّ آن حضرت، در آياتى از قرآن، او را به عنوان ولىّ مؤمنان و جانشين بلافصل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم معرّفى كرده است، هر چند كسانى كه در قلبشان بیماری و انحراف وجود دارد، اين آيات را به گونه ديگری تفسير مى ‏كنند.[5]

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] نساء، 59.

[2] احزاب، 33.

[3] تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود عياشى، به تصحیح سيد هاشم رسولى محلاتى، المطبعة العلمية، تهران‏، ‏‏1380ق،‏ ج 1، ص 251 – 249.

[4] بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، سيد ابوالقاسم خويى و ...، وزارت ارشاد، تهران‏، ص 293.

[5] آيات ولايت در قرآن، مكارم شيرازى، ناصر، نسل جوان‏، قم‏، 1386ش،‏ ص 302.


مطالب مرتبط