پیامبر(ص) برای خودشان امتیاز قائل نمی شدند

پیغمبر اکرم در کارهای گروهی و جمعی کمک می نمود و خود را جدا از سایر افراد نمی دید و برای خود شان و منزلتی خاص قائل نمی شد.

پیامبر(ص) برای خودشان امتیاز قائل نمی شدند

اصحاب پیغمبر نقل كرده ‏اند كه در دوره رسالت، در سفرى خدمت پیغمبر بوديم. در منزلى پايين آمده بوديم و قرار بود كه در آنجا غذايى تهيه شود. گوسفندى آماده شده بود تا جماعت آن را ذبح كنند و از گوشت آن مثلًا آبگوشتى بسازند و تغذيه كنند. يكى از اصحاب به ديگران مى‏ گويد سر بريدن گوسفند با من، ديگرى مى‏ گويد پوست كندن آن با من، سومى مثلًا مى‏ گويد پخت آن با من و ... پيغمبر اكرم مى‏ فرمايد جمع كردن هيزم از صحرا با من. اصحاب عرض كردند: يا رسول اللَّه! ما خودمان افتخار اين خدمت را داريم، شما سر جاى خودتان بنشينيد، ما خودمان همه كارها را انجام مى‏ دهيم. فرمود: بله، مى‏ دانم، من نگفتم كه شما انجام نمى‏ دهيد ولى مطلب چيز ديگرى است. بعد جمله‏ اى گفت، فرمود: انَّ اللَّهَ يَكْرَهُ مِنْ عَبْدِهِ انْ يَراهُ مُتَمَيِّزاً بَيْنَ اصْحابِهِ‏ (هديّة الأحباب، ص 277) خدا دوست نمى‏ دارد كه بنده‏ اى را در ميان بندگان ديگر ببيند كه براى خود امتياز قائل شده است.
من اگر اينجا بنشينم و فقط شما برويد كار كنيد، پس براى خودم نسبت به شما امتياز قائل شده ‏ام. خدا دوست ندارد كه بنده‏ اى خودش را به چنين وضعى در بياورد.
اين مسأله به اصطلاح امروز «اعتماد به نفس» در مقابل اعتماد به انسانهاى ديگر، حرف درستى است، البته نه در مقابل اعتماد به خدا. اعتماد به نفس سخن بسيار درستى است؛ يعنى اتّكال به انسان ديگر نداشتن، كار خود را تا جايى كه ممكن است خود انجام دادن و از احدى تقاضا نكردن.
اين «بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الأخْلاق» معنى‏ اش چيست؟ باز اصحابش نقل كرده اند كه در يكى از مسافرتها در منزلى فرود آمديم.
همه متفرق شدند براى اينكه تجديد وضويى كنند و آماده نماز بشوند. ديديم كه پيغمبر اكرم بعد از آنكه از مركب پايين آمد، طرفى را گرفت و رفت. مقدارى كه دور شد، ناگهان برگشت. اصحاب با خود فكر مى‏كنند كه پيغمبر براى چه بازگشت؟ آيا از تصميم اينكه امروز اينجا بمانيم منصرف شده است؟ همه منتظرند ببينند آيا فرمان مى ‏دهد كه حركت كنيد برويم. ولى مى ‏بينند پيامبر چيزى نمى ‏گويد. تا به مركبش مى‏ رسد. بعد، از آن خورجين يا توبره روى آن، زانوبند شتر را در مى ‏آورد، زانوى شترش را مى‏ بندد و دوباره به همان طرف راه مى‏ افتد. اصحاب با تعجب گفتند:
پيامبر براى چنين كارى آمد؟! اين كه كار كوچكى بود! اگر از آنجا صدا مى ‏زد: آى فلان كس! برو زانوى شتر مرا ببند، همه با سر مى ‏دويدند. گفتند: يا رسول اللَّه! مى‏ خواستيد به ما امر بفرماييد. به هركدام ما امر مى‏ فرموديد، با كمال افتخار اين كار را انجام مى ‏داد. ببينيد سخن، در چه موقع و در چه محل و چقدر عالى است! فرمود: «لا يَسْتَعِنْ احَدُكُمْ مِنْ غَيْرِهِ وَ لَوْ بِقُضْمَةٍ مِنْ سِواكٍ» تا مى‏ توانيد در كارها از ديگران كمك نگيريد و لو براى خواستن يك مسواك. آن كارى را كه خودت مى‏ توانى انجام بدهى، خودت انجام بده.

سیری در سیره نبوی، ص 247 الی 249، مرتضی مطهری
محمدرضا هادی زاده

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر