پیام اربعین

چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعين در واقع مراسم سالانه و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاريخ است و در اين اعتراض عمومى، حسين (ع) سمبل شجاعت، پايمردى و آزادگى و يزيد نماينده و مظهر جور و فجور است.

پیام اربعین

عصر عاشورا آغاز رسالت بود و از همان ساعت، خون گرم سالار شهيدان، دروازه دلهايى را گشود كه با هيچ لشگرى بجز خون فتح نمى شد. وقتى كه گرد و خاك پيكار عاشورا فرو نشست، دوران پس از حسين علیه السلام يعنى فصل پيام آغاز شد.

در فصل پيام خون، زينب(س) عاشورايى در تبعيد به پا مى كند و جوامع بشرى از آن تاريخ به بعد گلواژه آزادى و شهادت را از شجره خونين كربلا مى چينند. ياد بود رستاخيز عاشوراى تو هر سال با شكوهتر از سال پيش بر پا مى شود و هر محرم و صفر شور و شعور و عشق و عقل، در صحنه جامعه و در درون انسانها به ملاقات هم مى آيند، اگر عشق تو در دلها نبود عقل بى پناه مى ماند و اگر شور تو بر سرها نبود شعور مى خشكيد. ياد بود رستاخيز تو هر سال از عاشورا تا اربعين، خلق جهان را متوجه پيام قيامت مى كند.

عاشورا روز شهادت حماسه سازان و اربعين روز زيارت مرقد عاشور سازان است .

عاشورا خروس خون حسين(ع) و اربعين، پژواك اين فرياد ظلم شكن است.

عاشورا و اربعين نقطه ابتدا و انتهاى عشق نيست بلكه چله عارفانه شيعه است ولى نه مثل چله درويشان و مرتاضان در كنج عزلت و خانقاه. بلكه همچون خود حسين(ع) در ميانه انسانها و جامعه . عاشورا تا اربعين نقطه اوج عشق حسين(ع) است و در اين چهل روز، حسين عليه السلام تنها سخن محافل و مجالس است تا در طول عمر انسان بهانه بيدارى ظلم ستيزى باشد.

عاشورا زمانه خون و ايثار و اربعين بهانه تبليغ و پيمان است.

عاشورا روزى است كه حسين(ع) با تاريخ سخن گفت و اربعين روزى كه تاريخ ، پاى درس حسين عليه السلام مى نشيند.

عاشورا روز كشت خون خدا در كوير جامعه ظلم زده و و اربعين آغاز برداشت اولين ثمره آن است. اربعين فرصتى براى اعلام همبستگى با عاشورا است .

زيارت اولين زائران حسين و بازگشت اهل بيت امام(ع) بر سر خاك گلگون شهيدان بهانه اى منطقى براى تاسيس عزاى اربعين بود. اولين [زائر] حسين عليه السلام چه جابر باشد و چه ديگران و جابر قبل از اهل بيت(ع) به كربلا آمده باشد يا پس از آنان و اين حضور چه در اربعين اول باشد و چه در اربعين دوم، تغييرى در فلسفه اعلام اربعين به عنوان چهل روز عزا براى حسين عليه السلام ايجاد نمى كند.

چهل روز متوالى «از عاشورا تا اربعين» در واقع مراسم سالانه و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاريخ است و در اين اعتراض عمومى ، حسين سمبل شجاعت، پايمردى و آزادگى و يزيد نماينده و مظهر جور و فجور است. در اين چهل روز ياد حسين(ع) صدرنشين محفل دلها است و افكار عمومى بيش از هر حادثه مهم ديگرى تحت تاثير حادثه كربلا است و اين چهل روز فرصت مناسبى است تا مردم، عشق به حسين(ع) و كينه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و اين كينه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آميزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا كنند تا كلاس درس عاشورا هر سال با شكوهتر از سال پيش ‍ دائر گردد. اينجاست كه فلسفه اربعين رخ مى نمايد. باشد تا ما نيز از اين كلاس پر بار درس شهادت بياموزيم و خود را جهت يارى مولايمان حضرت مهدى (عج ) آماده نمائيم.


علی کفشگر فرزقی

منبع: برگرفته از کتاب از عاشورا تا غدير، محمد عسكرى(تلخیص)

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید

mh.asayesh

۸ آبان ۱۳۹۷ ۰۱:۲۸
0 0

اربعین شاه دین -اشعار از واله (توسط محمد تقی زنگی (جوادی )-مداح -قم-گرداورنده محمدغلامی
اربعین شه گلگون گفن است ملک وجن وبشر در محن است

چونکه از شام بلا آل رسول کربلاآمده گریان وملول

هر یکی امده با شور ونوا بسر تربت پاک شهدا

زینب غمزده با شیون وشین یکسر آمد بسر کوی حسین

بر سر قبر برادر چو رسید از جگر ناله ی جانسوز کشید

گفت : ای خسرو صد پاره بدن شکوه دارم ببرت از دشمن

بین که آزرده وبا ناله وآه میهمان بهر تو آمد ای شاه

خیز واز ما بنما استقبال بین که اطفال تو آمد به چه حال

روی طفلان تو گشته نیلی چون عدو بر رخشان زد سیلی

ای برادر زجفای عدوان منزل ما شده اندر ویران

من چه گویم که چه آمد بسرم خون شد ازداغ رقیه جگرم

چون که خوابیده به ویرانه ی شام من ندارم زفراقش آرام

داد جان طفل سه ساله ببرت تا نظر کرد حسین جان بسرت

داغ او کرد مرا زار وغمین چون به غربت شده ویرانه نشین

دیده بست از من وجمع اسرا کرده در گوشه ی ویران ماوا

چون نیاورده ام آن طفل صغیر خجلم از تو ، سراغش تو مگیر

من و(واله ) زغمت دیده تریم بهر تو جان اخا نوحه گریم

---به نقل از صص 255-257 کتاب گلبانگ غم -گرداورنده : محمد غلامی -توسطمحمد تقی زنگی(جوادی) -مداح .قم



چوشمعی سوختم از داغ مرگ ودرد هجرانت (زبان حل حضرت زینب با
چوشمعی سوختم از داغ مرگ ودرد هجرانت



ولی پروانه سان کردم فدا جان را به قربانت

اگر چه جان ندادم کربلا در پیش نعش تو

ولی صدبار مردم از برای لعل عطشانت

به هر درد ومصیبت با تو همکاری نمودم من

که تا تکمیل گردد انقلاب وعهد وپیمانت

توخون از حنجرت میریخت، من ازدیده اشک غم

چو دیدم پاره پاره پیکر صد چاک عریانت

تودادی اصغر واکبر به میدان فداکاری

بلی من هم نمودم کودکانم را به قربانت

تورا سر بر سنان بشکست ، من از چوبه ی محمل

هلال آسا چو دیدم بر سر نی رأس تابانت

مرا چون گنج در ویرانه جادادند ، واحسرت

تورا در مطبخ خولی عدو بنمود پنهانت

تودادیسینه را در پیش تیغ ونیزه ، من بازو

به پیش تازیانه از برای حفظ طفلانت

توکاخ ظلم را لرزاندی ومن سر نگون کردم

چو چو ب خیزران آمد زکین بر درز دندانت

ولی این غم کشد من را که باید بی تو بر گردم

بسوی خانه ی بی صاحبت ، با این یتیمانت

تودادی (کربلایی)را دو چشم پربکاء اما

من اورا افتخار خادمی بهر عزیزانت

--اثر طبع نادعلی کربلایی)پدر سه شهید-به نقل از : شکوفه های غم

ص۲۰۰-انتشارات خزر -تهران---





عزای رسول الله (ص) -امام مجتبی (ع) وامام رضا (ع)
عزای رسول الله (ص)

یارسول الله داغت بر عزیزان زود بود یا نبی الله دوری از تو این سان زود بود
یاامین الله یا خیرالورا ، بدرالدجا سوز هجران تو بر زهرای نالان زود بود
با غروب نور رویت شام ماتم شد پدید آخر ای صبح امید این شام هجران زود بود
ای امید دردمندان حامی مستضعفان در کف اهریمنان نقش سلیمان زود بود
بی تو اندر سینه ی حیدر نفس تنگ است تنگ سد راه آه بر این قلب سوزان زود بود
ای عزیز جان آل الله ویار بی کسان مرگ جانسوز توبر این جمع سوزان زود بود
روح والای تو از این تنگنای زندگی چونفرشته پر زنان بر سوی رضوان زود بود
رهبرابا رفتنت اسلام وامت شد پدید این چنین تنها وتنها دین وقر آن زود بود
روز مظلومی زهرا وعلی ودوستان گاه محزونی طفلان پرشان زود بود
اشک زینب همچوشبنم می چکد بر روی گل عندلیبا ترک این زیبا گلستان زود بود




بی قرارانت حسین ومجتبی پروانه سان سوختن در پایت ای شمع فروزان زود بود
یاحبیب الله یا احمد نبی الهاشمی (کربلایی) در عزایت اشک ریزان زود بود
---به نقل از شکوفه های غم -جلد اول ص 22 -نادعلی کربلایی -انتشارات خزر -تهران ---
----------سه عزا وغم --------------------
زهرای اطهر دختر ختم رسولان دارد عزا امشب سه جا بهر عزیزان
فاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسان
ای شیعیان اسلام وقر آن بی معین شد قتل امام وقتل ختم المرسلین شد
فاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسان
ارض وسما در لرزه شد از جور عدوان جسم امام دومین شد تیر باران
فاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسان
شد رحلت پیغمبر ووقت عزا شد پاره جگر از زهر امام مجتبی شد
فاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسان
حجت هشمتمین درراه دین وقر آن کشته شد از جفا وظلم وجورعدوان فاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسان
----شکوفه های غم -جلد اول -ص 24 نادعلی کربلایی -انتشاراتخزر -تهران
--------- مرگ پدر-زبانحال فاطمه در سوگ رسول الله ----
هجران وغم مرگ پدر کرده پریشم تیره شده چون شام سیه ، روز به پیشم
باران محن را بسرم ابر بلا ریخت از گردش ایام نگرحال پریشم
مجروح شد از داغ پدر قلب من زار از امت او غم برسد بر دل ریشم
چون خار مغیلان بزند خصم به من نیش همواره درافغان ، من از آن سوزش نیشم
از بس که بدیدم به جهان محنت وآزار من سیر ازاین عمر گران مایه ی خویشم
غیر از غم دوری عزیزان به دلم نیست ورنه نبودهیچ غمی از کم وبیشم
مردم همه از گریه ی من خسته ومن نیز رنجیده زبیگانه وغمدیده زخویشم
(آهی) گنهم نیست بجز اخذ حق خویش من کشته ی آئینم وقربانی کیشم
---نقل از

یوان آهی -جلد دوم -ص 122 -علی آهی-انتشارات خزر -تهران----صحن حرم رسول خدا در مدینه منوره -اسایش



صحن حرم زسول الله (ص) در مدینه منوره -اسایش

--

صحن مسجدالنبی -مدینه منوره اسایش-اردیبهشت 1388 شمسی

پاسخ دهید
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر