گناه همچون غل و زنجیر به دست و پای انسان بسته و مانع میشود که انسان به عبادت و کار نیک میل پیدا کند لذا هر چه گناه بیشتر میشود میل و توفیق انسان به عبادت کمتر میشود.

چرا حال عبادت نداریم؟
۱۳ اسفند ۱۳۹۶ 886 16.7 KB 49 0

چرا حال عبادت نداریم؟

شخصى از امير المؤمنين على عليه السلام سؤال كرد كه چرا من از شب‏ خيزى و از خواندن نافله سحر محرومم؟ اميرالمؤمنين علیه السلام، فرمود: انْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ‏ ذُنوبُكَ‏: مردى هستى كه گناهانت، دست و پايت را به غل و زنجير بسته ‏اند، نمى ‏گذارند بلند شوى. یعنی يك غل و زنجير نامرئى به دست و پايت هست، خودت هم نمى‏ دانى. يعنى اگر مى‏ خواهى بلند شوى اول بايد آن غل و زنجيرها را باز كنى.

علما مکرر در كتابهاى خودشان نوشته ‏اند كه گناه روز مانع چنين توفيقى است. «محرومم» معنايش اين است كه نه فقط بيدار نمى ‏شوم، بيدار هم كه بشوم نمى ‏توانم بلند شوم.

از شخصی نقل شده: پيش مرحوم آقا شيخ حسن ‏على اصفهانى‏ بودم. مردى كه از علما و خيلى متشخص بود، به منزل ايشان آمد. اولًا آن مرحوم‏ اعتناى زيادى به او نكرد. بعد كه به كارهاى ديگران رسيدگى كرد، آن مرد رو كرد به وى و گفت: آقاى حاج شيخ! يك عرضى خدمت شما دارم من نمى ‏دانم كه چه سرّى هست‏ من خيلى دلم مى‏ خواهد كه سحرها بلند شوم عبادت كنم و بيدار هم مى ‏شوم ولى هر كارى مى ‏كنم كه بلند شوم نمى ‏توانم. اين وضع هست تا طلوع صبح. بعد از طلوع صبح، ديگر راحت بلند مى ‏شوم. من نمى ‏فهمم اين چه حسابى است؟ این شخص عالم آمده بود كه ايشان مثلًا يك دعايى به او بدهد كه اين حالت از او رفع بشود. هرچه گفت مرحوم آقا شيخ حسن ‏على گفت: حالا عجالتا بفرماييد، تشريف ببريد، و به او اعتنا نكرد.

وقتى كه آن عالم ‏بلند شد که برود، نزديك درِ منزل، آقا شيخ حسن‏على با صداى بلند گفت: ان شاء اللّه موفق نخواهى شد. بعد که از مرحوم حسن علی اصفهانی علت را پرسیده بودند فرموده بود که وی يك خيانتى مرتكب شده و آن خيانت نمى‏ گذارد كه او چنين توفيقى پيدا كند و پيدا نخواهد كرد.

منبع: مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن ج 10 ص 33 نقل به مضمون


مطالب مرتبط