زمانی توسل کردن به اهل بیت علیهم اسلام و دعا و تضرع برای رفع مشکل تاثیرگذار است که انسان سعی و تلاش خود را برای رفع مشکل بکند

چرا دعا و امور معنوی مثل توسل و صدقه، در برابر بیماری هایی مثل کرونا اثر نمی کند؟

چرا دعا و امور معنوی مثل توسل و صدقه، در برابر بیماری هایی مثل کرونا اثر نمی کند؟

در جواب باید گفت: اولاً زمانی توسل کردن به اهل بیت علیهم السلام و دعا و تضرع برای رفع مشکل تاثیرگذار است که انسان سعی و تلاش خود را برای رفع مشکل بکند(مثلاً امور بهداشتی را رعایت کند) و از خداوند و اهل بیت علیهم السلام بخواهد سعی و تلاشش مؤثر واقع شود و در آنجا که رفع مشکل از قدرت او خارج است، آنان یاریش کنند. علی علیه السلام فرمود: «دعاکننده بدون عمل و تلاش مانند تیرانداز بدون زه است».(1)

از آنجایی که زِه عامل حرکت و وسیله پیش راندن تیر به سوی هدف است روشن می شود که تلاش و کوشش نیز جزو شرایط اساسی برای استجابت دعا است.

یعنی همان طوری که دارو بدون شرایط اثر نمی کند (چقدر مریض ها که دارو اثر نمی کند و خوب نمی شوند) دعا نیز بدون شرایط اثر نمی کند؛ مثلا به شرطی آتش چوب را می سوزاند که (چوب کنار آتش باشد-اکسیژن باشد- مانعی نباشد)، پس دعا و صدقه نیز به شرطی مؤثر است که به وظیفه عقلی و دینی خود (اخلاص، خلاف حکمت نبودن، رعایت امور عقلانی حفاظتی مثل رعایت سرعت مطمئنه در رانندگی؛ رعایت امور بهداشتی در بیماری) عمل کرده باشد.

در موضوع بیماری کرونا هم ما موظفیم نهایت تلاش خود را جهت مقابله با آن انجام دهیم و حتی اگر نیاز باشد، زیارت اماکن مقدسه را محدود کنیم تا بیماری شیوع پیدا نکند و آنجا که قدرت کنترل نداریم، به درگاه خداوند و با توسل به اهل بیت علیهم السلام، دعا و تضرع کنیم تا یاری خداوند نصیب ما شود. یعنی ممکن است تمام اسباب مادی را انجام دهیم ولی اثر نگذارد، ولی با دعا خود اسباب مادی اثراتش عملی شود؛ با این توضیح که دعا و توسل و... علل نزدیک و قریب را معمولاً عوض نمی کند، یعنی موقع نماز باران امام رضا علیه السلام بدون ابر باران نمی بارد بلکه علل بعیده را عوض می کند، مثلاً اگر قرار نبوده ابری از دریا برخیزد، خدا کاری کرده که آفتاب در ساعت خاص بتابد و بادی که قرار نبوده، ابر را به این سمت بیاورد، آورده است تا به کسی حس معجزه و خرق عادت بودن دست ندهد.

ثانیاً اراده خداوند در دنیا بر این تعلق گرفته است که در این عالم همه چیز به طور طبیعی خود پیش برود و وقتی علت های مادی یک پدیده حاصل شد معلول آن نیز محقق شود تا اسباب رشد و امتحان و ابتلا در دنیا مختل نشود. امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند خواسته است که همه کارها از طریق اسباب آن جاری باشد». (2)

ثالثاً همه عالم در قبضه قدرت خداوند است و علم و قدرت و تدبیر خداوند مطلق است و در برابر اطلاق علم و قدرت و تدبیر او احدی وجود ندارد و نخواهد داشت.

اراده خداوند به نظام هستی به گونه ای تعلق گرفته است که نظام علت و معلول و اسباب و مسببات در آن جاری است و برای هر معلولی علتی نهاده است و برای هر علتی معلولی را و هر سببی مسببی را به دنبال دارد و هر مسببی را سببی نهاده است و این اراده حکیمانه و مدبرانه خداوند است: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأمور إِلَّا بِأَسْبَابها؛ خداوند ابا می کند که امور را جز از طریق اسباب آن جاری فرماید‏».

و این اسباب دو دسته هستند: اسباب مادی، اسباب غیرمادی. علل غیبی هرگاه با علل مادی تعارض و تزاحم کنند، علل غیبی قوی تر و محکم تر از علل مادی بوده و برای آنان جنبه علیت دارند و بر آنان غالب می آیند.

ما در زندگی روزمره خود از اسباب مادی بسیار بهره مند شده و آن ها را به کار می گیریم. مثلاً بر اتومبیل سوار شده با هواپیما سفر کرده و از دستان و پاهای خود استفاده می کنیم و مسلم است که این اعمال هیچ منافاتی با فکر توحید و مطلق بودن قدرت و علم و تدبیر اراده خداوند ندارد.

در اموری که علل آن غیبی و غیرمادی هستند مانند نماز-صدقه-نذر و دعا هم به همین صورت است.

در قرآن با اینکه با جمله «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً» به نظام عالم و اینکه هیچ چیز به گزاف صورت نمی گیرد و هر چیز در مرتبه خود قرار دارد تصریح شده یعنی نظام اسباب و مسببات به رسمیت شناخته شده است در عین حال می فرماید خداوند فرمان خود را به نتیجه می رساند یعنی آنجا که پای روابط معنوی و تأییدات غیبی به میان می آید جریان دیگری پیش می آید و علل و اسباب ظاهری بی اثر می گردد.(3)

اگر انسان مریض شد، باید به پزشک مراجعه کند. یکی از انبیا بیمار شد و گفت: «خود را درمان نمی کنم تا پروردگارم مرا شفا دهد». خداوند وحی کرد: «شفایت نمی بخشم تا اینکه درمان کنی خود را که شفا از من است.(4)

از طرفی در دیدگاه اسلام رعایت مسائل بهداشتی در بعضی اوقات واجب است، زیرا در اسلام حفظ جان واجب است و اگر عدم رعایت مسائل بهداشتی سبب به خطر افتادن جان انسان ها شود در این صورت رعایت اصول و مسائل بهداشتی لازم است؛ زیرا مقدمه واجب نیز واجب است و احتمال دارد یکی از مصادیق آیه «لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»(5) باشد.

خداوند دنیا را از طریق اسباب و علل و معلول می چرخاند و همان طور که چاقو می برد و آتش می سوزاند، ویروس بیمار می کند و دارو خوب می کند و هم اثر ویروس و هم اثر دارو را خدا گذاشته است. خدا هم سبب ساز است و هم سبب سوز. یعنی خدا می تواند کاری کند که آتش نسوزاند(بدن ابراهیم) و چاقو نبرد(گلوی اسماعیل).

وظیفه انسان رعایت امور بهداشتی و نظام علت و معلول است و در کنارش دعا و توسل نیز هست و همان طور که دارو با شرایطی اثر می کند و یا بی اثر می شود، دعا و صدقه و امور معنوی و توسل و... نیز با شرایطی (مثل اخلاص، خلاف حکمت نبودن و...) اثر می کند و یا بی اثر می شود.

رابعاً در عالم دنیا هم عوامل مادی و هم عوامل معنوی اثرگذار است و خداوند مقدر کرده هر دو عامل اثرگذار باشد. رعایت بهداشت یکی از امور مادی اثرگذار در عالم دنیا است.

از امام سجاد علیه السلام روایتی نقل شده که موسی علیه السلام مردی را دید که دعا می کند، موسی گذشت و هفت روز بعد آمد دید هنوز دست بر دعا دارد از خداوند متعال خواست که دعای او را اجابت کند، ندا رسید موسی دعای او را اجابت نمی کنیم تا موقعی که از راهی بیاید که به او امر کرده ام.(مَا اسْتَجَبْتُ دعائهُ حَتَّى يَأْتِيَنِي مِنَ الْبَابِ الَّذِي أَمَرْتُهُ).(6)

خداوند متعال در نظام تکوین وسائلی را مقرر کرده که فیض الهی از طریق آن وسائل به نیازمندان می رسد. علاوه بر آن امور معنوی هم اثر دارد که یکی از آن ها دعا می باشد.

دعا یکی از اسباب است همانند اسباب دیگر؛ یعنی ممکن است خداوند متعال مقدر کرده باشد که شخص فقط به وسیله دعا کردن شفا پیدا کند و تا دعا نکند، او را شفا ندهند، هرچند که به هر وسیله ظاهری متوسل شود، همچنان که مقدر کرده است تا پزشک نرود و رعایت بهداشت نکند او را شفا ندهد. پس با وجود رعایت بهداشت باز هم به دعا احتیاج است.

در آیات قرآن آمده است که خداوند گاهی حاجات ما را نمی دهد تا ما دنبال دعا برویم چراکه در دعا فواید فراوانی است.

دعا باعث آرامش و از بین رفتن افسردگی، اتصال به منبع نور و قدرت و رفع ناامیدی می شود.

منبع:

جزوه پاسخ به شبهات کرونا

تهیه و تنظیم: گروه علمی اداره پاسخگویی به سؤالات دینی دهه کرامت 1441 ق، 1399 ش.

پی نوشت:

1. نهج البلاغه، حکمت 337.

2. الکافی، ج 1، ص 357.

3. مجموعه آثار شهید مطهری، ج 1، ص 411.

4. لئالی الاخبار.

5. بقره: 195.

6. بحار، ج 2، ص 263، باب 32، ح 9، کتاب العلم.


مطالب مرتبط