حضرت عبدالعظیم حسني محضر امام محمد تقي عليه السلام و امام هادی عليه السلام را درك كرده و از آنان نقل حدیث نموده ‌است

‏چند روایت از حضرت عبدالعظیم حسنی

‏چند روایت از حضرت عبدالعظیم حسنی

حضرت عبدالعظیم، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام و مشهور به «عبدالعظیم حسني» است. ایشان محضر امام محمد تقي و امام هادی عليهماالسلام را درك كرده و از آنان نقل حدیث نموده‌ است. در اینجا چند حدیث به نقل از ایشان آورده می شود.

روایت نخست: تحريم گوشت هاى حرام‏

عبدالعظيم حسنى گويد: از امام جواد عليه السلام از «مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ»[1] پرسيدم؟ فرمود: مقصود ذبيحه هایي هستند كه از براى بت ها يا درختى ذبح مى شد، خداوند اين نوع ذبيحه ها را حرام نموده هم چنانكه ميته و خون و گوشت خوك را حرام كرده است، پس كسى كه مضطر گردد و چاره نداشته باشد (در صورتى كه راهزن و سارق و هم چنين براى شكار و تفريح سفر نكرده كه اضطرار حاصل شود) مى تواند از گوشت ميته براى بازیابی رمق استفاده كند.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! چه وقت ميته براى انسان مضطر حلال مى گردد؟ فرمود: پدرم از پدرش روايت مى كرد كه اين موضوع را از حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيدند كه: يا رسول اللّه! ما در زمينى قرار مى گيريم و در آن جا در شدّت و فشار گرسنگى واقع مى شويم، در چه وقت ميته براى ما حلال مى گردد؟ حضرت فرمود: مادامى كه براى گردش و تفريح و خوش گذرانى نرفته باشيد، يا سبزى و نباتى در آن جا نباشد كه به وسيله آن رفع گرسنگی نمائيد در اين صورت مضطر مى شويد و اكل ميته براى شما حلال است.

گفتم: معناى این گفتار خداوند «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ» [2] چيست؟ فرمود: مقصود از «باغ» سارق و راهزن است و «عاد» كسى است كه بارى تفريح و لذّت دنبال شكار مى رود نه اينكه مقصود از شكار كردن كمك به اهل بيتش باشد. اين دو دسته يعنى راهزن و شكارچى كه قصدش تفريح باشد در حال اضطرار هم نمى توانند از گوشت ميته استفاده كنند همان طور كه در حال اختيار هم اكل ميته بر آنها حرام بوده، اين دو دسته در سفر نيز نمى توانند نماز خود را شكسته بخوانند و روزه خود را افطار كنند.

عرض كردم: مقصود از آيه «وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبْعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ»[3] چيست؟ فرمود: «منخنقه» حيوانى است كه او را خفه كرده باشند، «موقوذه» حيوانى است كه مريض شده و اين مرض او را به جايى رسانيده باشد كه در هنگام ذبح از خود حركت و عكس العملى نشان ندهد، «متردّيه» حيوانى است كه از مكان مرتفعى سقوط كرده يا در چاه آبى افتاده و مرده باشد، «نطيحه» حيوانى است كه حيوان ديگرى او را كشته باشد «وَمَا أَكَلَ السَّبْعُ» آن حيوانى است كه درندگان او را از هم دريده و مرده باشد. مقصود از «وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ» ذبايحى بود كه در جاهليت براى بت ها انجام مى دادند و خون آنها را به بت ها مى ماليدند، اين اقسام ميته كه در بالا تشريح گرديد در صورتي كه قبل از مردن، آن حيوان ها را ذبح شرعى كرده باشند ميته بر آنها اطلاق نمى شود.

عرض كردم: «وَأَن تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلاَمِ»[4] را بيان فرمائيد. فرمودند: مردمان جاهليّت شترى را مى خريدند و آن را بين ده نفر تقسيم مى كردند، بعد تيرهايى كه مخصوص قمار بود روى آن شتر تقسيم شده مى گذاشتند، از اين ده تير هفت دانه برنده و سه تير بازنده بودند، آن تيرها كه برنده حساب مى شدند آنها را فذ، توام، نافس، حلس، مسبل، معلى، رقيب مى گفتند و تيرهاى بازنده را نيز، فسيح، منيح و غد نام گذارى كرده بودند. در اين هنگام اگر يك تير بازنده به نام يكى از شركاء بيرون مى شد ثلث قيمت شتر را مى باخت و اين عمل را تكرار مى كردند تا هر سه تير بازنده به نام سه نفر از آن ده نفر بيرون شود، در اين موقع آن سه نفر ملزم بودند بهاى شتر را بپردازند، پس از اين شتر را مى كشتند و آن هفت نفر كه شتر مفت به آنها رسيده بود گوشت او را مى خوردند و به آن سه نفر چيزى نمى دادند، هنگامى كه دين مقدس اسلام آمد خداوند اين عمل كثيف و غير مشروع را حرام فرمود.[5]

روایت دوم: معنای رجیم

عبدالعظيم حسنى می گويد: از امام على نقى علیه السلام شنيدم كه فرمود: معناى «رَجِيمٌ» اين است كه ابليس هدف لعن قرار مى ‏گيرد و دور از مواضع خیر است، هيچ مؤمنى از او ياد نمى ‏كند مگر آن كه او را لعن مى ‏كند و در علم ازلى خدا بوده است كه وقتى كه قائم علیه السلام ظاهر شد، مؤمنى نمى ‏ماند مگر اينكه ابليس را با سنگ هدف قرار مى‏ دهد؛ چنان كه او قبل از اين هدف لعن قرار مى ‏گرفت».[6]

روایت سوم: معنای «أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى* ثُمَّ أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى‏»

عبدالعظيم حسنى گويد: از امام جواد علیه السلام درباره سخن خداوند «أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى* ثُمَّ أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى‏»[7] پرسیدم؛ فرمود: نفرين خداوند است، مى ‏فرمايد از خير دنيا دور باشى و از خير آخرت دور باشى».[8]

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1][2] بقره، 173.

[3][4] مائده، 3.

[5] من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، به تصحیح على اكبر غفارى، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ‏مدرسين حوزه علميه قم‏، 1413ق،‏ ج ‏3، ص 343.

[6] معاني الأخبار، شیخ صدوق، تصحیح على اكبر غفارى، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، 1403ق‏، ص 139.

[7] قیامت، 35 – 34.

[8] عيون أخبار الرضا عليه السلام، شیخ صدوق، نشر جهان‏، تهران‏، 1378 ق،‏ ج ‏2، ص 54.


مطالب مرتبط