در روايات به اعمالی اشاره شده که برای اموات و درگذشتگان مفيد و سودمند است

چه اعمالی را به اموات هدیه کنیم؟

چه اعمالی را به اموات هدیه کنیم؟

جای تردید نیست که اعمال نيك ديگران می تواند براى ما مفيد می باشد بنا بر اين كارهاى خيرى كه به عنوان نيابت يا هديه كردن ثواب براى اموات و مردگان انجام مى ‏گيرد، مى‏تواند مفيد به حال آنها بوده باشد و در روايات فراوانى كه از پيامبر صلی الله علیه و آله يا امامان اهل بيت علیهم السلام به ما رسيده مى ‏خوانيم كه اين گونه اعمال گاهى مفيد و سودمند است. البته بايد توجه داشت پاداش هايى كه از اين راه به افراد مى ‏رسد، نمى‏تواند تمام سعادت آنها را تامين كند، بلكه آثار كمترى خواهند داشت و پايه اصلى نجات انسان همان ايمان و عمل خود اوست. برخی از اعمالی که در روايات فراوانى به آنها اشاره شده که برای اموات و درگذشتگان مفيد و سودمند است از این قرار می باشد:

1- نماز

عمر بن يزيد گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: آيا به جاى ميّت يا براى ميّت مي توان نماز خواند؟ حضرت فرمود: آرى، تا جايى كه بسا آن مرده در تنگى و سختى باشد و خداوند آن فشار و تنگى را بر او گشاده سازد، سپس فرشتگان به نزد او روند يا آن نماز را برايش برند و به او گويند: اين تنگى و فشار از تو تخفيف داده شد به سبب نمازى كه فلان برادر مؤمنت به جاى تو يا به نيابت از تو بجا آورد.[1]

عمر بن یزید گفت: حضرت صادق علیه السلام هر شب از جانب فرزندش و هر روز از جانب پدر و مادر گرامیش دو رکعت نماز می خواند.[2]

2- روزه

امام صادق عليه السّلام فرموده اند: مردى از شما را چه مانع مى‏ شود كه به پدر و مادرش نيكى كند، زنده باشند يا مرده، كه از جانب آنها نماز بخواند، #صدقه دهد، حج گذارد و روزه بگيرد، تا آنچه كرده ثوابش از آنها باشد و مانند آن هم براى خود او و تا خداى عزوجل به وسيله احسان و صله او خير و فراوانى برايش زياد كند.[3]

3- حج

اسحاق بن عمار می گوید: به امام كاظم علیه السلام گفتم: اگر كسى به حج برود و حج و عمره خود يا قسمتى از طواف خود را براى خويشاوند مرده خود منظور کند آیا ثواب حج به او مى‏ رسد و در موقعيت او تأثير مى‏ گذارد؟ حضرت فرمود: آرى. حتى ممكن است مورد خشم و غضب خدا باشد و به وسيله ثواب حج مورد مغفرت قرار بگيرد يا اگر در تنگنا باشد، وسعت و گشايش يابد.[4]

4- تلاوت قرآن

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده اند: هرگاه مؤمن آية الكرسى را بخواند و ثوابش را به اهل قبور هديه نمايد، خداوند به هر حرفى از آن فرشته ‏اى را مأمور کند كه تا روز قيامت برايش تسبيح كنند.[5]

5- استغفار

امام صادق عليه السّلام فرمودند: همانا مرده به سبب ترحّم و استغفاری كه برای او مي كنند خوشحال مى ‏شود آنچنان كه شخص زنده با هديه‏ اى كه به او تقديم مى ‏شود شادمان مي گردد.[6]

6- صدقه

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر گاه كسى به نيّت ميتى صدقه دهد، خداوند به جبرئيل امر مى‏ كند، كه هفتاد هزار فرشته، كه در دست هر يك طبقى از نور قرار دارد، به سوى قبرش بروند و بگويند: السلام عليك يا ولى اللَّه، اين است هديه فلانى براى تو، در اين موقع قبرش پر از نور مى‏ گردد و خداوند هزار شهر در بهشت به او عطا كند و هزار حوريه به عقد او درآورد و هزار جامه بر او بپوشاند و هزار حاجتش را برآورده سازد.[7]

7- عمل صالح

امام صادق عليه السّلام فرمودند: هر مسلمانی که براى ميّتى عمل صالح و نيكويى انجام دهد پاداش او دو چندان شود و خداوند متعال آن مرده را از آن عمل خير و ثوابش بهره ‏مند گرداند.[8]

8- دعا

امام صادق عليه السّلام می فرمایند: نماز، روزه، حجّ، صدقه، اعمال خير و دعا كه از برای ميّت بجا می آورند در قبرش بر او وارد مى ‏شود و به او مي رسد و ثوابش را براى كسى كه آن را انجام داده و نيز براى ميّت مي نويسند.[9]

9- زیارت قبور

از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که: امواتتان را #زیارت کنید که آنان به زیارت شما خوشحال می شوند، هر کدام از شما باید حاجت خود را نزد قبر پدر و مادرش از خدا بخواهد.[10]

و اعمال بسیار دیگری مانند نماز لیله الدفن و ... که برای اموات مفید است و بجا آوردن آنها موجب پاداش، گشایش و شادمانی آنها می گردد.

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، به تصحیح على اكبر غفارى، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ‏مدرسين حوزه علميه قم‏، 1413ق،‏ ج ‏1، ص 183.

[2] تهذيب الأحكام، شیخ طوسی، به تحقیق حسن الموسوى‏ خرسان، دار الكتب الإسلاميه‏، تهران‏، 1407ق، ج‏ ‏1، ص 467.

[3] كافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ‏دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏، ج ‏2، ص 159.

[4] همان، ج ‏4، ص 315.

[5] إرشاد القلوب إلى الصواب، ديلمى، حسن بن محمد، الشريف الرضي‏، قم‏، 1412ق‏، ج ‏1، ص 176.

[6] من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 183.

[7] إرشاد القلوب، ج ‏1، ص 175.

[8][9] من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 185.

[10] کافی، ج ‏3، ص 230.


مطالب مرتبط