شکرگزاری همان قدردانی از نعمت است، خواه در عمل باشد یا به وسیله زبان و یا به قلب...

چگونه باید شکر کرد؟

چگونه باید شکر کرد؟

شکرگزاری همان قدردانی از نعمت است، خواه در عمل باشد یا به وسیله زبان و یا به قلب، و کفران و ناسپاسی نعمت، بی اعتنائی به نعمت ها، تحقیر و تضییع آن ها است و عدم توجه به صاحب نعمت.

و مهمترین بخش شکرگزاری همان شکر عملی است، چه بسیارند کسانی که با زبان شکر خدا می گویند، ولی در عمل کفران می کنند.

در روایات اسلامی به هر سه مرحله شکر اشارات لطیفی شده است.

شناخت نعمت و شکر

در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که فرمود: «مَنْ انْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَهٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ فَقَدْ ادَّی شُکْرَها؛ کسی که خداوند نعمتی به او بدهد و آن را در درون دل بشناسد، شکر آن را بجا آورده است».(1)

بدیهی است شناختنعمت و ارزش و اهمیت آن، هم سبب شناسایی منعم و هم انگیزه ای برای شکر عملی و زبانی خواهد بود.

گفتن الحمدلله

در حدیث دیگری از همان بزرگوار آمده است که به یکی از یارانش فرمود: «ما انْعَمَ اللَّهُ عَلی عَبْدٍ بِنِعْمَهٍ صَغُرَتْ اوْ کَبُرَتْ فَقالَ الْحَمْدُللَّهِ الَّا ادَّی شُکْرَها؛ هر نعمتی خداوند اعم از کوچک و بزرگ به کسی بدهد و او بگوید الحمد للَّه، شکر آن نعمت را بجا آورده است». (2)

به یقین منظور از گفتن الْحَمدللَّه تنها لَقْلَقَه زبان نیست، منظور حمدی است که از عمق جان و درون دل برخیزد.

در حدیث دیگری از همان امام بزرگوار می خوانیم که یکی از دوستانش از او پرسید آیا شکر حدّ معیّنی دارد که انسان وقتی آن را انجام دهد از شاکران محسوب شود، فرمود: آری، آن مرد سؤال کرد چیست؟ فرمود: «یَحْمِدُللَّهَ عَلی کُلِّ نِعْمَهٍ عَلَیْهِ فی اهْلٍ وَ مالٍ وَ انْ کانَ فی ما انْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِ فی مالِهِ حَقَّ ادَّاهُ؛ خدا را در برابر هر نعمتی که به او در خانواده یا اموالش بخشیده سپاس می گوید و اگر در آنچه خدا به او داده است حقّی (برای نیازمندان یا مصارف دیگر) بوده باشد، آن را ادا می کند».(3)

شکر عالِم

و نیز در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام می خوانیم: «شُکْرُ الْعالِمِ عَلی عِلْمِهِ، عَمَلَهُ بِهِ وَ بَذْلُهُ لِمُسْتَحَقِّهِ؛ سپاسگزاری عالم در برابر علمی که دارد این است که به آن عمل کند و به نیازمندان بذل نماید». (4 )

این ها اشاره به شکر عملی است که در برابر هر نعمتی باید انجام داد.

متفاوت بودن شکر در برابر افراد گوناگون

قابل توجه این که شکر عملی در برابر افراد متفاوت است و در هر جا به شکلی خواهد بود، همان گونه که امیر مؤمنان علی علیه السلام در حدیث کوتاه و پر معنی به چهار نمونه آن اشاره نموده است، می فرماید: «شُکْرُ الهِکَ بِطوُلِ الثَّناءِ، شُکْرُ مَنْ قَوْقَکَ بِصِدْقِ الْوَلاءِ، شُکْرُ نَظیرِکَ بِحُسْنِ الْاخاءِ، شُکْرُ مَنْ دوُنَکَ بِسَیْبِ الْعَطاءِ؛ شکر پروردگارت این است که دائماً ثنایش گویی، شکر کسی که بالای دست تو است به این است که در پیروی از او صادق باشی، شکر هم ردیفت آن است که مراتب اخوّت را به خوبی انجام دهی و شکر کسانی که زیر دست تو هستند به این است که از بخشش به آن ها مضایقه نکنی». (5)

یکی از شاخه های شکر عملی این است که انسان اگر بر دشمنش پیروز شود تا آنجا که ممکن است و مشکلی ایجاد نمی کند، عفو و گذشت را شکرانه پیروزی خود قرار دهد همان گونه که امیر مؤمنان علی علیه السلام در حدیث معروفش می فرماید: «اذا قَدَرْتَ عَلی عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُکْراً لِلْقُدْرَهِ عَلَیْهِ هنگامی که بر دشمنانت پیروز شدی، عفو را شکرانه این پیروزی قرار بده».(6)

انفاق و شکر گزاری

یکی از بهترین طرق شکر در برابر نعمت ها انفاق کردن بخشی از آن در راه خدا است، همان گونه که علی علیه السلام می فرماید: «احْسِنْ شُکْرِ النِّعَمِ الْانْعامُ بِها؛ بهترین شکر نعمت ها بخشیدن از آن است».(7)

بهترین انگیزه عبادت، شکرگزاری است

عبادت و نیایش در برابر پروردگار نیز مطابق احادیث اسلامی بهترین انگیزه عبادت مسأله شکرگزاری ذکر شده، در حالی که انگیزه نعمت های بهشت برای عبادت به عنوان عبادت تاجران، و انگیزه ترس از دوزخ به عنوان ترس از بندگان ذکر شده، ولی انگیزه شکر به عنوان عبادت آزادگان تعبیر شده است، در کلمات علی علیه السلام آمده است: « إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الاْحْرَارِ.«گروهى خدا را از روى رغبت و ميل (به بهشت) پرستش كردند، اين عبادت تاجران است و عدّه اى از روى ترس او را پرستيدند و اين عبادت بردگان است و جمعى ديگر خدا را براى شكر نعمت ها (و اين كه شايسته عبادت است) پرستيدند. اين عبادت آزادگان است» ». (8)

علی کفشگرفرزقی

منبع:

اخلاق در قرآن، ناصر مکارم شیرازی، ج 3، ص: 88

پی نوشت:

(1). اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد 2، صفحه 96، ح 15.

(2). همان، ح 14.

(3). همان، ح 12.

(4). شرح غرر الحکم فارسی، جمال خوانساری، جلد 4، ص 160، ح 5667.

(5). همان، صفحه 158، ح 5653.

(6). نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 11.

(7). شرح فارسی غرر الحکم، جمال خوانساری، جلد 2، صفحه 407.

(8). بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، جلد 75، صفحه 69، ح 18


مطالب مرتبط