والدین نقش مهم و مؤثری در پرورش اعتماد به نفس کودک دارند.

چگونه کودک با اعتماد به نفس پرورش دهیم؟

چگونه کودک با اعتماد به نفس پرورش دهیم؟

ایجاد اعتماد به نفس در کودک دشوار به نظر می رسد، اما امکان پذیر است. والدین نقش مهم و مؤثری در پرورش اعتماد به نفس کودک دارند. نکات ذیل می تواند در این امر به آن ها کمک کند:

- علاقه بی قید و شرط به کودک در شکوفایی اعتماد به نفس او مؤثر است. پدر و مادر وقتی کودک خود را صرف نظر از توانایی ها، اخلاق، مشکلات و سایر ویژگی هایش بپذیرند و مورد محبت قرار دهند، بیشترین کمک را به او می کنند. بنابراین، بهتر است که والدین، هیچ گاه محبت خود را از فرزندشان دریغ نکنند و اگر احیاناً از کودک خطا یا رفتار اشتباهی سر زد، موقع تذکر دادن به او بفهمانند که تذکرشان در مورد رفتار ناشایست اوست نه خودش؛ مثلاً، به جای اینکه گفته شود «خیلی پسر بدی هستی. چرا این قدر سر و صدا می کنی؟» به او بگویند: «لطفاً تو اتاق فوتبال بازی نکن. اتاق جای فوتبال بازی کردن نیست».

- والدین باید وقتی را برای توجه کامل به کودک خود کنار بگذارند. این عمل به احساس اعتماد به نفس آن بسیار کمک می کند؛ چون به او این پیغام را می دهد که آن ها ارزش فراوانی برای او قائل هستند.

علاقه بی قید و شرط به کودک در شکوفایی اعتماد به نفس او مؤثر است

- پدر و مادر باید برای کودک خود زمینه تجربیات جدید را فراهم کنند و او را به کشف و تجربه تازه، مثل خوردن غذایی متفاوت، یافتن دوستان تازه، انجام بازی های متنوع و... تشویق کنند. با اینکه همیشه احتمال شکست وجود دارد، اما بدون خطر کردن موفقیت هم به دست نمی آید. پس به کودک خود اجازه تجربه های کم خطر را دهند و در مقابل تقاضاهای او مبنی بر دخالت والدین مقاومت کنند.

- باید خطرپذیری را به او بیاموزند. البته یک جنبه حق انتخاب دادن و خطرپذیری این است که کودک در معرض اشتباه قرار گیرد. این ها درس های با ارزشی برای اعتماد به نفس در او است. بنابراین اگر کودک با وقت تلف کردن در اتاق خوابش از اتوبوس جا مانده است، او را تشویق کنند که بیندیشد دفعه بعد چطور برنامه ریزی کند از سرویس مدرسه جا نمی ماند. به این ترتیب اعتماد به نفسش صدمه نمی بیند و می فهمد که گاهی می شود اشتباه کرد.

- داشتن قانون درون خانواده به شکل منطقی و از قبل تعیین شده و با هماهنگی اعضای خانواده باعث پرورش اعتماد به نفس در کودک می شود. بنابراین باید چند قانون منطقی برای کودک خود وضع کنند؛ مثلاً اگر به او می گویند که موقع دوچرخه سواری در خیابان باید کلاه مخصوص سرش بگذارد، اجازه ندهند بدون کلاه دوچرخه سواری کند. اگر کودک بداند که بعضی قوانین قطعی و ثابت هستند، احساس امنیت بیشتری می کند و به زودی بر طبق انتظارات والدین زندگی خواهد کرد.

- کودکان بسیار تشویق پذیر هستند، بنابراین پدر یا مادر سعی کنند کارهای خوبی که کودک شان در روز انجام می دهد با صدای بلند اعلام کنند؛ مثلاً مادر به پدر بگوید «علی امروز همه تکالیفش را به خوبی انجام داد» و با این کار او را در معرض تحسین خود و پاسخ دل گرم کننده پدرش قرار دهند. تشویق واضح و مشخص باشد. این امر درکِ انجام کار صحیح و ارزش فردی را در او بالا می برد و به او اجازه می دهد دقیقاً بداند چه کاری را درست انجام داده است.

- اگر کودک به حرف زدن نیاز دارد، به گفته های او خوب گوش دهند. او نیاز دارد احساس کند که افکارش، احساساتش، خواسته ها و نظراتش مهم هستند. والدین می باید به او کمک کنند که با نام گذاشتن روی احساساتش با آن ها راحت کنار بیاید. مثلاً بگویند «می فهمم که ناراحتی چون نمی توانی به آن مهمانی بروی». با پذیرفتن احساسات کودک خود بدون قضاوت درباره آن ها، به احساسات او اعتبار ببخشند و نشان دهند که برای چیزی که می خواهد بگوید ارزش قائلند. همچنین اگر والدین احساسات خود را با کودک سهیم کنند و مثلاً بگویند: «من نگران مامان بزرگم. خیلی مریضه»، او هم در بیان احساسات خودش اعتماد به نفس پیدا می کند.

- نظراتی مثل «چرا سعی نمی کنی مثل برادرت باشی؟» یا «چرا مثل دوستت مؤدب نیستی؟» تنها در او احساس خجالت، حسادت و رقابت را تشدید می کند و موجب تضعیف اعتماد به نفس او می شود. حتی مقایسه های مثبت مثل «تو بهترین بازیکنی» هم بالقوه مخرب اند؛ چون کودک به سختی می تواند همیشه بر طبق این تصویر خود را بسازد. اگر کودک بداند که پدر و مادرش او را به خاطر انجام صحیح کارهایش تحسین می کنند، ارزش بیشتری برای خودش قائل می شود. بنابراین والدین باید به شدت از مقایسه کودک خود با دیگران بپرهیزند.

والدین باید به شدت از مقایسه کودک خود با دیگران بپرهیزند.

- اگر کودک خودش را به شکلی ناخوشایند با خواهر، برادر و یا دیگر همسالانش مقایسه می کند و مثلاً می گوید: «چرا نمی تونم مثل دوستم توپ پرت کنم»، با او همدلی کنند و سپس روی یکی از توانایی های دیگرش تأکید کنند؛ برای نمونه بگویند: «بله درست می گویی. دوستت خوب توپ پرت می کند ولی تو هم خیلی تند می دوی». این عمل به کودک کمک می کند تا بداند که همه افراد نقاط قوت و ضعف دارند و لازم نیست که حتماً بی عیب باشد تا احساس خوبی درباره خودش داشته باشد.

- هر کودکی نیاز به شکلی از حمایت از جانب اطرافیان و مخصوصاً والدینش دارد که مثلاً به او پیغام بدهند «ما به تو ایمان داریم. ما تلاش هایت را می بینیم. ادامه بده!» تشویق فقط به منظور پاداش دادن به نتیجه ای مشخص نیست بلکه گاه به خاطر پیشرفتی که صورت گرفته باید انجام شود هر چند دست آورد کاملاً مشخصی نداشته باشد. پس اگر کودک با مسأله ریاضی دست و پنجه نرم می کند، به جای اینکه گفته شود «اشتباه انجام دادی، بگذار آن را برایت حل کنم»، بگویند «خیلی داری تلاش می کنی، اگر ادامه بدهی می توانی به جواب برسی».

- در عین حال که تشویق در ایجاد اعتماد به نفس مؤثر است، تحسینِ بیش از اندازه اعتماد به نفس را خدشه دار می کند؛ چون فشاری برای انجام کار و نیاز مداومی به تأیید دیگران ایجاد می کند.

- پدر و مادر باید الگوی مثبتی برای کودک خود باشند. پس اگر آن ها بسیار از خود انتقاد می کنند، بدبین هستند یا غیر واقعی و نامعقول در مورد توانایی ها و محدودیت های خود فکر می کنند این موارد را به کودک خود نیز آموزش می دهند.

- بهتر است والدین باورهای نادرست کودکان در مورد خودشان و توانایی شان را شناسایی کنند؛ کمک کردن به کودکان برای تعیین استانداردهای دقیق تر و ارزیابی واقع بینانه تر از خود، به برداشت مثبت آن ها از خودشان کمک می کند.

- پدر و مادر باید بازخوردی مثبت و دقیق به فرزند خود دهند. با این روش، رفتار فرزند را تأیید می کنند و به انتخاب های او پاداش می دهند. همچنین او را برای برخورد مناسب آینده تشویق می کنند.

- محیط خانه را امن و آرام نگه دارند؛ چراکه کودکانی که در خانه احساس امنیت ندارند، اعتماد به نفس کمی دارند.

- همیشه به یاد داشته باشند که به کودک خود احترام بگذارند و بدانند که گاه یک برخورد نادرست با کودک او را از نظر روانی بیمار می کند.

- والدین نباید انتظار داشته باشند که تمام کودکان در تمام زمینه ها کامل و بدون اشتباه باشند.

- به فرزند خود فرصت دهند که در فعالیت هایی که مشوق همکاری هستند و نه ایجاد کننده رقابت و نیز فعالیت های گروهی که تقویت کننده اعتماد به نفس در او می باشند، شرکت کند.

5ee49c2ed9c9d.jpg

- به عقاید و نظرات کودک احترام بگذارند؛ برای مثال اگر فرزند سه یا چهار ساله است می توانند به هنگام مهمانی رفتن دو لباس را برایش انتخاب کنند و از او بخواهند که خودش از بین آن دو یکی را انتخاب کند و بپوشد. همچنین می توانند برای چیدن میز از او کمک بگیرند و هر طور که اظهار نظر کرد او را تشویق و تحسین کنند و سعی کنند کمتر او را مورد انتقاد قرار دهند.

- والدین باید هنر درون فرزند را کشف کنند. نقاشی، اجرای یک نمایش تازه کوچک یا هر فعالیت هنری دیگر می تواند زندگی کودک را غنی سازد و حسی از ارزشمندی و اعتماد به نفس را در او ایجاد کند. کودک با شناخت توانایی ها و استعدادهای درونی اش و بیان هنرمندانه آن ها، نسبت به خود، احساس خوبی پیدا می کند که می تواند موجب شادی و نشاط واقعی او شود.

- در نهایت اگر والدین فکر می کنند که فرزندشان اعتماد به نفس پایینی دارد، از متخصصان روانشناس کمک بگیرند. در این مواقع همکاری و مشورت افراد متخصص را باید در اولویت قرار داد. آن ها با شیوه های درمانی خود می توانند حس بهتر و مثبت تری در کودک ایجاد کنند.[1]

منبع: کتاب فرزندانی برای آینده: آشنایی با شیوه های تربیت کودک، ص 111-108.


پی نوشت ها:

[1]. ر.ک: فرزند نیرومند و متکی به نفس، تری اپتر؛ روش های عملی برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان، سیلوانا کلارک؛ گلبرگ زندگی، بررسی جنبه های گوناگون رشد و تربیت کودک، مهدی نیک خو، ص 148-119؛ تربیت فرزند در اسلام، محمود ارگانی بهبهانی حائری، ص150-148.


مطالب مرتبط