تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشر چیستی و شاخصه های تمدن اسلامی از منظرِ قرآن کریم

چیستی و شاخصه های تمدن اسلامی از منظرِ قرآن کریم

چیستی و شاخصه های تمدن اسلامی از منظرِ قرآن کریم

تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشر


چیستی و شاخصه های تمدن اسلامی از منظرِ قرآن کریم

مجید جاودانی صبوری و سید مصطفی حسنی

چکیده

برای فعال سازی و کارآمدی دین در تمام لایه های زندگی انسان، علاوه بر پاسخگویی در بعد فردی و اجتماعی، باید ساختار ها و سیستم های اثرگذار در اداره جامعه را از منابع دین استنباط نمود. از این رو ابتدا باید تعریفی جامع از تمدن اسلامی با نگرشی ساختارگرایانه ارائه داد تا بستر گسترش دین، در پاسخگویی به تمام لایه های نیازهای فردی، اجتماعی و تمدنی انسان فراهم شود تا جامعه اسلامی در حرکت تاریخی خود با طراحی و عملیاتی کردن سیستم های خدامحور، شاخص های قرآنی را در تمام جوانب زندگی به صورت پایدار محقق نماید.

کلیدواژه

قرآن، سیستم، تمدن اسلامی، شاخص، امنیت شبکه ای، رزق شبکه ای، شبکه پایدار ساختارها، نیازهای سه گانه، دین، نگرش سیستمی به دین

طرح مسئله

هر انسانی دارای نیازهای سه گانه فردی، جمعی و تمدنی[1]است. این دسته بندی از آ نجا صورت گرفته که برخی کارهای انسان، با هدف پاسخگویی به نیازهای جسمی، روحی و روانی اش انجام می پذیرد؛ مانند: چگونگی نظافت و غذا خوردنِ شخصی؛ برخی دیگر بر اساس روابط اجتماعی او با هم نوعان، محیط زیست و نیروهای مثبت و منفی عالم هستی و اداره کنندگان و مدیرانِ جامعه بشری به وجود می آید که از این دسته، به نیازهای اجتماعی یاد می شود. دسته سوم از نیاز های او که در زندگی اش اثرگذار است، ساختار ها و سیستم هایی است که بر اثر حرکت برآیندی و جمعی انسان در اداره عالم هستی، به وجود می آید. این ساختار ها می توانند به صورت خودآگاه تعریف شوند و یا به طور ناخودآگاه بر اثر حرکت برآیندی اجتماعی، به وجود آیند.

به عنوان اصل موضوعه در مبانی کلامی اجتهاد[2] اثبات گردیده است که منابع دین - که عبارتند از قرآن کریم، اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و عقل توحید محور- پاسخگوی همه نیازهای بشری هستند؛ لذا در صورتی که دین ظرفیت پاسخگویی به نیازهای فردی و اجتماعی را دارد، باید بتواند به نیازهای تمدنی که ساختارها و سیستم های اداره کننده جامعه بشری در بستر تاریخ می باشند، پاسخی پایدار بدهد.

از این رو بنا بر اصل القاء الاصول[3] و اصل یهدی من یشاء (اصل هدایت) که در آیات سوره مبارکه یونس[4]و بقره[5] بیان شده است، می توان گفت که خداوند با زبان قرآن (هدایت تشریعی) و زبان خلقت (هدایت تکوینی) بندگانش را به سوی خوشبختی پایدار، دعوت و هدایت نموده است و از میان آنان، هر کس که بخواهد را به سوی صراط مستقیم هدایت میکند.

سؤالی که مطرح می شود این است که در اولین قدم، تمدن و شاخص های آن، چگونه تعریف شوند تا بر اساس آن در راستای پاسخ گرفتن از منابع دین و قرآن کریم، نسبت به یکی از نیازهای سه گانه انسان (سیستم های اداره کننده زندگی) بتوانبا رویکردی اجتهادی حرکت کرد؟

به نظر می رسد که ابتدا باید تمدن و شاخصه های آن را با رجوع به منابع دین و قرآن کریم تعریف نمود تا پاسخ مناسبی درباره چیستی تمدن اسلامی و شاخص های آن بدست آید.

در صورتی که دین ظرفیت پاسخگویی به نیازهای فردی و اجتماعی را دارد، باید بتواند به نیازهای تمدنی که ساختارها و سیستم های اداره کننده جامعه بشری در بستر تاریخ است، پاسخی پایدار بدهد.


همان طور که از مباحث طرح شده به دست می آید مسئله اصلی، یافتن پاسخ مناسب درباره چیستی تمدن اسلامی و شاخص های آن، از منابع دین و قرآن است. از این رو با بدیهی و اصل موضوعه گرفتن این مطلب که منابع دین به نیازهای سه گانه انسان پاسخگو است، باید بر اساس اصل تفریع از اصول، با رویکردی اجتهادی در این مسیر حرکت کرد، تا در نتیجه بتوان به هدف تحقیق، که آماده سازی بستر معرفتی جهت تحقق منویات مقام ولایت، به عنوان ناخدای تمدن اسلامی است، دست یابیم. ایشان به عنوان مقدمۀ تمدن سازی، پرداختن به علوم انسانی اسلامی و ضرورت پرداختن به مدل های اداره کننده جامعه بر اساس آموزه های دینی و توجه به جامعه آرمانی را مطرح نموده اند.[6]

در این نوشتار سعی بر آن است تا تعریفی که از تمدن ارائه می گردد، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه (نوعی مراجعه به دریافت درونی و فهم متخصص نسبت به مفهوم تمدن به عنوان یک پدیده)[7] به روش تحلیل مفهومی بر پایه نیاز های پیش گفته انسان، انجام شود.

اختلالی که از عدم تبیین مفهومی از چیستی و شاخص های تمدن به وجود می آید، این است که عملیاتی شدن دیدگاه های رهبری (حفظه الله) در جامعه، با مشکلات عدیده و چه بسا شکست مواجه خواهد شد؛ خصوصاً زمانی که انسان به بیش از صد و چهارده تعریف گوناگونی که از سوی اندیشمندان شرق و غرب عالم در طول تاریخ بیان گردیده مراجعه می کند، سردرگمی در بین این تعاریف را به خوبی احساس می نماید.

به عنوان مقدمۀ تمدن سازی، پرداختن به علوم انسانی اسلامی و ضرورت پرداختن به مدل های اداره کننده جامعه بر اساس آموزه های دینی و توجه به جامعه آرمانی مطرح شده است.

مفاهیمی که جزء پیشفرضها و مفاهیم اصلی تحقیقند - که جهت اثبات هر یک، به منابع مربوطه ارجاع داده می شود - عبارتند از:

توانایی دین در پاسخگویی به نیازهای سه گانه انسان، سیستمی بودن دین و راهبردی بودن[8] گزاره های آن، و نهایتاً قاعده وضع الفاظ برای روح معنا[9].

پیش فرض اخیر به این معناست که الفاظِ منابع دین بر معانی کلی دلالت می کنند. به طور مثال، در قرآن کریم که آیه «تبت یدا ابی لهب و تب»[10] بیان گردیده است، مراد از ابی لهب، تنها شخصی خاص نیست؛ بلکه این آیه، اشاره به هر شخص، رابطه اجتماعی، و سیستمی دارد که به نوعی در مسیر هدایت گری ولی خدا در جامعه، به سبب قوم گرایی، کینه، حسد و نقص های درون سازمانی اختلال ایجاد می نماید و خداوند متعال با لحنی نفرین گونه، دستور جلوگیری از اختلالات ناشی از چنین عملکردی را می دهد. ابی لهب دلالت بر این معنای کلی می کند؛ به این نحو که شخص مذکور، به عنوان نماد هر موجود اخلال گر در مسیر هدایت گری ولی الهی است.[11]

تعریف و شاخص های تمدن با رویکرد های مختلف اجتماعی، پدیدارشناسانه، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، و غیره از سوی اندیشمندان مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله آثاری که در این زمینه تدوین یافته، می توان به کتاب "جستاری نظری در باب تمدن"[12] اشاره نمود. البته کتبی مانند اقتصاد ما[13] و فلسفه ما[14]، و کتاب مبانی نظام اقتصادی اسلام[15] را از جمله فعالیت هایی می توان برشمرد که برای بررسی بخشی از تمدن اسلامی با رویکرد نظام سازی تلاش نموده اند. تکتک این فعالیت ها در زمینه تمدن سازی و ارائه شاخص های تمدنی، قابل استفاده اند.

سیستمی و راهبردی دیدن گزاره های دین و قاعده وضع الفاظ برای روح معنایی، سه رکن اساسی در طراحی تمدن اسلامی است.


همان گونه که از مباحث گذشته به دست می آید، در بررسی و ارزیابی اکثر کارهای صورت گرفته، می توان گفت که این آثار با رویکردی تاریخی، فرهنگی، اقتصادی[16] و به نوعی با توجه به یک یا چند بعد از ابعاد تشکیل دهنده تمدن بشری تدوین یافته اند؛ در حالی که تحقیق حاضر با رویکردی ساختارگرایانه و سیستمی به موضوع پرداخته است؛ لذا توجه به لزوم استنباط از منابع دین و پاسخ گویی به نیاز های انسان در سه بعد فردی، اجتماعی و ساختار های اداره کننده اجتماع را، می توان جزء تمایزات اساسی این نوشتار با دیگر رویکردهای مطرح شده دانست. در میان تعاریف، کمتر تعریفی با رویکرد ساختارگرایانه و با روش تحلیل مفهومی _ پدیدارشناختی به تمدن پرداخته است.

البته نگارنده در برداشت از آیات و روایات، به روش علمای علم اصول مشی نموده و سعی در موجه بودن برداشت ها از منابع دین و قرآن کریم دارد.

1تعریف تمدن

تعریفی که از تمدن قرآنی می توان ارائه داد، بدین بیان است:[17] شبکه[18]پایدار ساختارها[19] و سیستم های معرفتی، قانونی، فرهنگی و هنری[20] زندگی در مقیاس حرکت جمعی، که به دنبال پاسخگویی رو به رشد[21] به هرم نیازهای سه گانه قرآنی[22] تک تک انسان ها در ضمن اجتماع است.

این تعریف، یک تعریف «معیاری»[23] با رویکرد تحلیل مفهومی و مبتنی بر دیدگاه «ساخت گرا»،[24] «مدل نیازها» و دیدگاه «اصالت فردِ در ضمن جمع» است.

لازم به ذکر است که لازمه چنین تعریفی از تمدن قرآنی، حداکثری و سیستمی دیدن دین در عرصه اداره جامعه و راهبردی بودن گزاره های دینی است که مبانی آن به تفصیل در جای خود بررسی و اثبات گردیده است.[25]


تمدن = شبکه پایدار ساختارها و سیستم های معرفتی، قانونی، فرهنگی و هنری، زندگی در مقیاس حرکت جمعی، جهت پاسخگویی به هرم نیازهای تک تک انسان ها در سه لایه فردی، جمعی و بین الاجتماعی.

یکی از مفاهیم این تعریف، سیستم[26] است. در اصطلاح، یک سیستم یا شبکه، مجموعه ای از عناصر است که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و برای تحقّق یک هدف در تلاش اند.[27]سیستم، مجموعه عناصر فعّالی است که در زمان و مکانی خاص، با نوعی کنترل و تصمیم گیرندگی و ارزیابی به هم مربوط هستند.[28]سیستم، متضمن همکاری و تضاعف[29] نیروها بوده و به معنی یک کل است.[30]

مفهوم تمدن به مثابه مفهومی عام در نظر گرفته شده که دارای زیرسیستم های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و هنری است که تحت اشراف ابرسیستم های قانونی، اخلاقی و معرفتی برای پاسخگویی به هرم نیاز های سه گانه قرآنی[31]،شکل می گیرد.

شواهد اولیه ای که سبب شده تا این نوشتار مفهوم تمدن را با نگاهی ساختارگرایانه تعریف نماید و به دنبال ارائه شاخص های قرآنی جهت سیستم های اداره کننده تمدن قرآنی حرکت نماید، کارآمدی دین در عرصه های خرد و کلان زندگی بشر و آشنایی با مبانی نگرش سیستمی (شبکه ای) به دین است.

سیستمی دیدن مفاهیم دینی و اثرگذاربودن ساختارها بر حرکت انسان، انگیزه طراحی تمدن قرآنی است.


در مقابل، برخی[32] اساساً تمدن را مفهومی ذهنی و یا غیر قابل تعریف و زاییده بافته های فلاسفه در طول تاریخ می دانند و برخی دیگر در نگاهی تک ساحتی یا چندبعدی، تنها به ابعاد مادی و سخت افزاری تمدن توجه نموده اند.

آن چه در ادامه می آید، منتخبی از تعاریف موجود در این زمینه است:

1.به ازدیاد صنایع و کارخانجات سنگین و مرتب بودن وضع کارگران و استقلال فکری و آزادی خواهی کامل و( وجود )حس ناسیونالیستی، تمدن گویند.(اسلام و تمدن جدید، زمانی)[33]

2.تمدن اصولاً به شیوه ای از زندگی اشاره دارد که با نظامی ویژه برای تولید ثروت همراه است ... و هیچ واژه دیگری این همه موضوعات گوناگون مانند تکنولوژی، زندگی خانوادگی، مذهب، فرهنگ، سیاست، تجارت، سلسله مراتب، رهبری، ارزش ها، اخلاق جنسی و معرفت شناسی را به شایستگی دربر نمی گیرد و تغییر در مجموعه این پدیده ها، موجب به وجود آمدن تمدن جدید خوهد شد. (تافلرها، الوینو عابدی)[34]

3.انعطاف پذیری به معنای جلوگیری از تحولات به موانع راه، و انقلابی گرایی به معنای حرکت به سمت اصلاح دقیق و اساسی در مقابل اصلاحات سطحی تمدن را شکل می دهد.[35] (امت اسلامی و تمدن سازی برای جهان فردا، تسخیری)

4.آینده ای از فراگردهای اجتماعی گوناگون است که از جمله صورت بندی های دولت، و توسعه نظام های فرهنگی و مذهبی را شامل می شود.(تمدن از دریچه ذهن غربی، سبزه کار)[36]

5.پدیده به هم تنیده ای که جمیع رویداد های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هنری، ادبیات و علم را در خود گرد آورده است.[37] (هنری لوکاس، به نقل از تجدید حیات فرهنگ و تمدن اسلامی، ولایتی)

6.حقیقت تمدن (مستنبط از اوضاع): خوبی یا بدی، خوشبختی و یا بدبختی کسانی است که در پرتو آن تمدن زندگی می کنند.[38](تاریخ تمدن اسلام، زیدان)

7.تمدن ها از اساس برساخته از ذهن مورخان بوده و وجود خارجی ندارند و این پرفسورهای تاریخ بودند که تمدن را آفریدند و خداوند تمدن نیافریده است.(عبد الکریم سروش)[39]

8.ترکیبی از زبان و فرهنگ با محوریت دین است که آن دین، معمولاً تغییر نمیکند.[40] ( هانتینگتون)

9.ویل دورانت تمدن را نظمی اجتماعی می داند که طی آن، خلاقیت فرهنگی امکان پذیر شده و جریان مییابد و ظهور آن منوط به برقراری امنیت و پایان یافتن هرج و مرج است. به نظر او، عوامل مختلفی در حوزه های جغرافیایی، نژادی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی، عقلی و روحی، تمدن سازند. او برای تمدن، چهار رکن اساسی قائل است: پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی، سازمان سیاسی، سنن اخلاقی، کوشش در راه معرفت و بسط هنر.[41] (تاریخ تمدن، ویل دورانت)

10. برخی شاخص های تمدن رابه عنوان تعریف تمدن برشمرده اند، مثلاً عناصر قوانین، دولت، خط و الفبا، انواعی از هنر، زبان، معتقدات دینی و تکامل علومرا جزء تعریف تمدن می دانند.[42] (اولیوا ولاهوس)

با مطالعه تعاریف فراوان موجود در زمینه مفهوم تمدن، پناه آوردن به منابع دین و ارائه تبینی شفاف از چیستی و شاخص های قرآنی تمدن ضروری است.

در تعریف مختار با نگاهی کلان و برآیندی، تمدن به گونه ای تعریف شده است که موارد فوق، تحت سیستم ها و زیرسیتم های تمدنی قرار می گیرند. به طور مثال، دولت جزء ساختار های سیاسی قرار دارد و خط و الفباء و زبان، جزء زیرسیستم های فرهنگی است.

برخی دین را جزئی از تمدن دیده و یا این که نگاهی تک بعدی به مقوله تمدن دارند؛ اما در نظر مختار، برای تمدن هویتی ساختاری در راستای پاسخگویی به نیاز های سه گانه از منابع راهبردی دین ارائه گردیده است.[43]

تفاوت اصلی تعریف مختار با سایر تعاریف موجود در این زمینه، همه جانبه نگر دیدن تمدن در مقابل تعریف تک ساحتی یا چند ساحتی آن است.



2 - شاخصه های تمدن

بعد از تعریف پدیدارشناسانه با رویکرد تحلیل مفهومی از تمدن، برای تبیین این که آیات قرآن تا چه حد و مرزی باید ارائه شاخص کند، در این قسمت برخی از شاخص های تمدن اسلامی، در قالب مفاهیم کیفی بیان می گردد تا با روشی صحیح، به سنجه های کمی تبدیل گردند. البته در این بخش، تنها به بیان تعداد محدودی از شاخص های کیفی پرداخته می شود، زیرا تبدیل آن ها به شاخص های کمی، نوشتاری مستقل در این زمینه را می طلبد.

1-شاخص امنیت و رزق در تمدن

«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیه کانَتْ آمِنَه مُطْمَئِنَّه یأْتیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یصْنَعُونَ»[44]

ترجمه: «خداوند (برای آنان که کفران نعمت می‏کنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزیش از هر جا می‏رسید؛ امّا به نعمت های خدا ناسپاسی کردند و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می‏دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید.»[45]

از آنجا که هر مکان آبادی از افرادی که با یکدیگر روابط اجتماعی دارند و بر اثر آن روابط اجتماعی، ساختارها و سیستم هایی در آن منطقه بوجود می آید می توان هر حکمی را که آیه برای قریه گفته است، برای هر یک از افراد و روابط اجتماعی و ساختارهای حاکم بر آن قریه هم تسری داد و هر شاخصی را که خداوند برای قریه در آیه مطرح نموده است برای سایرین (تک تک افراد، روابط اجتماعی افراد، ساختارها و سیستم های بوجود آمده از روابط اجتماعی آنان) بر شمرد. از این رو شاید بتوان اینگونه استظهار کرد که در این آیه خداوند بیان می دارند که شاخص هایی که برای قریه ذکر شده است، به نوعی برای ساختار های پاسخدهنده نیاز های افراد هم باید وجود داشته باشد، تا امنیت و رزق مورد نیاز برای اهل آن قریه فراهم گردد؛ لکن به سبب ناسپاسی (که این ناسپاسی می تواند در ناحیه عمل فردی یا عمل جمعی یا ساختار حاکم بر آن قریه باشد) مورد عقاب قرار گرفتند. به عبارتی خداوند به سبب ساختارهای ظالمانه ای که بر شهر حاکم شده بود ساختار های حاکم بر طبیعت که سبب فراهم شدن امنیت و روزی مطمئن بود را از قریه برچید و این نعمت ها به عذاب مبدل شدند.

از این رو دو شاخص امنیت و رزق را می توان به عنوان دو شاخص مهم در زندگی انسان بر شمرد که با وجود یا عدم وجود این دو شاخص خداوند اهل قریه ای را نعمت یا عذاب می کند.

دو شاخص امنیت و رزق را می توان به عنوان دو شاخص مهم در زندگی انسان بر شمرد که با وجود یا عدم وجود این دو شاخص، خداوند اهل قریه ای را نعمت یا عذاب می کند.


در نتیجه بر اساس اینکه الفاظ قرآن برای روح معنایی وضع شده اند و با توجه به جهان شمولی آیات قرآن،[46] می توان گفت که منظور از قریه، هر آن چیزی است که بر اساس حرکت جمعی انسان به وجود می آید. به عبارتی می توان شهر، روستا، کشور و هم چنین هر آن چه بر اساس حرکت جمعی انسان به وجود می آید که عبارتند از ساختار ها و سیستم های اداره کننده زندگی، از جمله مصادیق قریه برشمرد؛ از این رو در طی یک فرآیند اصولی، لفظ قریه را بر سیستم ها، که نقطه اصلی در ساخت یک تمدن می باشد، می توان تطبیق داد، و شاخص های امنیت و رزق را، که در آیه برای قریه ذکر شده است، برای سیستم های تمدن بیان نمود.

در ادامه با توجه به اینکه مفاهیم دینی شبکه ای هستند[47]می توان شاخص ها را به امنیت و رزق شبکهای تعمیم داد؛ به این بیان که در تمدن اسلامی، سیستم های اداره کننده باید به گونه ای طراحی شود که از حیث جسمی، ذهنی و روحی و در بعد تنظیم روابط اجتماعی، امنیت جسمی، ذهنی و روحی (آماده بودن بستر رشد روح) و رزق شبکه ای برای آحاد افراد جامعه را فراهم کند. منظور از رزق و امنیت شبکه ای، ایجاد آن دو در پنج لایه جسمی، ذهنی، روحی و روابط اجتماعی و ساختار های اداره کننده روابط اجتماعی است، که از آن به لایه های پنج گانه یا شبکه، تعبیر می گردد.

منظور از امنیت و رزقِ جسمی، برخورداربودن تمدن از سیستم های بهینه ای است که سبب ایجاد امنیت یا تولید روزی مناسب برای جسم و نیز اموری مانند سیستم بهداشت و تغذیه مناسب و غیره می گردد.

هر آن چه بر اساس حرکت جمعی انسان به وجود می آید که عبارتند از ساختار ها و سیستم های اداره کننده زندگی، می توان از جمله مصادیق قریه برشمرد.


رزق ذهنی، منبع تغذیه کننده ذهن انسان است که بهینه کردن سیستم آموزش و پرورش و رسانه ها و غیره را به عهده دارد. از جمله سیستم هایی که رزق روحی را فراهم می کنند و یا به نوعی به سیستم های تغذیه کننده روح انسان ها مرتبطند، می توان به مراکز عبادی، حوزوی و اماکن متبرکه اشاره نمود که افراد در آن جا به تأمین غذای روح خود و راز و نیاز با خداوند متعال می پردازند.

سیستم هایی نیز قابل فرض است که در روابط اجتماعی افراد اثرگذارند؛ به طور مثال، جهت بهینه کردن روابط زناشویی، باید به زوج های جوان آموزش لازم داده شود و بستر هایی که این روابط را آلوده می نماید و یا امنیت آن ها را به خطر می اندازد، باید از جامعه حذف و یا کنترل گردد.

این زوایا، تنها به عنوان نمونه مورد اشاره قرار گرفت؛ به گونه ای که کتاب های فراوانی در استناد و شرح همین یک آیه برای سیستم های اداره کننده جامعه، می توان نگاشت. نحوه استنباط از آیات دیگر هم به روش فوق صورت پذیرفته است.

2-شاخص تکذیب گرایی(به عنوان شاخص عدمی)

«قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانْظُرُواْ کَیفَ کَانَ عَاقِبَه الْمُکَذَّبِینَ»[48]

ترجمه: «پیش از شما در جهان، سنّت ها و روش هایی وجود داشتند. در زمین سیر کنید و نظر عبرت به کار برید که سرانجام تکذیب کنندگان چه شد؟»

در سیستم های تمدن اسلامی، دروغ سیستمی رواج ندارد؛ یعنی افراد برای توجیه و پوشاندن ضعف های خود، گزارشات دروغین به مردم و مسئولین بالادست خود ارائه نمی دهند. چرا که عاقبت چنین ساختار هایی، نابودی تمدن خواهد بود؛ در حالی که حرکت سیستم های تمدنی به نوعی است که سبب ایجاد عزت و قدرت تمدن اسلامی می گردد.

از این رو سیستم های گزارش دهنده و آمار و برنامه بوجه و برنامه ریز و تمام سیستم های اداره کننده یک تمدن به گونه ای باید طراحی شوند که سبب رواج این شاخص در مجموعه خود نگردند.

در سیستم های تمدن اسلامی، دروغ سیستمی رواج ندارد؛ یعنی افراد برای توجیه و پوشاندن ضعف های خود، گزارشات دروغین به مردم و مسئولین بالادست خود ارائه نمی دهند.

3-شاخص پرورش عالِمان متعبِّد

«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَ إِذا قیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیر»[49]

ترجمه: «ای کسانی که ایمان آورده اید، وقتی به شما گفته می شود در مجالس به یکدیگر جا بدهید، جا دهید تا خدا هم جای شما را در بهشت وسعت دهد و وقتی هم گفته می‏شود برخیزید تا شخص محترمی بنشیند، برخیزید. خدای تعالی مؤمنین را به یک درجه، و علم داده شدگان را به چند درجه برتری داده و خدا بدانچه می‏کنید با خبر است.»[50]

انتهای آیه ظهور بر برتری جایگاه عالمانِ متعبد در جامعه اسلامی دارد و بنا بر روشی که در شاخص شماره یک بیان گردید به طریق اولی به برتری جایگاه عالمانِ متعبد در سیستم های اداره کننده جامعه دلالت می کند. به عبارتی می توان گفت در سیستم های اداره کننده جامعه، دانایان با نادانان برابر نیستند؛ این سیستم ها باید به گونه ای طراحی شوند که به جای روابط فامیلی، و زد و بند های اداری، شایستهسالاری بر ادارات و وزارت خانه های کشور حاکم گردد.

4- شاخص پرورش افراد خاشع و اهل ذکر

«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیلِ ساجِداً وَ قائِماً یحْذَرُ الْآخِرَه وَ یرْجُوا رَحْمَه رَبِّهِ قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یعْلَمُونَ إِنَّما یتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب»[51].

ترجمه: «آیا کسی که در اوقات شب در حال سجده و ایستاده به عبادت مشغول است و از آخرت می‏ترسد و امیدوار رحمت پروردگار خویش است، مانند از خدا بی‏خبران است؟ بگو آیا آن ها که می‏دانند و آن ها که نمی‏دانند یکسانند؟ هرگز؛ ولی تنها کسانی متذکر می‏شوند که دارای خرد باشند.»[52]

برتری جایگاه عالمانِ متعبد، و پرورش افراد خاشع و اهل ذکر دو شاخص دیگر در سیستم های اداره کننده جامعه هستند.

از این آیه شاخص ضرورت تربیت افراد خاشع و متوجه حضور خداوند در طول زندگی بدست می آید که بر اساس آن (بنابر روش شاخص شماره یک)ساختارهای تمدن قرآنی، باید به گونه ای طراحی شود که سبب تربیت افراد خاشع و متوجه حضور خدا در اجتماع گردد؛ به طور مثال سیستم های فرهنگی، هنری، اقتصادی، سیاسی و معرفتی باید به گونه ای طراحی شوند که کار کردن در آنها سبب خضوع و خشوع بیشتر افراد و احساس حضور خداوند در زندگی فردی و اجتماعی شان گردد، چرا که اهل خشیت قادر به خدمت رسانی بهینه و کامل به جامعه و حکومت خویش می باشند؛ از این رو در تمدن اسلامی ساختارها به گونه ای طراحی می شوند که خروجی های آن دارای چنین شاخصه ای باشند. نه اینکه ساختار ها سبب گردد افراد جامعه به سمت زر اندوزی و مصرف گرایی و تولید ثروت از مسیر های خیالی و کاذب و یا به سمت کسب قدرت و درآمد های نامشروع حرکت نمایند.

مثال عینی که امروزه در جامعه اسلامی مشاهده می شود، تبلیغات رسانه ای به عنوان یکی از ابزار های تمدن ساز در راستای فروش رفتن محصولات شرکت ها و کارخانجات است که در مقابل آن ها، با قرعه کشی، خریدار به طور ناگهانی صاحب میلیون ها پول یا یک دستگاه ماشین می گردد.

ساختارهای تمدن قرآنی، باید به گونه ای طراحی شود که سبب تربیت افراد خاشع و متوجه حضور خدا در اجتماع گردد.

برایند این نوع کارها و برنامه ها، ایده ای را در جامعه ترویج می نماید که خلاف ترویج شاخصه خشوع و توجه نسبت به خداوند متعال و یا علم آموزی و تفکر و روحیه کار است. توجیه این خیانت بزرگ که در دراز مدت سبب انحطاط تمدن اسلامی می شود، تامین هزینه های رسانه و فروش محصولات آن شرکت ها و کارخانجات به قیمتی غیر واقعی است. ضمن اینکه این رویه، روحیه پول دارشدن از راه های آسان و توجه به شانس به جای توجه به رازقیت خداوند متعال را افزایش می دهد و باعث کم رنگ شدن روحیه کار و تلاش جهت آبادانی کشور می گردد.

البته برای هر یک از سیستم های تمدن، شاخص های، راهبردی، راهکاری و کمی و کیفی فراوانی را می توان برشمرد که موارد فوق به عنوان شاخص های راهبردیِ عمومی، جهت همه سیستم ها و زیر سیستم های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و هنری قابل تطبیق است؛ علاوه بر این، یک سری شاخص ها نیز به طور خاص نسبت به هر یک از ساختار ها قابل طرح و بررسی است که پرداختن به آن ها، پژوهشی خاص به خود را می طلبد.

نتیجه گیری

با توجه به تعریف تمدن[53] و برخی شاخص های آن، مانند: شایسته سالار، پرورش عالمان متعبد، و افراد خاشع و فراهم کننده امنیت و رزق شبکه ای، به نظر می رسد که پرداختن به این مهم، به کاری روشمند و گروهی از سوی عالمان حوزه و دانشگاه نیاز دارد و در این راستا هر چه افراد گروه، توانایی و تسلط بیشتری بر روش های تحقیق شبکه ای و سیستم سازی داشته باشند، در طراحی سیستم های تمدنساز دینی، موفق تر عمل خواهند کرد. سوال مهمی که در پایان قابل طرح می باشد این است که روش انجام آن، به صورت قدم به قدم چگونه است؟ پاسخ این سوال را می توان در قالب مقاله ای بر اساس منطق نیاز ها ارائه نمود.

در راستای طراحی سیستم های تمدن ساز، انجام کاری روشمند و گروهی از سوی عالمان حوزه و دانشگاه ضروری است.




منابع

کتب

1)قرآن کریم

2)أطیب البیان فی تفسیر القرآن، طیب سید عبدالحسین، انتشارات اسلام، تهران، 1378

3)اقتصاد ما، صدر، محمدباقر، ترجمه اسپهبدی، 2جلد، انتشارات جهاد سازندگی مشهد، سال 1360

4)‏بحارالأنوار، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏ ، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق‏

5)پویایی های سیستم، دکتر محمدرضا حمیدی زاده، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1379

6)تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، مترجم: علی جواهرکلام، امیرکبیر، 1386

7)ترجمه تفسیر المیزان، طباطبایی، محمدحسین، مترجم، موسوى همدانى سید محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374

8)تفسیر المیزان، طباطبایی، محمدحسین، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1417 ق

9)تفسیر در المنثور، سیوطى جلال الدین، ناشر: کتابخانه آیت الله مرعشى نجفى، قم، 1404ق

10)تفسیر نور، قرائتی محسن، انتشارات، مرکز فرهنگى درس هایى از قرآن ، تهران، 1383

11)جستاری نظری در باب تمدن ، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، 1386 و 1388

12)دائره المعارف اینکارتا

13)روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم ، آلوسى سید محمود ناشر: دارالکتب العلمیه، بیروت،ق1415

14) سرائر الحاوی لتحریر الفتاوی( و المستطرفات)، ابن ادریس، محمد بن احمد، محقق / مصحح: الموسوى، حسن بن احمد و ابن مسیح، ابو الحسن‏، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، 1410 ق‏، چاپ: دوم‏

15)فلسفه ما، صدر، محمدباقر، ترجمه و شرح سید محمدحسن مرعشی شوشتری، انتشارات کتابخانه صدر، سال 1351

16)کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال، علاءالدین علی بن حسام معروف به متقی هندی، ناشر، موسسه الرساله، بیروت، سال 1411ق.

17)مبانی نظام اقتصادی اسلام، سید حسن میرمعزی، انتشارات کانون اندیشه جوان، سال 1380

18)گوهر معنا، بررسی قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی، سید حسن خمینی، انتشارات اطلاعات، سال 90

19)نگرش سیستمی به دین، واسطی، عبد الحمید، انتشارات موسسه مطالعات راهبردی، سال 88

20)نگرش سیستمی، دکتر مهدی فرشاد، انتشارات امیرکبیر، 1362

21)وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، قم‏، 1409 ق‏، نوبت چاپ: اول

مقالات

22)مقاله اسلام و تمدن جدید، زمانی، مصطفی، قم:چاپخانه عملیه قم، 1348

23)مقاله رابطه مردم سالاری و تشیع، عبدالکریم سروش، (سخنرانی در سال 1384ش. در جمع دانشجویان ایرانی در پاریس(دانشگاه سوربُن)، بازتاب اندیشه 1384 شماره 65

24)مقاله امت اسلامی و تمدن سازی برای جهان فردا، محمدعلی تسخیری، روزنامه کیهان، 21/9/87

25)مقاله تاریخ تمدن، ویل دورانت ، ترجمه احمد آرام ( تهران : چاپ سینا 1331 ) ص 19.

26)مقاله تجدید حیات فرهنگ وتمدن اسلامی فرهنگ و تمدن اسلامی / دکتر علی اکبر ولایتی، فصلنامه قبسات- زمستان78

27)مقاله تمدن از دریچه ذهن غربی، علیرضا سبزه کار ، نشریه گفت وگو81

28)مقاله چندگانگی در معنا و مفهوم تمدن، محمد قراگوزلو،جنت نو 79

29)مقاله چندگانگی در معنا و مفهوم تمدن، محمد قراگوزلو، جنت نو79

30)مقاله، رابطه تمدن ها و آینده بشریت، هاشم یحیی ملاح، مترجم: ناصر ضیایی، گزارش گفت و گو

سایت:

31)www.leader.ir/langs/fa مجموعه سخنان مقام معظم رهبری در سایت معظم له در تاریخ های 10/11/1359 و 4/12/1377/ و 5/4/1360و21/6/1362و 3/1/1361و 20/3/1375و 10/10/1361و 9/2/1365و 10/8/1365و 13/9/1364/ و 3/6/1372 و 31/4/1367/و7/1/1360/ و 9/11/1368/و ‏ 7/9/1381و 4/9/1371و 17/7/1381/ 21/6/1362و 9/9/1363و26/3/1370و 27/3/1362/ و 14/5/1362.



[1]به این نیازها در ادامه نوشتار نیز پرداخته خواهد شد، لذا منظور از نیازهای سه گانه در ادامه، همین نیازهای فردی، جمعی و تمدنی خواهد بود.

">#_ednref2">">#_ednref2">[2] رک کتاب جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد سعید ضیائی فر، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی ، پژو هشکده فقه و حقوق، انتشارات بوستان قلم تاریخ نشر 1388، مبانی کلامی اجتهاد، در برداشت از قرآن کریم، هادوی، تهرانی، مهدی، انتشارات، موسسه فرهنگی خانه خرد، سال 1381

">#_ednref3">">#_ednref3">[3] این اصل، از این دسته از روایات حضرات معصومین به دست می آید: حدیث 1 از امام رضا(ع): أحمد بن محمد بن أبی نصر عن أبی الحسن الرضا ع قال‏ علینا إلقاء الأصول‏ إلیکم و علیکم التفرع. (السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات) ؛ ج‏3 ؛ ص575 السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات) ؛ ج‏3 ؛ ص575)( الوسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن ، الباب 6 من أبواب صفات القاضی، ح 52- 51) حدیث 2 از امام صادق (ع): هشام بن سالم عن أبی عبد الله ع قال‏ إنما علینا أن نلقی إلیکم الأصول و علیکم أن تفرعوا (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏2 ؛ ص245) . ترجمه حدیث 2: امام صادق (علیه السلام) فرمود: جز این نیست که بر ما است اصول و ریشه‏ها و پایه های دین را برای شما بیان کنیم و بر شما است که شعبه شعبه و دسته دسته نموده و از اصل بیرون آورید (توضیح بیشتر اینکه فرمایش امام علیه السلام، درباره مجتهدین و کسانی است که دارای قدرت استنباط، بیرون آوردن و درک نمودن حکمی از حکم دیگر می باشند. ایشان می فرماید: ما حکم کلی را بیان می نمائیم و بر شما است که فروع و دسته‏هائی که از اصل‏ بیرون می‏آیند را به دست آورده و طبق آن حکم نمائید. مرحوم مجلسی می فرماید: این فرمایش دلالت داشته و راهنما است بر جواز و روا بودن استنباط و بیرون آوردن احکام از عمومات و اصولی که فروعی را دربر دارد. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏2 ؛ ص245)

">#_ednref4">">#_ednref4">[4] وَ اللَّهُ یدْعُوا إِلی‏ دارِ السَّلامِ وَ یهْدی مَنْ یشاءُ إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیم(یونس/25)

">#_ednref5">">#_ednref5">[5] خداوند در آیات متعدد در قرآن می فرمایند: قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِب یهْدی مَنْ یشاءُ إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ(بقره/142)

">#_ednref6">">#_ednref6">[6] رک به مجموعه سخنان ایشان در سایت معظم له ذیل تاریخ های: 10/11/1359 و 4/12/1377 و 5/4/1360 و 21/6/1362 و 3/1/1361 و 20/3/1375 و 10/10/1361 و 9/2/1365 و 10/8/1365 و 13/9/1364 و 3/6/1372 و 31/4/1367 و 7/1/1360 و 9/11/1368 و 7/9/1381 و 4/9/1371 و 17/7/1381 و 21/6/1362 و 9/9/1363 و 26/3/1370 و 27/3/1362 و 14/5/1362.

">#_ednref7">">#_ednref7">[7] رک مقاله الگوریتم تعریف، نویسندگان، جمعی از محققین موسسه مطالعات راهبردی در بهار سال 91 که در نوبت چاپ آثار موسسه قرار دارد و به زودی توسط انتشارات موسسه نشر می یابد.

">#_ednref8">">#_ednref8">[8] به طور خلاصه بدین معناست که گزاره های دین جهت های کلان زندگی انسان را مشخص می کنند و ناظر به زمان و مکان خاصی نمی باشند و این قابلیت را دارند که به صورت راهبردی ترجمه گردند و در برنامه ریزی های کلان مورد توجه قرار گیرند. رک نگرش سیتمی به دین، واسطی حمید، انتشارات موسسه مطالعات راهبردی، سال88

">#_ednref9">">#_ednref9">[9] رک، گوهر معنا، بررسی قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی، سید حسن خمینی، انتشارات اطلاعات، سال 90.

">#_ednref10">">#_ednref10">[10]مسد/1

">#_ednref11">">#_ednref11">[11] البته این نحوه برداشت در ادبیات اصولیون و فقهای بزرگوار شیعه، تحت عنوان اینکه مورد تخصیص نمی زند و یا اینکه گزاره های دین به نحو قضیه حقیقیه اند، یا خطابات شارع به نحو خطابات قانونیه یا خطابات شرعیه اند، بیان شده است که به نوعی شاید بتوان همه این مبانی را به قاعده وضع الفاظ برای روح معنایی برگرداند.

">#_ednref12">">#_ednref12">[12] جستاری نظری در باب تمدن (پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، 1386 و 1388).

">#_ednref13">">#_ednref13">[13] رک به اقتصاد ما، صدر، محمد باقر، ترجمه اسپهبدی، 2جلد، ایشان در این کتاب به بررسی مکتب اقتصادی اسلام پرداخته است.

">#_ednref14">">#_ednref14">[14] رک به فلسفه ما، صدر، محمدباقر، ترجمه و شرح سید محمدحسن مرعشی شوشتری، ایشان در این کتاب به بررسی مکتب های مختلف فلسفی، به ویژه مکتب اسلام و ماتریالیسم دیالکتیک مارکسیسم پرداخته است.

">#_ednref15">">#_ednref15">[15] رک، کتاب مبانی نظام اقتصادی اسلام، سید حسن میرمعزی

">#_ednref16">">#_ednref16">[16] منظور، در تعریف تمدن توجه به معماری و نوع ساختمان ها و جنبه هایی که تمدن در آن ها ظهور پیدا می کند، پرداخته اند.

">#_ednref17">">#_ednref17">[17] چهارچوب این تعریف بر اساس تفکر جمعی از طلاب حوزه علمیه مشهد در نوروز91، در موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام می باشد. لکن بنا بر اختلاف مبنایی که با تعریف به دست آمده در موسسه با نظر نویسنده وجود داشت، اینجانب نظر شخصی خود را در این مقاله مطرح نموده ام.

">#_ednref18">">#_ednref18">[18] مقصود مجموعه روابط برآیندی است.

">#_ednref19">">#_ednref19">[19] جنس تعریف = شبکه پایدار ساختارها و سیستم های اجتماعی (چون کلان تر است و سیستم دارد و شفاف تر است) (زندگی جمعی که دارای یک انظباط است نه هر جمعی).

فصل تعریف = دارای ساختار و دارای فرایندهای فزایندهء سه گانه معرفت قانونی فرهنگی مبتنی بر هرم نیازهای قرآنی.

">#_ednref20">">#_ednref20">[20] این قید به جهت اینکه هنر، علاوه بر اینکه ابزار انتقال نتایج سیستم های سه گانۀ قبل در جامعه اسلامی است، به نوعی در شکل گیری و جهت دهی به سیستم ها و زیر سیستم های تمدن قرآنی بسیار اثر گذار است و از آنها اثر پذیر است لذا در تمدن سازی باید مورد توجه قرار بگیرد.

">#_ednref21">">#_ednref21">[21] حرکت اولیه + حرکت مستمر رو به رشد کیفیت افزایی در پاسخگویی به مشکلات جامعه.

">#_ednref22">">#_ednref22">[22] این قید توضیحی به این خاطر است که نیاز های کاذبی که مورد تایید قرآن نمی باشند، خارج گردند. و خود اشاره به ضرورت تهیه نقشه نیاز های انسان بر اساس منابع دین است.

">#_ednref23">">#_ednref23">[23] تعاریف «معیاری» تعاریفی هستند که اندیشمندان بر اساس الگوی ذهنی خود نسبت به وضعیت مطلوب بدون دخالت دادن مستقیم مصادیق خارجی، مفهوم مورد نظر را تحلیل می کنند. در برابر این تعاریف، تعریف مصداقی یا تعریف به مثال یا تعریف استقرایی – تعریف معیاری یا تعریف حدی وجود دارد.

[24] ساختارهایی که زمینه ساز برای تولید فکر، احساس و رفتار هستند.

">#_ednref25">">#_ednref25">[25] رک ، نگرش سیستمی به دین، واسطی، عبد الحمید، انتشارات موسسه مطالعات راهبردی، سال 88

">#_ednref26">">#_ednref26">[26] مولّفه های اصلی یک سیستم عبارتند از: اجزاء و عناصر(متغیرها)، روابط بین اجزاء، هدف، مرز سیستم و محیط سیستم (تفکیک بین عوامل خارج از سیستم و عوامل داخلی سیستم)، جریان سیستم (نحوه فعالیت متغیرهای داخلی و خارجی برای رسیدن به هدف سیستم)، بازخورد (بررسی نتایج به دست آمده از جریان سیستم و اصلاح نقاط نامناسب و بهینه سازی جریان، و اعمال دوباره آن به سیستم)، پایداری سیستم (میزان قابلیت مقابله یا انعطاف سیستم در برابر تغییرات احتمالی) رک نگرش سیستمی به دین، حمید واسطی، انتشارات موسسه مطالعات راهبردی، سال 88 صفحه 85

">#_ednref27">">#_ednref27">[27] در دائرةالمعارف Encarta این گونه آمده است:

"System, any collection of component elements that work together to perform a task."

ترجمه: "سیستم، مجموعه ای از عوامل ترکیبی است که برای انجام یک وظیفه با یکدیگر تعامل دارند."

Microsoft® Encarta® Reference Library 2003. © 1993-2002 Microsoft Corporation

">#_ednref28">">#_ednref28">[28] نگرش سیستمی، دکتر مهدی فرشاد، انتشارات امیرکبیر1362، ص42

">#_ednref29">">#_ednref29">[29] منظور از تضاعف نیروها، فعل و انفعال عناصر سیستم با یکدیگر است؛ به طوری که آثار و ترکیب آن ها، بزرگتر از مجموع آثار یکایک آن ها باشد.

">#_ednref30">">#_ednref30">[30] "پویایی های سیستم"، دکتر محمدرضا حمیدی زاده، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی 1379، ص23

">#_ednref31">">#_ednref31">[31] منظور از نیازهای قرآنی، نیاز های صادق و مورد تایید منابع دین است؛ از این رو طراحی نقشه نیاز ها در تمدن سازی، جزء ضروریات می باشد.

">#_ednref32">">#_ednref32">[32] رک عبدالکریم سروش، رابطه مردم سالاری و تشیع، ص 3 تا ص7. ایشان اینگونه نقل می کند: به گمان من تمدن اسلامی یعنی ذهنیتی که ساکنان این تمدن و مسلمانان دارند.....

">#_ednref33">">#_ednref33">[33] مقاله اسلام و تمدن جدید، زمانی، مصطفی، قم:چاپخانه عملیه قم، 1348 با اندکی ویرایش متنی

">#_ednref34">">#_ednref34">[34] بنابر نقل مقاله چندگانگی در معنا و مفهوم تمدن، محمد قراگوزلو،جنت نو79، صفحه 2

">#_ednref35">">#_ednref35">[35] مقاله امت اسلامی و تمدن سازی برای جهان فردا، محمدعلی تسخیری، روزنامه کیهان، 21


مطالب مرتبط