کشتی نجات

فطرس بال و پر شکسته و مغموم نشسته بود که نسیم جبرائیل را شنید.جبرائیل از عرش به زمین می آمد و با شوری بی اندازه در حرکت بود، هزار فرشته...

کشتی نجات

فطرس بال و پر شکسته و مغموم نشسته بود که نسیم جبرائیل را شنید.جبرائیل از عرش به زمین می آمد و با شوری بی اندازه در حرکت بود، هزار فرشته نیز به دنبالش ولوله کنان می رفتند.فطرس جبرائیل را خواند، او هم از حاملان عرش بود، اما بر اثر کندی در انجام دادن فرمان الهی، پر و بالش شکست و در آن جزیره سقوط کرد و عمر هفتصد ساله اش را به عبادت می گذراند.

فطرس پرسید:کجا می روی جبرائیل، آن هم با این سرعت؟

  • خداوند به حضرت محمد صلی الله علیه واله نعمتی داده است و من برای عرض تبریک نزد او می روم. فطرس دلشکسته گفت: مرا با خود ببر، شاید محمد صلی الله علیه واله در حق من دعا کند.

خانه ی علی و فاطمه غرق نور بود و محمد صلی الله علیه واله سر از پا نمی شناخت،جبرئیل بر آن حضرت فرو آمد،پیام شادباش الهی را در سریرهای از نور بر ایشان عرضه داشت و خواسته فطرس را گفت.پیامبر فرمود: بدن خود را به این مولود بمال.

فطرس با هیجان این کار را کرد و به سرعت دوباره پر و بال گرفت. هنگام بازگشت،فطرس به رسول خدا صلی الله علیه واله گفت: بدان که امت تو در آینده این مولود را می کشند. من به پاداش حقی که این فرزند بر من پیدا کرد، هر زائری که او را زیارت کند، زیارتش را به وی می رسانم و هر کس که بر او سلامی کند، سلامش را به او ابلاغ خواهم کرد و هر کس بر او درود فرستد، آن درود را به او می رسانم. سپس به آسمان صعود کرد.

محمد صلی الله علیه واله خیره شد به نوزاد، نوزادی که می خندید و گل از لب و دهانش می ریخت، او مولود سوم شعبان المعظم بود، مادرش پاکترینِ زنان عالم بود و پدرش بهترینِ بندگان خدا ، او چراغ هدایت بود و کشتی نجات.

پیامبر صلی الله علیه واله از همان نوزادی، همان زمان که چشمان فرزند زهرا تازه به دنیا باز شد، شکوه رضایت و تسلیم و بندگی را در نگاهش دید، نگاهی که صلابت حیدری داشت و وام دار عظمت هاشمی بود، نوزادی مولود شعبان ، که جان شیرین رسول بود و پنجمین آیه آل کسا. دومین فرزند علی و زهرا، حسین علیه السلام نام داشت،نامی که خدا برایش برگزیده بود، جبرئیل همراه پیغام تبریک الهی گفته بود، خدا فرمود:چون علی علیه السلام نسبت به تو، به منزله هارون نسبت به موسی است، پس نام او را، اسم پسر کوچک هارون که "شبیر" است و در عربی به معنای حسین است، بگذار.حسینی که پیامبر می دانست تمام تاریخ به او تکیه خواهد زد،به خون پاک او، خونی که قرار بود پاسدار اسلام باشد و پیام خدا صلی الله علیه واله را به گوش عالمیان برساند،پیامبر می دانست این نوزاد بهشتی که خدا به یمن قدمش بهشت را آذین بسته امید چشم آیندگان است،نوزادی با برکتی کهاز ازل تا ابد نام و یادش شفا خواهد بود.پیامبر حسین را در آغوش گرفت، صدای اذان پیامبر در گوش حسین علیه السلام پیچید، حسین علیه السلام لب می جنباند و پیامبر ولوله فرشتگان را می شنید، در بهشت جشنی با شکوه برپا بود و تمام عرش گلباران می شد. فرشته ها می دانستند از آن پس تمام روزهای عالم یک روزند،روزی که وجود و ایمان حسین قطره قطره تکثیر می شود در رگ های حوادثِ عالم، روزی که شبیه هیچ روزی نخواهد بود، روزی که حسین علیه السلام آمد، روز شکفتنش!

فاطمه دولتی

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر