با احترام گذاشتن به طرف مقابل، شخصیت او را گرامی داشته و او را تکریم کرده ایم و هیچ شخصیت تکریم شده و محترمی، حاضر به انجام رفتارهای زشت نخواهد بود. قطعاً خود ما هم تجربه کرده ایم در محیط هایی که دیگران بیشتر...

کلیدهای طلایی خوشبختی (2)

کلیدهای طلایی خوشبختی (2)

خوش اخلاقی
محبت ِایجاد شده در ابتدای زندگی، هدیۀ خداوندی است؛ اما حفظ و تقویت آن نیازمند هنرمندی و ابراز و اثبات محبت است. اخلاق شایسته از عوامل مهمی است که منجر به جلب محبت در خانواده می­ شود. به طور کلی و در روابط اجتماعی، همۀ ما دوست داریم با کسانی ارتباط داشته باشیم که اخلاقی شایسته دارند. هیچ کس از بداخلاقی و پرخاشگری و توهین به دیگران لذت نبرده و نمی برد. پس برای جلب هرچه بیشتر محبت در محیط خانواده باید سعی کنیم با اخلاقی شایسته، در کمال ادب و احترام و مدارا برخورد کرده، از بداخلاقی و پرخاشگری اجتناب کنیم. امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به پرسشی از معنای حسن خلق فرمود: «حسن خلق این است که نرم خو و مهربان باشی، گفتارت پاکیزه و مؤدبانه باشد و با برادرت با خوش رویی برخورد کنی.»[1]
واقعیت این است که کمتر چیزی به اندازۀ محبت و حُسن خلق می تواند دیگران را به ما علاقمند کند و دوستی ها را افزایش دهد. به همین دلیل است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) زیباترین مکارم اخلاق را داشت و به دیگران نیز توصیه می فرمود اخلاق خود را شایسته کنند: «حسن خلق، رشتۀ دوستی را استوار می کند.»[2]، پس برای آباد شدن خانه هایمان و گرمابخشی به زندگی، باید اخلاق خود را نیکو کنیم؛ زیرا امام صادق (علیه السلام) فرمود: «نیکی کردن و خوش خویی، خانه ها را آباد و عمرها را زیاد می کند.»[3]
گاهی اوقات برخی از خانم ها یا آقایان، به گمان خود، از بداخلاقی برای اصلاح طرف مقابل و یادآوری نکات ضروری زندگی استفاده می کنند. برای مثال، هنگامی که مشاهده می کنند همسر آن ها در مراجعت از محیط کار، بدون توجه به زحمات ایشان، لباس ها و وسایل خود را در بین راه و بر روی مبل رها می کند، از کوره در می روند و با عصبانیت سعی می کنند او را متوجه خطای رفتاری اش بکنند. باید باور داشته باشیم: با عصبانیت و بداخلاقی، امکان ایجاد تغییر مثبت در دیگران وجود ندارد. در این مواقع بهتر است در زمان مناسب و با اخلاقی شایسته، این نکات را به همسر خود تذکر دهیم تا بیشترین تأثیر ممکن را بر او بگذارد. امیر ملک ولایت، علی (علیه السلام)، در کلامی زیبا سه عامل جلب محبت را این چنین معرفی می کند: «ثلاثٌ یوجبنَ المحبّة: حُسنُ الخلق و حُسنُ الرّفق و التّواضع.» [4] سه خصلت موجب جلب محبت می شود: خوش اخلاقی و ملایمت و فروتنی.

اخلاق شایسته از عوامل مهمی است که منجر به جلب محبت در خانواده می شود.


احترام
یکی دیگر از اصول اساسی محبت و ارکان اصلی تقویت ارتباطات در اجتماع، حفظ احترام متقابل است. خط قرمز هر ارتباط سالم، حفظ احترام است و هنگامی که احترام در یک جمع یا گروه یا خانواده از میان برود، بازگشت آن بسیار سخت خواهد بود و احتمال دوام و بقای آن نیز بسیار ضعیف خواهد شد. در واقع احترام نیاز تمامی انسان ها در هر سن و مقطعی است. هیچ انسانی نیست که از بی احترامی خوشحال شود یا از دریافت احترام و محبت خشنود نشود. در واقع احترام و محبت، دو نیاز اساسی انسان هاست که همانند نیازهای فیزیولوژیکی مانند آب و هوا برای آنان ضروری است. یکی از ویژگی های احترام این است که علاوه بر اهمیتی که در تقویت ارتباطات اجتماعی دارد، خود نیز منجر به زایش و افزایش محبت می شود، پس یکی از ارکان خوشبختی و سعادت در خانواده، حفظ احترام متقابل است.
اگر واقعاً برای خانوادۀ خود ارزش قائل هستیم و بنای حفظ آن را داریم، در هیچ موقعیتی نباید حرمت همسر خود را بشکنیم و به او بی احترامی کنیم. اگر ازدواج هایی را که منجر به طلاق شده اند، بررسی کنیم، خواهیم دید در روابط آن ها در روزها و ماه های قبل از طلاق، احترام جایگاهی نداشته است و زن و مرد به راحتی به یکدیگر توهین می کرده اند. به همین دلیل است که در آموزه های دینی، تأکید بسیار زیادی بر حفظ احترام به ویژه در زندگی مشترک شده است.
همان طور که تأکید شد، احترام نیاز تمامی انسان ها با هر جنس و سن و در هر جایگاهی است. پس هرگز احساس نکنیم که همسر ما نیازمند احترام است؛ اما فرزندانمان به واسطۀ سن کمتر خود، شایستۀ دریافت احترام نیستند. اتفاقاً به دلیل اینکه فرزندان درحال شکل دادن به شخصیت خود هستند، نیاز بسیار زیادی به احترام ما دارند.
واقعیت این است که هرچقدر بتوانیم بیشتر به طرف مقابل خود احترام بگذاریم، امکان اصلاح او بیشتر و بیشتر خواهد شد. با احترام گذاشتن به طرف مقابل، شخصیت او را گرامی داشته و او را تکریم کرده ایم و هیچ شخصیت تکریم شده و محترمی، حاضر به انجام رفتارهای زشت نخواهد بود. قطعاً خود ما هم تجربه کرده ایم در محیط هایی که دیگران بیشتر به ما احترام می گذارند، مراقبت بیشتری بر رفتار خود می کنیم. به همین دلیل است که در تعلیمات نورانی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام)، تأکید فراوانی به احترام به دیگران شده است و از خوار و خفیف کردن دیگران به شدت نهی شده است؛ تا جایی که بی حرمتی به انسان ها را در حکم جنگ با خداوند دانسته اند. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «خداوند عزوجل می فرماید: «هر کس بندۀ مؤمن مرا خوار کند، باید به من اعلام جنگ کند.»[5] پس به یاد داشته باشیم به هیچ عنوان، برای اصلاح همسر و فرزند و حتی برای تذکر دادن زشت ترین رفتارها نیز بی احترامی نکنیم و کرامت نفس آنان را حفظ کنیم؛ زیرا امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرموده است: «هر که برای نفس خود احترام قائل باشد، آن را با معصیت خوار نمی­کند.»[6]

ارکان اصلی تقویت ارتباطات در اجتماع، حفظ احترام متقابل است.


رعایت احترام همسرمان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است؛ زیرا اولاً به طور معمول، مردان از همسران خود سن بیشتری دارند و از آن مهم تر اینکه مردان به علت ساختار روحی خاص خود، به شدت به احترام و حفظ اقتدار نیازمندند تا بتوانند از زندگی با ما لذت ببرند. پس همیشه و در هر حالتی، حتی در هنگامی که حق با ماست و اشتباه از همسرمان است، احترام او را حفظ کنیم. اگر زندگی خود را دوست داریم و می خواهیم خانواده مان پابرجا بماند، احترام گذاشتن خود را وابسته به احترام طرف مقابل قرار ندهیم.
شاید این سخن به نظر سخت و یک جانبه باشد؛ اما بدانیم اگر ما هم در پاسخ بی احترامی طرف مقابل حرمت شکنی کنیم، دیگر هیچ امیدی به اصلاح خانواده و چشیدن طعم خوشبختی وجود نخواهد داشت؛ پس اگر برای خود ارزش قائل هستیم، احترام همسر را حفظ کنیم و به یاد داشته باشیم خدای حکیم و مهربان، شاهد اعمال ما هست و پاداش صبرمان را به بهترین شکل ممکن خواهد داد. مولای متقیان علی (علیه السلام) خطاب به تمام زنان و مردان عالم فرموده است: «خداوند جهاد را بر مردان و زنان واجب کرده است. جهاد مرد، بخشیدن مال و جان خویش است تا آنکه در راه خدا کشته شود و جهاد زن این است که در برابر آزار و اذیت شوهرش و غیرت او صبر کند.»[7]

منبع: کتاب کلبة آرامش؛ جایگاه و نقش مادر در خانواده، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی

----------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]. اصول کافی، ج۳، ص۲۰۹، حدیث ۱۷۵۹.
[2]. بحارالانوار، ج77، ص۱۴۸، حدیث۷۱.
[3]. بحارالانوار، ج۷۳، ص۲۳۱، حدیث۲۳.
[4]. غررالحکم، حدیث ۴۶۸۴.
[5]. ثواب الاعمال، ص ۲۸۴، حدیث۱.
[6]. ثواب الاعمال، ص۲۸۴، حدیث۱.
[7]. اصول کافی، ج۵، ص۹، حدیث1؛ وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص111، حدیث ۹؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۳۹، حدیث ۴۵۱۶.


مطالب مرتبط