هر کدام از انبیای الهی به گونه ای از طرف خداوند در محنت و رنج افتادند اما با کمک خواهی از خدا نجات پیدا کردند.

کمک خواهی و استغاثه انبیاء الهی

کمک خواهی و استغاثه انبیاء الهی

در داستان پیامبران، تكيه بر مساله نجات و رهايى آنها از چنگال محنت ها و رنج ها و دشمنان ‏ستمگر شده است‎.‎ نجات انبیاء از چنگال مشكلات پس از دعا و استغاثه به خداوند ‏می فهماند مؤمنانی که به شدت در ناراحتى و رنج بسر می برند با دعا و استغاثه به خداوند و توکل بر او می توانند از مشکلاتشان رهایی یابند.

- بازگشت آدم علیه السلام به سوى خدا

بعد از ماجراى وسوسه ابليس و دستور خروج آدم از بهشت، وی متوجه شد به خويشتن ستم كرده و ‏از آن محيط آرام و پر نعمت، بيرون رانده شده است، در اينجا به فكر جبران خطاى خويش افتاد و با تمام جان و دل متوجه پروردگار شد، ‏توجهى آميخته با ندامت و حسرت. لطف خدا به يارى او شتافت: «آدم از پروردگار ‏خود كلماتى دريافت و با آن توبه كرد و خدا نيز توبه او را پذيرفت».[1]

‎‎معروف اين است سخنانى كه خدا براى توبه به آدم تعليم داد جملات آيه 23 سوره اعراف مى ‏باشد: «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا ‏لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ».

بعضى گفته ‏اند منظور از كلمات، اين دعا و نيايش بوده است‎:‎ «اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فاغفر لى انك خير الغافرين‎.‎ اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فارحمنى انك خير الراحمين‎.‎ اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم»‎.‎

در روايات متعددى مقصود از كلمات، تعليم اسماء بهترين مخلوقات خدا يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين علیهم السلام بوده است و ‏آدم با توسل به اين كلمات از درگاه خداوند تقاضاى بخشش نمود و خدا او را بخشيد‎.‎[2]

- نجات نوح علیه السلام از چنگال متعصبان لجوج‏

قرآن به نقل از نوح مى‏ فرماید: «‎پروردگارا احدى از اين قوم بى‏ايمان را روى زمين مگذار! چرا كه اگر بمانند بندگان تو را گمراه مى‏ كنند و نسل آينده آنها نيز جز كافر و فاجر نخواهد بود».[3]

قرآن به نقل از وی در آيه 10 سوره قمر می فرماید: «أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِر» خدايا من در برابر آنها مغلوبم مرا يارى كن. خداوند این خواسته نوح را می پذیرد: «ما دعاى او را مستجاب كرديم و او و خانواده ‏اش را از آن غم و اندوه بزرگ رهايى بخشيديم».[4]

- استغاثه موسى علیه السلام

موسی علیه السلام در اوائل جوانی در مصر موقعى كه مرد قبطى را با سيلى كشته بود به درگاه خدا عرضه داشته «رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي» پروردگارا من به خود ستم كردم پس مرا ببخش. خداوند او را بخشید، زيرا او بخشنده و مهربان است.[5]

همچنین موقعى كه موسی علیه السلام از مصر فرار كرد و به مدائن رسید و براى دو دختر شعيب آب ‏كشى نمود و با شكم گرسنه در سايه درختى آرميد، به درگاه خدا پناه برد و عرضه داشت: «رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِير» پروردگارا من به هر چه كه بر من نازل كنى چه اندك و چه بسيار محتاجم.[6]

- نجات ابراهیم علیه السلام از آتش

در روايات مى ‏خوانيم: هنگامى كه ابراهيم را بالاى منجنيق گذاشتند و ‏مى‏ خواستند در آتش بيفكنند، جبرئيل به ملاقات ابراهيم آمد و به او گفت: ‎آيا نيازى دارى تا به تو كمك كنم؟ ابراهيم در يك عبارت كوتاه گفت: اما به تو، نه. در اين هنگام جبرئيل به او پيشنهاد كرد و گفت: پس نيازت را از خدا بخواه‎. او در پاسخ گفت: همين اندازه كه او از حال من آگاه است كافى است.[7]

در حديثى از امام باقر علیه السلام مى‏ خوانيم: در اين هنگام ابراهيم با خدا چنين راز و نياز كرد‎:‎ «يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ بعد گفت تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّه».[8]

‎‎ابراهيم به درون شعله‏ هاى آتش فرستاده شد، اما خدايى كه همه چيز سر بر فرمان اوست، اراده كرد بنده مؤمنش در آتش سالم بماند: «به آتش گفتيم اى آتش بر ابراهيم سرد و سالم باش».[9]

- رهایی یونس علیه السلام از دل نهنگ

يونس سالها در ميان قومش به دعوت و تبليغ مشغول بود، ولى هر چه كوشش كرد، ارشادهايش در دل آنها مؤثر نيفتاد، خشمگين شد و آن محل را ترك كرد و به سوى دريا رفت، در آنجا بر اثر اتفاقاتی به دريا افكنده شد، نهنگ بزرگی او بلعید. در آنجا یونس متوجه شد ترك اولايى انجام داده، به درگاه خدا روى آورد و به تقصير خود اعتراف نمود، خدا نيز دعاى او را استجابت فرمود و از تنگنا نجاتش داد: یونس در آن ظلمتهاى متراكم صدا زد «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ». خداوند می فرماید: «سرانجام ما دعاى او را اجابت كرديم و از غم و اندوه رهائيش بخشيديم. اين گونه ما مؤمنان را نجات مى ‏بخشيم».[10]

- نجات ايوب علیه السلام از انواع بلاها

ايوب (ع) مورد هجوم انواع بلاها قرار گرفت، اموالش از دستش رفت، اولادش مردند. بیماری شديدى مدتها او را رنج مى ‏داد تا آنكه دست به دعا بلند كرد و عرضه داشت: «أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ» بد حالى و مشكلات به من روى آورده و تو ارحم الراحمينى‏. خداوند دعايش را مستجاب نمود: «او را از مرضش نجات و بهبودى داديم و آنچه از اولادش مردند به اضافه مثل آن به او برگردانديم. تا هم به او رحمتى كرده باشيم و هم بندگان عابد ما بدانند كه خداوند اولياى خود را به منظور آزمايش مبتلا مى ‏كند آن گاه اجرشان مى ‏دهد و اجر نيكوكاران را ضايع نمى‏ سازد».[11]

مؤمنان بايد همچون انبیاء در شدائد صبر كنند و بر خدا توكل كنند تا خداوند آنها ‏ نجات بخشد كه «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ».[12]

#خدا #استغاثه #نبیاء #گرفتاری #نجات

پی نوشت ها:

[1] بقره، 37‏.

[2] تفسير نمونه، ج‏1، ص: 196

[3] نوح، 26- 27‏‎.

[4] انبياء، ‏76‏‎

[5] قصص، 16.

[6] قصص، 24.

[7] بحار الأنوار چاپ بیروت، ج ‏68، ص 155.

[8] كافي چاپ اسلامي، ج ‏8، ص 369.

[9] انبیاء، 69.

[10] انبیاء، 87 – 88.

[11] انبیاء، 83 – 84.

[12] طلاق، 3‏.


مطالب مرتبط