هيچ موجودي از هيچ موجود ديگري راضي نمي شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هيچ انساني به هيچ توفيقي دست نمي يابد و خوشحال نمي شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله عليه)؛ و هيچ نفس مطمئنه اي به مقام راضي و مَرضي بار نمي يابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسيده است، به اين لقب ملقّب شده است! بلكه چون ديگران را به اين مقام مي رساند، ملقّب به رضا شد.

گفتاري از حضرت آيت الله جوادي آملي پيرامون امام علي بن موسي الرضا علیه السلام

گفتاري از حضرت آيت الله جوادي آملي پيرامون امام علي بن موسي الرضا علیه السلام

هيچ موجودي از هيچ موجود ديگري راضي نمي شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هيچ انساني به هيچ توفيقي دست نمي يابد و خوشحال نمي شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله عليه)؛ و هيچ نفس مطمئنه اي به مقام راضي و مَرضي بار نمي يابد، مگر به وساطت مقام #امام_رضا او نه چون به مقام رضا رسيده است، به اين لقب ملقّب شده است! بلكه چون ديگران را به اين مقام مي رساند، ملقّب به رضا شد.
ممكن است در بين آحاد امّت كساني باشند كه به مقام رضوان راه پيدا كنند؛ چون پايان بخش #سوره_فجر كه فرمود: يا أيَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَهُ ارْجِعِي إلي رَبِّكِ راضِيَهً مَرضِيَّه (1)مخصوص ائمه (ع) نيست، شامل سائر انسانهاي ملكوتي منش هم مي شود. ممكن است در بين امّت كساني باشند كه داراي نفس مطمئنه و نائل به مقام راضِيَهً مَرضِيَّهً بشوند، امّا رضا نخواهند بود! آنها جزء امّت اند، ولي امام رضا (ع) واسطه است كه چنين افرادي در بين امّت به مقام راضِيَهً مَرضِيَّهً راه پيدا مي كنند.
اهداف جزئي هم مشمول اين اصل كلّي است. اگر كسي در كارهاي جزئي موفق شد و راضي شد؛ چه بداند، چه نداند به بركت امام رضا(ع) است. اگر فرزندي كوشيد، رضاي پدر و مادر را فراهم كرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوي يا انديشور دانشگاهي به مقام علم و دانش بار يافت و بر كُرسي استادي تكيه زد و راضي شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ايشان است.
وجود مبارك #امام_هشتم (ع) وقتي وارد سرزمين مرو و خراسان شد؛ آنروز مسئلة رسمي خراسان، مسئله امامت، رهبري، خلافت و مانند آن بود. عدّه اي بر اين پندار باطل بودند كه رهبر را بايد مردم انتخاب بكنند! امامت انتخابي است و سقيفة بني ساعده هم شاهد آنها بود. عباسيّه بر اين پندار بودند، بني العباس فكرشان اين بود كه رهبري انتخابي است!
وجود مبارك امام از آنها سئوال كرد: مسئله رسمي خراسان كنوني چيست؟ عرض كردند: مسئله ولايت و رهبري است كه عدّه اي باورشان اين است كه رهبر را مردم بايد انتخاب بكنند. آنگاه وجود مبارك امام رضا (ع) طبق نقل مرحوم كُليني (رض) فرمود: من امامت و رهبري را تشريح كنم تا معلوم بشود كه امامت انتخابي نيست.
آنگاه مطلبي را فرمود كه بخشي از آن معارف و مطالب به اين مضمون در كافي ضبط شده است؛ اَلإمامُ واحِدُ دَهرِهِ لا يُدانِيهِ اَحَدْ وَ هُوَ بِحِيثتُ النَّجمْ مِنْ يَدِ المُتَناوِلينْ، إينَ العُقُولُ مِنْ هذا؟ إينَ الاِختيارُ مِنْ هذا؟ (2) فرمود: امام آن انسان كاملي است كه در عصر خود، در روي زمين دوّمي ندارد. او مثل اعلاي ليسَ كَمِثلِهِ شِيء است، او مظهر ليسَ كَمِثلِهِ شِيء است. مگر مظهر ليسَ كَمِثلِهِ شِيء همتا دارد؟ وقتي همتا نداشت، در دسترس فكر ديگري نيست كه ديگري او را بشناسد!
از باب تشبيه معقول به محسوس چنين فرمود: همانطوري كه ستاره هاي آسمان در دسترس بشر عادي نيست، اوج مقام امامت و رهبري هم در دست بشر عادي نيست. همانطوري كه با دست نمي شود ستارة آسمان را گرفت، با فكر بشر عادي هم نمي شود خليفة الله را و امام معصوم را شناخت! إينَ العُقُولُ مِنْ هذا؟ إينَ الاِختيارُ مِنْ هذا؟ كجا عقل مردم مي تواند امام را بشناسد، تا او را در سقيفه اختيار بكند، انتخاب بكند! امام را جز امام آفرين احدي نمي شناسد؛ او مي شناسد، او مي پروراند، او نصب مي كند و مانند آن. إينَ العُقُولُ مِنْ هذا و إينَ الاِختيارُ مِنْ هذا؟
نردباني به نام اقرار به گناه
در قرآن كريم، ذات أقدس إله به ما فرمود: شما بايد وسيله اي فراهم بكنيد كه از آن وسيله مدد بگيريد و به خدا واصل بشويد. وسيله براي وصول است! اين سبب و اين نردبان براي آن صعود است؛ وَ ابتَغُوا إلَيهِ الوَسيله (3). آنگاه وسيله را در ادعيه، در مناجات، در روايات براي ما مشخّص كرده اند.
بهترين وسيله و عالي ترين وسيله «توحيد» است كه انسان موحّد باشد. تَوَسَّلْتُ إلِيكَ بِرُبُوبيَّتِكْ (4). اعتقاد به عبوديت خويش و ربوبيّت خدا بهترين وسيله است. و براي اينكه انسان به اين توفيق راه پيدا كند، اقرار به گناه را به عنوان وسيله با مولاي خود در ميان مي گذارد. خود اين اقرار به گناه وسيله است. در مناجات شعبانيّه چنين آمده است: خدايا! تو كه دستور داده اي ما به طرف تو وسيله اي اتخاذ كنيم؛ وَ قَدْ جَعَلتُ الإقرارَ بِالذَّنبِ إلِيكَ وَسيلَتِي(5). من هيچ نردبان و وسيله اي ندارم، مگر اينكه اقرار مي كنم بد كرده ام!
اقرار به گناه نردبان خوبي است؛ از غرور آدم مي كاهد، انسان را به توبه وادار مي كند، وقتي انسان اقرار كرد و تصميم گرفت توبه كند، كم كم شامّه اش باز مي شود. حالت ذكام معنوي او بر طرف مي شود؛ وقتي انسان مذكوم نبود، ذكام نداشت، سرما خورده نبود، هم بوي بد را استشمام مي كند، هم بوي خوب را! بوي خوب و شيواي عبادت و استغفار به شامّه اش مي رسد، بوي بد گناه هم به شامّه اش مي رسد.
اين از بيانات نوراني رسول خداست كه به ما فرمود: تَعَطَّرُوا بِالإستِغفارْ لا تَفضَحَنَّكُمْ رَوائِحُ الذُّنُوبْ (7). با استغفار خود را معطّر كنيد تا بوي بد گناه شما را رسوا نكند. بالأخره گناه بد بو روزي انسان را رسوا مي كند. همه كه مثل ما مذكوم نيستند، شامّة همه بسته نيست! بسياري از جوانها، از خواهران و برادران با شامّة باز استشمام مي كنند. جامعه اي كه شهيد داده است، معطّر است. جامعة معطّر و خوشبو هم بوي خوب دارد، هم بوي خوب را استشمام مي كند.
مگر در فرهنگ ما زيارت وارث و امثال وارث نيآمده؟! مگر ما در پيشگاه شهداء و شهيدانِ امام (رض) عرض نمي كنيم: طِبتُمْ وَ طابَتِ الأرضُ الَّتِي فِيهَا دُفِنْتُمْ (8)؟! شما طيّب و طاهريد، سرزميني كه شما را پروراند طيّب و طاهر است، مزار و مرقد شما طيّب و طاهر است. خُب اين زيارت وارث به انسان شامّه مي دهد. اگر ما نتوانستيم استشمام كنيم، خيلي ها هستند؛ همانها كه شهيد داده اند، همانها هم بوي شهادت را استشمام مي كنند. و اگر چنين جامعة زنده اي ما داشتيم، بالأخره بوي بد گناه ما را مفتضح مي كند!
فعلاً بگوئيم: اَلحَمدُ للهِ الَّذِي سَتَرَ عُيُوبي وَ ذُنُوبي وَ لَمْ يَفضَحْنِي مِنْ بِينِ الخَلائِقْ (9). خدايا! تا دير نشده ما بر مي گرديم، ما معتقديم بد كرديم و تو پوشاندي. ستّار بودي، غفّار بودي؛ اميد آن هست كه در آخرت هم بپوشاني. ولي بالأخره ممكن است يك وقتي قهر خدا آن پرده را كنار بزند و سرزمين طيّب و طاهر كه مردان الهي و زنان الهي تربيت مي كند و بوي خوب اطاعت را استشمام مي كنند و بوي بد گناه را هم استشمام مي كنند، ما مفتضح بشويم.

ميان بري براي تقرب الهي
شما در دعاي كميل مي خوانيد، در ادعية ديگر مي خوانيد كه خدا به ما از هر موجودي نزديكتر است. اگر او به ما از خود ما حتّي نزديكتر بود، بخشش او هم به ما از هر چيزي نزديكتر است. يك راه ميان بري بنده با خدا دارد؛ غير از آن اسباب و وسائل، يك راه ميان بري دارد. لذا به او عرض مي كنيم: تَوَسَّلْتُ إلِيكَ بِرُبُوبيَّتِكْ.
يعني خدايا! تو كه فرمودي وَ ابتَغُوا إلِيهِ الوَسيلِه، ما توسل به ائمه داريم، نماز وسيله است، روزه وسيله است، قرائت قرآن وسيله است، درس و بحث وسيله است، احسان و نثار و ايثار وسيله است، جهاد اصغر و اكبر وسيله اند؛ همة اينها وسيله اند. امّا «توحيد ناب» وسيلة خوبي است. خدايا! عبوديت خود و ربوبيّت تو را وسيله قرار داديم. تَوَسَّلْتُ إلِيكَ بِرُبُوبيَّتِكْ. اگر چنين وسيله اي در اختيار ما هست، و اين وسيله اَقربُ الوَسائِل است و اَقويَ الوَسائِل است؛ اگر از اين وسيله ما بخواهيم مدد بگيريم، كار آساني هست؛ دفعتاً مي بينيد انسان متحوّل مي شود. و اين تحوّل باعث تهيّة ذخيره اي است كه چيزي او را عوض نمي كند.
شما تا چشم به هم بزنيد، مي بينيد ابلاغ بازنشستگي به دست يك عالم حوزوي يا دانشمند دانشگاهي دادند. طولي نمي كشد كه انسان به 60 يا 70 سالگي مي رسد! يك بيان نوراني اي امير المؤمنين (سلام الله عليه) دارد كه لحظه ها چقدر مي گذرد، به چه سرعت مي گذرد، روز مي شود. روزها به چه سرعت مي گذرد، هفته مي شود. هفته ها به چه سرعت مي گذرد، ماه و سال را پشت سر مي گذارد؛ و اين ماهها و سالها به چه سرعت مي گذرد و عمر را تأمين مي كند! تا انسان بجنبد، مي بيند: از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز/ كه تا جا گرم كردي ، گويدند خيز

مقام رضوان از آن چه كسي مي شود؟
دنيا هميشه سرد است؛ زيرا هر كسي چند لحظه اي آنجا نشست، تا جاي خود را گرم بكند، به او مي گويند: نوبت تو به سر آمده. آنگاه كسي در اين بازيگري ها پيروز مي شود كه نه كسي را فريب دهد، نه فريب كسي را بخورد؛ او به مقام رضوان بار مي يابد، إن شآءَ الله به نفس مطمئنه مي رسد، راضية مرضيه خواهد شد. از آن به بعد به او اجازة رجوع مي دهند. به برخي مي گويند: قِفُوهُمْ إنَّهُمْ مَسئُولُونْ (11). اينها را متوقف كنيد، بازداشت كنيد. به بعضي ها مي گويند: بيائيد. خدا دستور توقف به عدّه اي مي دهد، فرمان رجوع دربارة عدّه اي ديگر صادر مي كند. مائيم و ابديّت ما!
شما مي بينيد انسان اينچنين نيست كه عمرش با كهكشان ها قابل قياس باشد! انسان يك جان مجرّدي دارد كه فوق ميلياردها سال نوري است. اصلاً نه متزمّن در زمان است، نه متمكّن در مكان...

پی نوشت:
(1) سوره فجر / آيات 27 و 28
(2) الكافي / جلد 1 / صفحة 201 ـ با تلخيص
(3) سورة مائده / آية 35
(4) المصباح لِلكفعمي / صفحة 558
(5) بحار الأنوار / جلد 91 / صفحة 97
(7) وسائل الشيعه / جلد 16 / صفحة 70 ـ رُوِيَ عَنْ اَميرالمؤمنين (ع)
(8) مفاتيح الجنان / زيارت وارث
(9) مستدرك الوسائل / جلد 5 / صفحة 393
(11) سورة صافات / آية 24


مطالب مرتبط