گوشه ای از سیره امام صادق علیه السلام

صادق آل محمّد علیه السلام زندگى ای سراسر درخشان داشته است همان که هم آگاه به قرآن بود و هم عمل کننده به آن. چهره الهی این امام معصوم را با ذکر داستان هایی از زندگی آن حضرت به تصویر می کشیم

گوشه ای از سیره امام صادق علیه السلام

کمک شبانه به فقرا

در یکی از شب های بارانی، امام صادق علیه السلام از تاریکی شب استفاده کردند و تنها از منزل بیرون آمده، به طرف ظله بنی ساعده رفتند. معلی بن خنیس با خود فکر کرد که خوب است امام را در این تاریکی تنها نگذارم. با چند قدم فاصله آهسته به دنبال امام روانه شد. ناگاه! متوجه شدم چیزی از دوش امام به زمین افتاد. در آن لحظه، آهسته صدای امام را شنیدم که فرمود: «خدایا! آنچه را که بر زمین افتاد به من بازگردان».

جلو رفتم و سلام کردم. امام از صدایم، مرا شناخت و فرمود: معلی تو هستی؟ عرض کردم: بلی معلی هستم.

پس از آنکه پاسخ امام علیه السلام را دادم، دقت کردم تا ببینم چه چیز بود که به زمین افتاد. دیدم مقداری نان برروی زمین ریخته است. امام علیه السلام فرمود: معلی این ها را از روی زمین جمع کن و به من بده.

معلی نان ها را از روی زمین جمع کرد و به امام داد. انبان بزرگی پر از نان بود طوری که یک نفر به سختی می توانست آن را به دوش بکشد. معلی گفت: اجازه بده این کیسه را به دوش بگیرم.

امام فرمود: خودم به این کار از تو سزاوارترم.

امام انبان نان را به دوش کشید و راه افتادند، تا به ظله بنی ساعده محل فقرا و بیچارگان رسیدند. همه در خواب بودند. امام نان ها را در زیر لباس هر کدامشان می گذاشت به طوری که یک نفر هم باقی نماند. سپس عزم برگشتن نمود. معلی گفت: اینان که برایشان نان آوردی، آیا شیعه هستند؟ امام فرمود: نه! اگر معتقد به امامت بودند نمک هم می آوردم.[1]

امام صادق علیه السلام و ترک مجلس شراب

هارون پسر جهم نقل می کند: هنگامی که حضرت صادق علیه السلام در حیره، منصور دوانیقی را ملاقات نمود، من در خدمت ایشان بودم. یکی از سران سپاه منصور پسر خود را ختنه کرده بود. عده زیادی از اعیان و اشراف را برای ولیمه دعوت کرد. امام صادق علیه السلام نیز از دعوت شدگان بودند. سفره آماده شد و مهمانان بر سر سفره مشغول غذا خوردن شدند. در این میان، یکی از مهمانان آب خواست. به عنوان آب، جامی از شراب به دستش دادند. جام که به دست او داده شد، فورا امام صادق علیه السلام از سر سفره بلند شد و از مجلس بیرون رفت. هر چه خواستند امام را برگردانند، برنگشت و فرمود: «این سخن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است که: هر کس بر سر سفره ای بنشیند که در آنجا شراب باشد، لعنت خدا بر او خواهد بود».[2]

مهم شمردن نماز در آخرین لحظه زندگی

ابوبصیر می گوید: پس از وفات امام صادق علیه السلام من به خانه آن حضرت رفتم تا به همسرش تسلیت بگویم، وقتی آن بانو مرا دید گریست، من هم گریه کردم. سپس گفت: ای ابوبصیر! اگر در لحظات آخر عمر امام علیه السلام در کنارش بودی قضیه عجیبی را مشاهده می کردی.

گفتم: چه قضیه ای؟ گفت: دقایق آخر عمر امام علیه السلام بود که ناگهان چشمان مبارکش را باز کرد و فرمود: همین الان تمام خویشان و نزدیکان مرا حاضر کنید! ما همه را جمع کردیم، به طور که کسی از خویشان و نزدیکان امام علیه السلام باقی نماند. حضرت نگاهی به آنان کرد و فرمود: «کسانی که نماز را سبک می شمارند هرگز شفاعت ما به آنان نخواهد رسید».[3]

شکایت نکردن از مشکلات زندگی

مفضل می گوید: محضر امام صادق علیه السلام رسیدم و از مشکلات زندگی شکایت کردم. امام علیه السلام به کنیز دستور داد کیسه ای که چهارصد درهم در آن بود، به من داد و فرمود: با این پول زندگیت را سامان بده.

عرض کردم: فدایت شوم! منظورم از شرح حال این بود که در حق من دعا کنی!

امام صادق علیه السلام فرمود: دعا هم می کنم. در آخر فرمود: «مفضل! از بازگو کردن شرح حال خود برای مردم پرهیز کن. اگر چنین نکنی نزد مردم ذلیل و خوار می شوی. بنابراین برای دوری از ذلت، درد دلت را هرگز به کسی نگو».[4]

با مادر درشتی نکن

ابراهیم پسر مهزم می گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم، شب به خانه ام که در مدینه بود برگشتم، بین من و مادرم بگو و مگو شد و من به مادرم درشتی کردم فردای آن شب پس از نماز صبح، به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، پیش از آن که سخنی بگویم به من فرمود: «ای پسر مهزم! با مادرت چه کار داشتی که شب گذشته با او به درشتی سخن گفتی؟ آیا نمی دانی رحم او منزل سکونت تو و دامنش گهواره آرام بخش تو بود و پستانش ظرفی بود که از آن شیر می خوردی؟».[5]

ان شاءالله که در سیره و روش پیرو امام صادق علیه السلام باشیم و مشمول این درخواست حضرتش شویم که: «كُونُوا لنا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا علینا شَيْناً؛ با حسن اعمال، زيور ما باشيد نه مايه ننگ ما».[6]

پی نوشت ها:

[1] كافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ‏دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏، ج ‏4، ص 8.

[2] المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقى، دار الكتب الإسلامية، قم‏، 1371 ق‏، ج ‏2، ص 585.

[3] همان، ج ‏1، ص 80.

[4] رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، كشى، محمد بن عمر، به تصحیح شیخ طوسى و حسن مصطفوى، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، مشهد، 1409ق،‏ ص 184.

[5] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، صفار، محمد بن حسن‏، به تصحیح محسن بن ‏عباسعلى كوچه باغى، ‏کتابخانه آيه الله مرعشي نجفي‏، قم‏، 1404ق،‏ ج ‏1، ص 243.

[6] کافی، ج ‏2، ص 77.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر