شعر کودک

یا زینب(س)

یا زینب(س)

بعد از آن که عاشورا ///شد تمام و طوفان شد
دشمن خدا در شام ///شادمان و خندان شد

روبروی زینب(س) گفت: ///آن یزید بد کردار
از شکنجه و تهدید ///از خشونت و آزار

روبروی زینب(س) گفت:///دشمن غضب آلود
کشته ام حسینت را ///چون که دشمن ما بود

روبروی زینب(س) گفت///:دیده ای چه ها کردم؟
من سر حسینت را ///از بدن جدا کردم

دختر علی(ع) امّا ///پیرو امامش بود
یاحسین(ع)و یا زهرا(س///(بین هر کلامش بود

او یزید ظالم را ///توی کوفه رسوا کرد
دختر علی(ع)در شام ///خطبه خواند و غوغا کرد

پاسخی به ظالم داد ///بادلی جهان افروز
جز شکوه و زیبایی ///من ندیده ­ام آن روز

جمله های زیبایش ///محکم و الهی بود
مثل پرتو نوری ///در دل سیاهی بود

دختر علی(ع)آتش ///بر حکومت او زد
هر کسی از آن گفتار ///پنجه بر سر و رو زد

دختر علی(ع)نامش ///زنده است و می­ماند
توی ذهن من انگار ///هست و خطبه می خواند

اسم پاک و زیبایش ///بوده روز و شب بر لب
قلب کوچکم داغ است ///از مصیبت زینب(س)


مطالب مرتبط