«علی الاسلام السلام» (1)

حضرت خطاب به اصحاب خویش می فرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم، به درستی که به ما خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر رسیده و به تحقیق که شیعیان ...

  «علی الاسلام السلام» (1)

مریم بلوچیان طرقی، مدرس حوزه و دانشگاه

چکیده
این مقاله با نام «علی الاسلام السلام» اشاره دارد به سخن اباعبدالله (علیه السلام) که اگر یزید خلیفه شود، اسلامی باقی نمی ماند؛ و برای این که تن به بیعت اجباری ندهند حرکت تاریخی خویش را به سمت مکه و عراق شروع می کنند و در این هجرت اهل بیتشان را نیز به همراه می برند. در این سفر افرادی به خاطر مطامع دنیایی همراه حضرت شدند؛ اما وقتی دیدند که در کنار امام (علیه السلام) به آن اهداف نمی رسند راه شان را جدا کرده و امام (علیه السلام) را با کسانی که داعیه دوستی با حضرت را داشتند و خود دعوت نامه برایش فرستادند ولی شمشیر به رویش می کشند تنها گذاردند.
کلیدواژه: اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، علی الاسلام السلام، کربلا، دشمنان، یزید.

مقدمه
با این که سال های زیادی از واقعه عاشورا می گذرد باز به جهت عظیم بودن مصایبش هنوز دل هر انسان آزاده ای با شنیدن وقایعش به درد می آید. شاعران این مرز و بوم هم چون تاریخ نگاران از همدردی با این مصیبت فارغ نبوده اند، لذا درصدد بوده اند تا با اشعار خویش اخبار این واقعه را با زبان شعر به دیگران منتقل نمایند. مرحوم شهریار، این شاعر آذری زبان، برخی از اشعار خویش مانند «کاروان کربلا» را به این واقعه اختصاص داده است. این مقاله ترکیبی است از اشعار شهریار و وقایعی که تاریخ نگاران به ثبت آن لحظات دردآور و حزن انگیز پرداخته اند.

1- خروج از مدینه منوره

شیعیان دیگر هوای نینـــوا دارد حسین روی دل بــــا کــاروان کــــربــلا دارد حسین
ســروران، پــروانـگــان شـمـــع رخســـــــارش ولی چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین
سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهـد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیــان بی وفا دارد حسین

(دیوان شهریار، ج1، ص70)

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین


مروان به امام (علیه السلام) گفت: یا اباعبدالله من تو را نصیحت می کنم، مرا اطاعت کن و نصیحت مرا قبول فرما.
حضرت فرمود: نصیحت تو چیست؟ گفت: من امر می کنم تو را به بیعت یزید که بیعت او بهتر است از برای دین و دنیای تو. حضرت فرمود: «إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ، و علی الإسلام السّلام ... ؛ بر اسلام سلام باد هنگامی که امّت مبتلا شدند به خلیفه ای مانند یزید.»
شنیدم از جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که می فرمود: «خلافت حرام است بر آل ابی سفیان.»
حضرت شبِ یک شنبه دو روز به آخر رجب مانده بود، عازم خروج از مدینه شدند، ابتدا بر مزار جدش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مادرش فاطمه و برادرش حسن (علیهما السلام) رفته و با ایشان وداع کردند و سپس با فرزندان خود و فرزندان برادر و برادران خود و تمام اهل بیت خود راهی مکه شدند. (قمی، منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل (علیهم السلام)، ج 2، ص701)
با آن که امام (علیه السلام) بی وفایی های مردم کوفه را می دانند و دیگران نیز این مطلب را به ایشان یاد آور می شوند، ولی می فرمایند (رفتن) امر الهی است.
امّ سلمه خطاب به امام حسین (علیه السلام) گفت: «ای فرزند! مرا اندوه ناک مگردان به بیرون رفتن به سوی عراق؛ زیرا من شنیدم از جد بزرگوار تو که می فرمود که فرزند دلبند من حسین (علیه السلام) در زمین عراق کشته خواهد شد، در زمینی که آن را کربلا گویند.»
حضرت فرمود: «ای مادر! به خدا سوگند که من نیز این مطلب را می دانم و من لامحاله باید کشته شوم و مرا از رفتن چاره ای نیست و به فرموده خدا عمل می نمایم.» (همان، ص704)
آن حضرت در شب جمعه که سوم ماه شعبان بود وارد مکه معظّمه شدند و چون داخل مکه شدند، به این آیه مبارکه تمثّل جستند: «وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْینَ قالَ عَسی رَبِّی أَنْ یهْدِینِی سَواءَ السَّبِیلِ؛ چون حضرت موسی (علیه السلام) متوجه شهر مدین شد، گفت: امید است که پروردگار من، هدایت کند مرا به راه راست که مرا به مقصود برساند.» (قصص: 22)

امام حسین (علیه السلام) فرمود: «إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، و على الإسلام السّلام ... ؛ بر اسلام سلام باد هنگامى که امّت مبتلا شدند به خلیفه اى مانند یزید


2-
خروج از مکه معظّمه


از حریم کعبه ی جدش به اشکی شُست دست مروه پشت سر نهاد، اما صفــا دارد حسین

(دیوان شهریار، همان)


چون حضرت سید الشهداء (علیه السلام) در سوم ماه شعبان سال شصت هجری، از بیم آسیب مخالفان، مکه معظمه را به نور قدوم خود منور گردانیده در بقیه آن ماه و رمضان و شوال و ذی القعده در آن شهر به عبادت حق تعالی پرداخت و در آن مدّت جمعی از شیعیان از اهل حجاز و بصره نزد آن حضرت می آمدند. وقتی ماه ذی الحجه شد، حضرت مُحرم شدند، روز ترویه (یعنی هشتم ذی الحجه) عمرو بن سعید بن العاص با جماعت بسیاری به بهانه حج به مکه آمدند، و از جانب یزید مأمور بودند که آن حضرت را گرفته به نزد او برند یا آن جناب را به قتل رسانند.
حضرت چون بر ضمیر ایشان مطلع بود از احرام حج به عمره عدول نموده و طواف خانه و سعی ما بین صفا و مروه به جا آورد و مُحِل شد و در همان روز قصد عراق نمود.
ابن عباس نقل می کند: دیدم حضرت امام حسین (علیه السلام) را پیش از آن که متوجه عراق گردد، بر در کعبه ایستاده بود و دست جبرئیل در دست او بود، و جبرئیل مردم را به بیعت آن حضرت دعوت می کرد و ندا می داد که: «هلمّوا الی بیعة الله؛ بشتابید ای مردم به سوی بیعت خدا.» (قمی، همان، ص 753)

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد، اما صفـــا دارد حسین


3- منزل به منزل

پیش رو راه دیـار نیستی، کافیــش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

(دیوان شهریار، همان)


از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده است که:
در شبی که حضرت سید الشهداء (علیه السلام) عازم بود که صبح آن از مکه بیرون رود، محمد بن حنفیه به خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد: ای برادر! همانا اهل کوفه کسانی هستند که دانستی چگونه با پدر و برادر تو دشمنی کردند و مکر نمودند. من می ترسم که با شما نیز چنین کنند، پس اگر نظر شریفت قرار گیرد که در مکه بمانی که حرم خدا است عزیز و مکرّم خواهی بود و کسی متعرض شما نخواهد شد.
حضرت فرمود: ای برادر، من می ترسم که یزید مرا در مکه ناگهانی شهید گرداند و به این سبب حرمت این خانه محترم ضایع گردد.
محمد گفت: اگر چنین است پس به جانب یمن برو، یا متوجه بادیه شو که کسی بر تو دست نیابد.
حضرت فرمود که: در این باب فکری کنم. چون هنگام سحر شد حضرت از مکه حرکت نمود، چون خبر به محمد رسید بی تابانه آمد و مهار ناقه آن حضرت را گرفت، عرض کرد: ای برادر! به من وعده نکردی در آن عرضی که دیشب کردم تأمل کنی؟ فرمود: بلی.
عرض کرد: پس چه باعث شد شما را که به این شتاب از مکه بیرون می روی؟
فرمود که: چون تو از نزدم رفتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد من آمد و فرمود که: «ای حسین! بیرون رو همانا خدا خواسته که تو را کشته راه خود ببیند.» محمد حنفیه گفت: «إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ» (قمی، همان، ص755؛ ابن طاووس، الملهوف علی قتلی الطّفوف، ص 60 تا 65)

4- بردن اهل حرم چرا؟

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش ازین ها حرمت کوی منـا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

(دیوان شهریار، همان)

بردن اهل حرم دستــور بود و سرّ غیب ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین


محمد ابن حنفیه گفت: حال که به عزم شهادت می روی، پس چرا این زن ها را با خود می بری؟ فرمود که: خدا خواسته آنها را اسیر ببیند. (قمی، همان، ص755)
پاسخ حضرت در بردن اهل بیت به همراه خویش به ام سلمه این بود: «ای مادر! خداوند مقدّر فرموده و خواسته مرا ببیند که من به جور و ستم شهید گردم و اهل بیت و زنان و جماعت مرا متفرّق و پراکنده دیدار کند و اطفال مرا مذبوح و اسیر در غل و زنجیر نظاره فرماید، در حالتی که ایشان استغاثه کنند و هیچ ناصری و معینی نیابند.» (قمی، همان، ص704)

5- دوست بی وفا و دشمن بی امان


دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفــا با کدامین سر کند، مشکل دو تا دارد حسین

(دیوان شهریار، همان)


5-1. دوستانش بی وفا
حضرت خطاب به اصحاب خویش می فرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم، به درستی که به ما خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر رسیده و به تحقیق که شیعیان ما دست از یاری ما برداشته اند پس هر که خواهد از ما جدا شود بر او حرجی نیست.» پس جمعی که برای طمع مال و غنیمت و راحت و عزت دنیا با آن جناب همراه شده بودند، متفرق شدند و اهل بیت (علیهم السلام) و خویشان آن حضرت و جمعی که از روی یقین و ایمان اختیار ملازمت آن سرور را نموده بودند، ماندند.» (قمی، همان، ص769؛ طبری، تاریخ طبری، ج 5، ص 397؛ اخطب خوارزم، مقتل الحسین (علیه السلام)، ج 1، ص 228؛ اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص 110؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج 44، ص 372)

5-2. دشمنانش بی امان
از آن روزی که عمر بن سعد به کربلا رسید، پیوسته عبیدالله بن زیاد لشکر برای او روانه می کرد، تا آن که به روایتی تا ششم محرم بیست هزار سوار نزد آن ملعون جمع شد. موافق بعضی از روایات پیوسته لشکر آمد تا به تدریج سی هزار سوار نزد عمر بن سعد جمع شد، و عبیدالله بن زیاد برای عمر بن سعد نوشت که عذری از برای تو نگذاشتم در باب لشکر، باید مردانه باشی و آن چه واقع می شود در هر صبح و شام به من خبر دهی. (قمی، همان، ص788)

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفــا با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین


حاصل کلام:
یزید آشکارا با دستورات دینی که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده بود، مخالفت می کرد؛ لذا با خلیفه شدنش از اسلام دیگر چیزی باقی نمی ماند. پس به گفته امام حسین (علیه السلام)، فردی همچون اباعبدالله نمی تواند با فردی همچون یزید بیعت نماید؛ در این صورت است که امام (علیه السلام) تصمیم بر ترک مدینه می گیرد تا به این بیعت تحمیلی تن ندهد، امام حسین علیه السلام با اهل بیت خویش از مدینه به سمت مکه حرکت می نماید در حالی که دشمنانش در پی او بودند.

با توفیق الهی در نوشتار بعد با عنوان: «علی الاسلام السلام» (2) ادامه بحث را پی خواهیم گرفت.

منابع
* قرآن کریم.
1. بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
2. تاریخ طبری، طبری، محمد بن جریر، بیروت، بی نا، بی تا.
3. دیوان شهریار، شهریار، محمد حسین، بی جا، نگاه، 1389.
4. مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، بیروت، اعلمی، بی تا.
5. مقتل الحسین (علیه السلام)، اخطب خوارزم، موفق بن احمد، قم، انوارالهدی، بی تا.
6. الملهوف علی قتلی الطفوف، ابن طاووس، علی بن موسی، دوم، تهران، دارالاسوه، بی تا.
7. منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل (علیهم السلام)، قمی، عباس، قم، هجرت، بی تا.

برای مطالعه «علی الاسلام السلام» (2) کلیک نمایید

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر