«علی الاسلام السلام» (2)

پس سپاهیان بر آن حضرت حمله کردند و آن جناب مانند شیر غضبناک پیش آمد و شمشیر بر آنان کشید آن گروه انبوه را چنان به خاک می افکند که باد خزان برگ درختان را...

  «علی الاسلام السلام» (2)

مریم بلوچیان طرقی، مدرس حوزه و دانشگاه

چکیده
قسمت دوم مقاله «علی الاسلام السلام» به دردناک ترین قسمت های واقعه عاشورا یعنی زمانی که اباعبدالله (علیه السلام) تمام یاران خویش حتی کوچک ترین یاورش علی اصغر (علیه السلام) را از دست داده است، می پردازد.
اکنون امام (علیه السلام) با یک عده زن بی سرپرست و تنها فرزندش که به امر الهی در آن روز بیمار بود تا چراغ دیگر هدایت از گزند نامردمان زمان در امان بماند، تنهاست. امام با دستان مبارکش دشمن خویش را سیراب می کند، اما لشکر کفر فرزند پیامبر را از آب منع می کند، در حالی که یهود و نصارا مجاز به نوشیدن از آن بودند؛ با تیر، نیزه، کمان و سنگ و ... به او حمله می نمایند تا این که او را از پای در آوردند و حتی بر بدن بی جان حضرت نیز رحم نکردند، در آخر اموال امام را به عنوان غنیمت جنگی به یغما بردند.
کلیدواژه: امام حسین (علیه السلام)، شهریار، شعر کربلا، علی الاسلام السلام، کربلا، شهادت.

مقدمه
این مقاله اشاره به غم انگیزترین قسمت واقعه عاشورا دارد، زمانی که دشمنان اباعبدالله را تک و تنها و بدون یاور محاصره کرده و هر کدام هر چه از دستشان بر می آید انجام می دهند تا خوش خدمتی خویش را پیش خلیفه ستمکار اثبات نمایند.
کوفیان کسی را به شهادت رسانند که خودشان دعوت کرده بودند؛ و او با سر و جان به همراه اهل بیتش به سویشان آمد تا از ظلم و ستمی که از طرف یزید و عمالش بر آنان اعمال می شد، برهاند و با رأفت مهربانی آنها را، به صراط مستقیم هدایت نماید. حال آن که به فرموده حضرت مردم بنده دنیایند و دین لقلقه زبانشان است نه در قلب هایشان.

1- سیراب نمودن دشمن با دست خویش

آبِ خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عـزت و آزادگـی بیـن تا کجـا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین
سیــرت آل علی با ســرنــوشت کربلاست هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

(دیوان شهریار)

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین


حرّ با هزار سوار رسید و در شدت گرما در برابر لشکر امام (علیه السلام) صف کشیدند، آن جناب نیز با یاران خود شمشیرهای خود را حمایل کرده و در مقابل ایشان صف بستند، حضرت به اصحاب و جوانان خود امر نمود که ایشان و اسب های ایشان را آب دهند. پس آنها ایشان را آب داده و ظروف و طشت ها را پر از آب می نمودند و به نزدیک چهارپایان ایشان می بردند و صبر می کردند تا چهار پایان به نهایت سیراب شوند. علی بن طعان محاربی می گوید: من آخر کسی بودم از لشکر حرّ که آن جا رسیدم و تشنگی بر من و اسبم بسیار غلبه کرده بود، چون حضرت حال عطش من و اسب مرا ملاحظه نمود، با دست مبارک خویش مرا سیراب نمود. (ر.ک: شوشتری، احقاق الحق، ج 11، ص 436؛ میرزا قاجار، قمقام زخار، ص350؛ قمی، منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل علیهم السلام، ج 2، ص772)
این در حالی است که عبیدالله ابن زیاد نامه نوشت برای عمر بن سعد که یابن سعد! حایل شو میان حسین (علیه السلام) و اصحاب او و میان آب فرات و کار را بر ایشان تنگ کن و مگذار که یک قطره آب بچشند.
در روزی که او را محصور کردند. پس چون این نامه به عمر بن سعد رسید، همان وقت عمر بن حجّاج را با پانصد سوار بر شریعه موکل گردانید و آن حضرت را از آب منع کردند، و این واقعه سه روز قبل از شهادت آن حضرت واقع شد. (مفید، الارشاد، ج 2، ص 84-86؛ قمی، همان، ج 2، ص788 و 787)

ابن زیاد نامه نوشت براى عمر سعد که یا بن سعد! حایل شو میان حسین و اصحاب او و میان آب فرات و کار را بر ایشان تنگ کن و مگذار که یک قطره آب بچشند.


2- صحنه های اشک و خون

بعد ازینش صحنـه ها و پـرده ها اشک است و خون دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگــانه شد دیــدم هنــوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمــر گـویــــد گوش کـردم تا چه خـواهــد از خــــدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشــک خــونـیــن گــــو بـیــــا بنشـیــــن بــه چـشــــــم شهریار کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

(دیوان شهریار)


حضرت تمام یاران با وفای خویش را از دست داده است، اکنون او تنها رزمنده میدان در برابر یزیدیان است، حضرت یک هزار و نهصد و پنجاه تن از آن لشکر را به درک فرستاد، سوای آن چه را که زخم دار و مجروح نموده بود. پس آن لشکر فراوان از هر جانب بر آن بزرگوار حمله آوردند و تیراندازان که عدد آنها چهار هزار به شمار می رفت (ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 110) تیرها بر کمان نهادند و به سوی آن حضرت رها کردند. (قمی، همان، ص897)
پس سپاهیان بر آن حضرت حمله کردند و آن جناب مانند شیر غضبناک پیش آمد و شمشیر بر آنان کشید آن گروه انبوه را چنان به خاک می افکند که باد خزان برگ درختان را. سپس از کثرت تشنگی راه فرات در پیش گرفت، کوفیان می دانستند که اگر آن جناب آب بنوشد قدرتش ده برابر شده و افراد زیادتری را می کشد. لاجرم در راه شریعه صف بستند و راه آب را مسدود نمودند و هرگاه آن حضرت قصد فرات می نمود بر او حمله می کردند و او را بر می گردانیدند.

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین


اعور سلمی و عمرو بن حجّاج با چهار هزار مرد کمان دار نگهبان شریعه بودند ... پس حضرت به اسب خویش فرمود: آب بخور و کفی آب برداشت تا آن حیوان بیاشامد؛ که ناگاه سواری فریاد برداشت که ای حسین (علیه السلام)! تو آب می نوشی و لشکر به سراپرده ات می روند و هتک حرمت تو می کنند. چون آن معدن حمیت و غیرت این کلام را از آن ملعون شنید، آب از کف ریخت و به سرعت از شریعه بیرون تاخت و بر لشکر حمله کرد تا به سراپرده خویش رسید. (قمی، همان، ص898) معلوم شد که کسی متعرّض خیام نگشته و گوینده این خبر حیله کرده است. (ر.ک: مجلسی، بحارالأنوار، ج 45، ص 51)
در این وقت حضرت از بسیاری جراحت و کثرت تشنگی و بسیاری ضعف و خستگی توقف نمود تا ساعتی استراحت کرده باشد که ناگاه ظالمی سنگی انداخت به جانب آن حضرت، آن سنگ بر جبین مبارکش رسید و خون بر صورت نازنینش جاری گردید. حضرت جامه خویش را برداشت تا چشم و چهره خود را از خون پاک کند که ناگاه تیری که پیکانش زهرآلوده و سه شعبه بود بر سینه مبارکش رسید. (قمی، همان، ص900)
سید ابن طاووس روایت کرده که:
چون از کثرت زخم و جراحت اندامش سست شد و قوت کارزار از او رفت و مثل خار پشت بدنش پر از تیر شده بود، در این وقت صالح بن وهب المزنی وقت را غنیمت شمرده از کنار حضرت آمد و با قوت تمام نیزه بر پهلوی مبارکش زد چنان که از اسب افتاد و روی مبارکش از طرف راست بر زمین آمد و در این حال فرمود:
«بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله» پس برخاست و ایستاد. (ابن طاووس، همان، ص 174)

حضرت از بسیارى جراحت و کثرت تشنگى و بسیارى ضعف و خستگى توقف نمود تا ساعتى استراحت کرده باشد که ناگاه ظالمى سنگى انداخت به جانب آن حضرت، آن سنگ بر جبین مبارکش رسید و خون بر صورت نازنینش جارى گردید.


راوی گفت که: شمر بن ذی الجوشن لشکر خود را ندا داد، برای چه ایستاده اید و انتظار چه می برید؟ چرا کار حسین (علیه السلام) را تمام نمی کنید؟ پس همگی بر آن حضرت از هر سو حمله کردند، حصین بن تمیم تیری بر دهان مبارکش زد، ابو ایوب غنوی تیری بر حلقوم شریفش زد، و زرعة بن شریک بر کتف چپش زد و قطعش کرد و ظالمی دیگر بر دوش مبارکش زخمی زد که آن حضرت با صورت افتاد و چنان ضعف بر آن حضرت غالب شده بود که گاهی به مشقت زیاد برمی خاست، طاقت نمی آورد و بر روی زمین می افتاد تا این که سنان ملعون نیزه بر گلوی مبارکش فرو برد، پس بیرون آورد و فرو برد در استخوان های سینه اش و بر این هم اکتفا نکرد، آن گاه کمان گرفت و تیری بر نحر شریف آن حضرت افکند.
در روایت ابن شهر آشوب است که آن تیر بر سینه مبارکش رسید، پس آن حضرت بر زمین واقع شد، و خون مقدسش را با کف های خود می گرفت و می ریخت بر سر خود چند مرتبه، پس عمر سعد گفت به مردی که در طرف راست او بود از اسب پیاده شو و به سوی حسین (علیه السلام) رو و او را راحت کن. خولی بن یزید چون این شنید به سوی قتل آن حضرت سبقت کرد دوید، چون پیاده شد و خواست که سر مبارک آن حضرت را جدا کنده لرزشی او را گرفت و نتوانست. (ابن شهر آشوب، همان، ج 4، ص 111؛ بلاذری، انساب الاشراف، ص 203؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 78)
شمر به وی گفت: خدا بازویت را پاره پاره گرداند، چرا می لرزی؟ پس خود آن ملعون کافر سر مقدس آن مظلوم را جدا کرد. (مفید، همان، ج 2، ص 112؛ قمی، همان، ص906 و 905)
پس در این هنگام غبار سختی که سیاه و تاریک بود در هوا پیدا شد و بادی سرخ وزیدن گرفت و چنان هوا تیره و تار شد که هیچ کس اثری از دیگری نمی دید، مردمان منتظر عذاب و آماده عقاب بودند تا این که پس از ساعتی هوا روشن شد و ظلمت مرتفع گردید. (ابن طاووس، همان، ص 177)

پس در این هنگام غبار سختى که سیاه و تاریک بود در هوا پیدا شد و بادى سرخ وزیدن گرفت و چنان هوا تیره و تار شد که هیچ کس اثرى از دیگرى نمى‏دید، مردمان منتظر عذاب و آماده عقاب بودند.


حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: در آن هنگامی که حضرت امام حسین (علیه السلام) شهید گشت، لشکریان شخصی را نگریستند که صیحه و نعره می زند، گفتند: بس کن ای مرد این همه ناله و فریاد برای چیست؟ گفت: چگونه صیحه نزنم و فریاد نکنم و حال آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را می بینم ایستاده، گاهی نظر به سوی آسمان می کند و زمانی حربگاه شما را نظاره می فرماید. از آن می ترسم که خدا را بخواند و نفرین کند و تمام اهل زمین را هلاک نماید و من هم در میان ایشان هلاک شوم. (مجلسی، همان، ج 45، ص 173؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، باب نوادر الزیارات، ص 554؛ قمی، همان، ص907)

رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین


3- به تاراج بردن اموال دردانه هستی

رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

(دیوان شهریار)


زمانی که لشکر، آن حضرت را شهید کردند به جهت طمع دزدیدن لباس او بر جسد مقدس آن شهید مظلوم روی آوردند، پیراهن شریفش را اسحاق بن حیوة [حوبة] حضرمی برداشت و بر تن پوشید - در حالی که در آن پیراهن بیش از 110 سوراخ تیر و نیزه و شمشیر بود - و بعد از آن بیماری برص گرفت و موی سر و رویش ریخت، (ابن طاووس، همان، ص 177- 178) عمامه آن حضرت را اخنس ابن مرثد و به روایت دیگر جابر بن یزید ازدی برداشت و بر سر بست، که دیوانه یا مجذوم شد. (مجلسی، همان، ج 45، ص 57) نعلین مبارکش را اسود بن خالد ربود و انگشتر آن حضرت را بحدل بن سلیم با انگشت مبارکش قطع کرد و ربود. مختار به سزای این کار دست ها و پاهای او را قطع نمود و گذاشت او را در خون خود بغلطید تا به جهنم واصل گردید. و قطیفه خز آن حضرت را، قیس بن اشعث برد (ابن طاووس، همان، ص 178) و از این جهت او را قیس القطیفه نامیدند. روایت شده که آن ملعون مجذوم شد، اهل او از او کناره کردند و او را در زباله دانی افکندند و هنوز زنده بود که سگ ها گوشتش را می دریدند. و زره آن حضرت را عمر سعد برگرفت و وقتی که مختار او را کشت آن زره را به قاتل او ابو عمره بخشید. آمده است که آن حضرت دو زره داشته؛ زیرا گفته اند که زره دیگرش را مالک بن یسر ربود و دیوانه شد و شمشیر آن حضرت را جمیع بن الخلق أودی و به قولی اسود بن حنظله تمیمی و به روایتی فلافس نهشلی برداشت و این شمشیر غیر از ذو الفقار است زیرا که ذو الفقار از ذخایر نبوّت و امامت مصون و محفوظ است. (ر.ک: مجلسی، همان، ص 58؛ ابن طاووس، همان، ص 179- 180؛ قمی، همان، ص911)
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز در زیارت ناحیه مقدسه با اشاره به کلام حضرت که با به خلافت رسیدن یزید فرمودند: «علی الاسلام السلام»، می فرماید: «با کشتن اباعبدالله اسلام را کشتند.»
چنان که در زیارت ناحیه مقدسه می خوانیم: «ای وای بر این سرکشان گناهکار!، چه این که با کشتنِ تو اسلام را کشتند و نماز و روزه (خدا) را رها نمودند، و سُنّت ها و احکام (دین) را از بین بردند و پایه های ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف کردند.» (ابن طاووس، مصباح الزائر، زیارت ناحیه مقدسه، ص221)

نتیجه:
این ها همه گوشه ای است از اعمال زشت و پلید کوفیان، که نسبت به فرزند پیامبر خویش انجام دادند، امامی که خود برای کمک دعوتش کردند اما آب را بر او و اهل بیتش بستند و با فجیع ترین وضع او و فرزندان و یارانش را به شهادت رساندند و با کشتن امام (علیه السلام) و خلیفه شدن یزید، اسلام را کشتند و سنت های الهی را از بین بردند. "الا لعنۀ الله علی القوم الظالمین"

منابع
* قرآن کریم
1. احقاق الحق، شوشتری، نورالله بن شریف الدین، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، بی تا.
2. الارشاد، مفید، محمد بن محمد، قم، مکتمر العالمی، 1372.
3. انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، بیروت، دارالفکر، بی تا.
4. بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
5. دیوان شهریار، شهریار، محمد حسین، بی جا، نگاه، 1389.
6. قمقام زخار، میرزا قاجار، فرهاد، تهران، کتابچی، 1379.
7. کامل الزیارات، ابن قولویه، جعفر بن محمد، تهران، پیام حق، 1377.
8. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، علی بن محمد، بیروت، دار صادر، بی تا.
9. مصباح الزائر، ابن طاووس، علی بن موسی، قم، آل البیت (علیهم السلام)، بی تا.
10. الملهوف علی قتلی الطّفوف، ابن طاووس، علی بن موسی، دوم، تهران، دارالاسوه، بی تا.
11. مناقب، ابن شهر آشوب، محمد بن علی، قم، حیدریه، بی تا.
12. منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل (علیهم السلام)، قمی، عباس، قم، هجرت، بی تا.



برای مطالعه «علی الاسلام السلام» (1) کلیک نمایید

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر