ايمان و تقوى نه تنها سرچشمه بركات معنوى است كه موجب زیادی روزی های مادى و فراوانی نعمت و آبادى و عمران و بركت مادى نيز مى‏ باشد.

 ایمان و تقوا سرچشمه برکات مادی و معنوی

ایمان و تقوا سرچشمه برکات مادی و معنوی

در آيات 16 و 17 سوره جن سخن از پاداش دنيوى مؤمنان است، مى‏ فرمايد: «اگر آن ها (جن و انس) بر طريقه ايمان استقامت ورزند ما آن ها را با آب فراوان سيراب مى‏ كنيم»(وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً). باران رحمت خود را بر آن ها فرو مى ‏باريم، و منابع و چشمه‏ هاى آب حيات بخش را در اختيارشان مى‏ گذاريم، و آنجا كه آب فراوان است همه چيز فراوان است، و به اين ترتيب آن ها را مشمول انواع نعمت ها قرار مى‏ دهيم.

اين براى چندمين بار است كه قرآن مجيد روى اين مطلب تكيه مى‏ كند كه ايمان و تقوى نه تنها سرچشمه بركات معنوى است كه موجب زیادی روزی های مادى و فراوانی نعمت و آبادى و عمران و بركت مادى نيز مى‏ باشد. البته آن چه مايه فراوانی نعمت مى ‏شود، استقامت بر ايمان است نه اصل ايمان، زيرا ايمان موقت و زودگذر نمى ‏تواند چنين بركاتى از خود نشان دهد، مهم استقامت بر ايمان و تقوى است كه پاى بسيارى در آن لنگ و لرزان است.

سپس به حقيقت ديگرى در همين رابطه اشاره كرده، مى ‏افزايد: «منظور اين است كه ما آن ها را با فراوانی نعمت بيازمائيم»(لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ). آيا فزونى نعمت مايه غرور و غفلت آن ها مى ‏شود؟ يا سبب بيدارى و شكر گزارى و توجه بيشتر به خدا؟

و از اينجا روشن مى ‏شود كه يكى از اسباب مهم امتحان الهى فراوانی نعمت است، و اتفاقا آزمايش به وسيله نعمت از آزمايش به وسيله عذاب سخت ‏تر و پيچيده‏ تر است، زيرا طبيعت فزونى نعمت، سستى و تنبلى و غفلت و غرق شدن در لذائذ و شهوات است، و اين درست چيزى است كه انسان را از خدا دور مى‏سازد و ميدان را براى فعاليت شيطان آماده مى‏كند تنها كسانى مى ‏توانند از عوارض نامطلوب فراوانی نعمت در امان بمانند كه همیشه به ياد خدا باشند، ذكر او را فراموش نكنند، و با يادآوري هاى مداوم خانه قلب را از نفوذ شياطين حفظ کنند. از این رو می فرماید: « و هر كس از ذكر پروردگارش روى گردان شود، او را به راه عذاب شديد و روز افزونى مى ‏برد» (وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً).

به اين ترتيب، در این آيات، از يك سو رابطه ايمان و تقوى را با فراوانی نعمت بيان مى‏كند، و از سوى ديگر رابطه فزونى نعمت را با آزمون هاى الهى، و از سوى سوم رابطه روی گرداندن از خدا را با عذاب مشقت ‏بار و روز افزون، و اين ها حقايقى است كه در آيات ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده است. چنان كه می فرماید: «هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت».(طه/124).

آرى تقوا است كه به انسان آگاهى مى ‏دهد، همانگونه كه آگاهي ها به انسان تقوا مى‏ بخشد، يعنى اين دو در يكديگر تاثير متقابل دارند، لذا در حديث معروفى مى‏ خوانيم: «هر گاه شياطين و خوهاى شيطانى بر قلب هاى آدميان مسلط نمى‏ شدند مى ‏توانستند به ملكوت و باطن آسمان و جهان هستى بنگرند». تقوا يك نيروى كنترل درونى است كه انسان را در برابر طغيان شهوات حفظ مى‏ كند، و در واقع نقش ترمز نيرومندى را دارد كه ماشين وجود انسان را در پرتگاه ها حفظ و از تندروي هاى خطرناك، باز مى ‏دارد.

در حدیثی امير مؤمنان على (ع) مى ‏فرمايد: «تقوا همچون مركبى است راهوار كه صاحبش بر آن سوار است و زمامش در دست او است و تا دل بهشت او راه پيش مى‏ برد»(1) البته تقوا به اين نيست كه انسان انزوا و گوشه گيرى انتخاب كند، بلكه بايد در دل اجتماع باشد و اگر اجتماع آلوده بوده خود را حفظ كند.

#قرآن #ایمان #تقوا #برکات_مادی #برکات_معنوی

علی کفشگر فرزقی

منبع: تفسير نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج‏25، ص: 121و ج 23،ص399

-------------

پی نوشت:

1. الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 67 نقل ازتفسیر نمونه،ناصر مکارم شیرازی،ج23، ص 399


مطالب مرتبط