برخورد ائمه (علیهم السلام) با عالمان اهل سنت

برخورد ائمه (علیهم السلام) با عالمان اهل سنت

اهل بیت (علیهم السلام) هم در رفتار اجتماعى و روزمره و هم در عرصه هاى علمى، مدارا و نرمش با مخالفان مذهب را به شکل کاملى متجلى مى کردند، به گونه اى که حتى فقهاى اهل سنت نیز همیشه ایشان را منبع راستین علم و فضیلت مى دانستند؛ در حالى که از محورهاى مورد اختلاف عقیدتى با ایشان آگاه بودند. مسلماً امامت مذهب خاصى، مثل مذهب شیعة امامیه را داشتن و در عین حال محبوب و مراد پیشوایان مذاهب دیگر بودن، مداراى عمیق و وسیعى را در رفتار عملى مى طلبد که باعث جذب و جلب نظر مخالفان شود؛ زیرا کوچکترین برخورد تند و بدرفتارى باعث تنفر و دورى مخالفان مى شود. ملاقات گسترده و طولانى بزرگان معتزله مثل عمر و بن عبید، واصل بن عطاء و حفص بن سالم با امام صادق (علیه السلام) از یک سو و نیز بزرگانى چون سفیان ثُورى، مالک بن أَس، ابوحنیفه، یحیى بن سعید أنصاری، إبن جَریج، محمد بن اسحاق، شعبة بن حجّاج، ایّوب سجستانی و... از سوى دیگر، همگى بیان کنندة جلوه هایى بارز در رفتارآن امام همام (علیه السلام) است.[1] آن چنان که ابوحنیفه که در مجالس تدریس امام صادق (علیه السلام) دو سال را سپرى نموده بود، راجع به آن سالها مى گوید: «لَولا السّنتانِ لَهَلَکَ النُّعمانُ[2]؛ اگر آن دو سال نبود، نعمان (= ابوحنیفه) هلاک مى شد.
و یا آنکه مالک بن انس دربارة امام صادق (علیه السلام) مى گوید: «مَا رأت عَینٌ و لا سَمِعت أُذُنٌ و لا خَطَرَ عَلَی قَلبِ بَشَرٍ أفضَلَ مِن جعفرِ بنِ محمدِ الصادقِ فَضلاً و علماً وَ عِبادَةً وَ وَرَعا»[3]؛ هیچ چشمى ندیده است و هیچ گوشى نشنیده است و بر دل هیچ بشرى خطور نکرده است کسى که از جهت فضل و علم و عبادت و َورَع، برتر از جعفر صادق (علیه السلام) بوده باشد.
و در سخنى دیگر دربارة فضیلت و عظمت امام صادق (علیه السلام) مى گوید: «مدتى خدمت جعفر بن محمد (علیه السلام) مشرف مى شدم. آن حضرت اهل مزاح بود و همواره تبسم ملایمى بر لبهایش نقش مى بست. هنگامى که در محضر او نامى از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) برده مى شد، رنگش به کبودى و سپس به زردى مى گرایید. مدت زمانى با ایشان رفت و آمد داشتم و او را خارج از سه حال ندیدم؛ یا نماز مى گزارد و یا روزه بود و یا به قرائت قرآن اشتغال داشت و هرگز بدون وضو از حضرت رسول (صلى االله علیه و آله و سلم) نقل حدیث نمى فرمود و سخنى به گزاف نمى گفت. ایشان [به تعبیر قرآن] از آن دسته از علماى زاهدى بود که ترس از خدا سراسر وجودش را فرا گرفته بود. هرگز به خدمت او شرفیاب نشدم جز این که زیراندازش را از زیر پاى خود بر مى داشت و زیر پاى من مى گذاشت.» [4]
همچنان که در نقل معروف دیگرى نیز، وى با تأکید بر همین سخنان مى گوید: «هنگامى که بر امام جعفر صادق (علیه السلام) وارد مى شدم، براى من پشتى و تکیه گاه گذاشته، ارج و منزلتى برایم قائل می شدند و می فرمودند: «یا مالکُ انّی احبّک! فکنت اسرّ بذلک و احمدُ الله علیه»[5]؛ یعنی ای مالک! من حقاً تو را دوست دارم و من در برابر این سخن مسرور مى شدم و حمد خداوند را به پاس این محبت حضرت به جاى مى آوردم.

اهل بیت (علیهم السلام) هم در رفتار اجتماعى و روز مره و هم در عرصه هاى علمى، مدارا و نرمش با مخالفان مذهب را به شکل کاملى متجلى مى کردند.


سفیان ثُوری هم که در منابع اهل سنت به زهد و علم شهرت دارد همراه نصیر بن کثیر نزد امام صادق (علیه السلام) زانوى ادب زده و از آن حضرت بهرة علمى و اخلاقى برده است. همچنان که امام نیز به وى مى گفتند: «اى سفیان! تو مردى مورد توجه هستى و من مردى هستم که زبان ها رو به او شتاب دارند [مجازاً یعنى چیزهاى زیادى برایش نقل مى شود و اطلاعش زیاد است]؛ پس بپرس از آنچه بر تو ظاهر گشته است [و شبهه دارى]!.»[6]
شخصی به نام مُرازِم می گوید: «امام صادق (علیه السلام) براى رساندن نامه اى مرا مأمور کرد، هنگامى که خارج شدم مرا صدا زد و فرمود: اى مرازم! چرا بین تو و بین مردم [مخالفان] جز خیر و نیکى نباشد گرچه به ما دشنام دهند؟!»[7]
ابن مسکان نیز می گوید: «امام صادق (علیه السلام) فرمودند: به گمانم هرگاه در پیش رویت کسى به علی (علیه السلام) دشنام گوید و تو قدرت داشته باشى، بینى آن دشنام دهنده را از بیخ مى کنى! گفتم: آرى به خدا فدایت شوم من و خانواده ام این چنین هستیم.»[8]
امام (علیه السلام) فرمودند: «اینکار را نکن، به خدا قسم چه بسیار شنیدم که کسى به علی (علیه السلام) دشنام مى داد در حالى که بین من و او ستونى بیش فاصله نبود و من خود مرا پشت آن پنهان مى نمودم، هرگاه نماز مرا تمام مى کردم، از کنار او مى گذشتم و سلامش مى کردم و مصافحه مى نمودم.»
مدارا و برخورد عالمانة امام صادق (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) با پیشوایان مذاهب اهل سنت، به حدى بود که حتى مخالفت شدید آنها با روش هاى اجتهادى برخى از این پیشوایان، مانع ملاقات هاى مکررشان با ائمه (علیهم السلام) نمى شد و این خود نشان مى دهد که چگونه شخصیتى بزرگ مانند امام صادق (علیه السلام) رفتارى نیک و پسندیده با پیشوایانى مانند ابوحنیفه داشتند که حتى مخالفت قاطع با روش وى باعث نمى شد که او از امام صادق (علیه السلام) و استفاده بردن از محضر ایشان دست بردارد. همچنان که ابو زهره عالم سنى در این زمینه مى نویسد: «علماى اسلام با تمام اختلاف نظرها و تعدد مشرب هایشان در هیچ چیز بسان اتفاق نظرشان در خصوص فضیلت مندى و برترى امام صادق (علیه السلام) و علمش اتفاق نظر ندارند.[9]
شدت اهتمام ائمه (علیهم السلام) به حفظ وحدت و انسجام امّت اسلامی را می توان بدان اندازه یافت که حتى آن بزرگواران، شیعیان را در مقابل توهین به وجود مقدس شان نیز به صبر فرا مى خواندند و از آنها مى خواستند که جز خیر و نیکى چیزى در میان آنها و مخالفان وجود نداشته باشد،

حفظ وحدت و انسجام امّت اسلامی را می توان بدان اندازه یافت که حتى آن بزرگواران، شیعیان را در مقابل توهین به وجود مقدس شان نیز به صبر فرا مى خواندند.


آرى تردیدى در آن نیست که وجود امام صادق (علیه السلام) و سایر اهل بیت (علیهم السلام) همواره در عمل و گفتار بر انسجام و وحدت میان مسلمین تأکید داشته اند؛ امرى که مى تواند مردم را در فضاى صلح وآرامش قرار داده، سایر مسلمانان را نسبت به وجود پر برکت اهل بیت (علیهم السلام) آگاه سازد و از این جهت چه بى راهه مى روند کسانى که ادعاى پیروى از آن بزرگواران را دارند و با این حال، از آن بزرگواران به عنوان وسیله اى جهت تفرقة میان مسلمین بهره مى برند؛ تفرقه اى که نتیجة عملى آن دور شدن هر چه بیشتر سایر مسلمانان از اهل بیت (علیهم السلام) و تعالیم انسان ساز آنهاست. مقام معظم رهبرى در این رابطه مى فرمایند: «اشتباه است اگر کسى خیال کند همة آن هزاران نفرى که از امام صادق (علیه السلام) درس آموختند، شیعیان و معتقدان به امامت آن بزرگوار بودند؛ نه، بسیارى بودند که به امامت امام صادق (علیه السلام) آنچنانى که شیعه معتقد است معتقد نبودند؛ اما از دانش امام صادق (علیه السلام) و از معارف اسلامى که در اختیار آن بزرگوار بود، استفاده مى کردند. در روایات ما بسیار است روایاتى که راویان آنها از اهل سنت اند، اما از امام صادق (علیه السلام) روایت مى کنند. معناى این حرف این است که امروز هم دنیاى اسلام و امت اسلامى نیازمند معارف امام صادق (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) است.
دنیای اسلام محتاج دانستن معارف اهل بیت (علیهم السلام) و تعالیم امام صادق (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) است؛ باید استفاده کنند. قشرهاى مختلف و اقسام مختلف امت اسلامى، به این وسیله باید با یکدیگر هم افزایى کنند تا سطح معارف اسلامى بالا برود. لازمة این کار این ست که حجاب خصومت و دشمنى و کینه ورزى میان فرقه هاى مسلمان فاصله نیندازد؛ وحدت اسلامى که می گوییم یعنی این.[10]
آرى لطافت در برخورد و مراوده و مباحثة علمى با عالمان اهل سنت، مى تواند آنان را نسبت به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) علاقه مند نموده، موجبات بهره مندى از تعالیم حیات بخش اهل بیت (علیهم السلام) را فراهم کند.

اشتباه است اگر کسى خیال کند همة آن هزاران نفرى که از امام صادق (علیه السلام) درس آموختند، شیعیان و معتقدان به امامت آن بزرگوار بودند؛ نه، بسیارى بودند که به امامت امام صادق (علیه السلام) آنچنانى که شیعه معتقد است، معتقد نبودند؛ اما از دانش امام صادق (علیه السلام) و از معارف اسلامى که در اختیار آن بزرگوار بود، استفاده مى کردند.


همچنان که محمد بن عبدالرحمان معروف به «ابن ابى لیلى» (74 148ه ق) فقیه، محدث، مفتى و قاضى بنام کوفه هنگامى نزد امام صادق (علیه السلام) رفته، از آن حضرت پرسش هایى نموده، پاسخ هاى خوبى مى شنود، خطاب به امام (علیه السلام) عرض مى نماید: «أشهد انّکم حُجَج الله علی خلقه»؛[11]یعنی شهادت می دهم که شما حجت های خداوند بر بندگانش هستید.
همچنین نقل شده است که مرحوم بروجردى کتاب مبسوط شیخ طوسى را به عنوان هدیه براى شیخ عبدالمجید سلیم، رئیس وقت الازهر، فرستاده بود. این کتاب در او چنان اثر گذاشته بود که در اواخر عمرش گفته بود: «چه آن موقع که مفتى سرزمین مصر بودم و چه بعد که عضو لجنه [: انجمن] افتاء الازهر بودم، هرگاه مى خواستم به کمیسیون فتوا بروم براى نظر دادن در مسأله اى، حتماً قبل از رفتن، کتاب مبسوط را مطالعه می کردم»[12]

منبع: کتاب پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی


----------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]. سید على حسینى، مداراى بین مذاهب، ص506 ؛ بحارالانوار، ج47، ص27.
[2]. عبدالحلیم الجندى، الإمام جعفر الصادق (علیه السلام)، ص252.
[3]. ابن شهرآشوب، مناقب آل أبى طالب، ج3، ص372؛ بحارالانوار، ج47، ص28؛ سید محسن امین، أعیان الشیعة، ج1، ص664.
[4]. قاضى أبوالفضل عیاض یحصبى، ترتیب المدارک و تقریب المسالک، ج1، ص55؛ ابن تیمیة، مجموع الفتاوى، ج1، ص226؛ قاضى أبوالفضل عیاض یحصبى، الشفا بتعریف حقوق المصطفى، ج2، ص42؛ سید شهاب الدین مرعشى نجفى، شرح احقاق الحق و ازهاق الباطل (قاضى نوراالله شوشترى)، ج28، ص440 و ج12، ص234.
[5]. شیخ صدوق، خصال، ص167؛ شیخ صدوق، امالى صدوق، ص234 و علل الشرائع، ج1، ص235؛ سید بن طاووس، فلاح السائل، ص269؛ فتال نیشابورى، روضة الواعظین، ص211 و بحارالانوار، ج47، ص16.
[6]. شیخ طوسى، امالى، ص480؛ بحارالانوار، ج75، ص197؛ میرزاى نورى، مستدرک الوسائل، ج12، ص362.
[7]. على بن حسن بن فضل طبرسى، مشکاة الانوار فى غررالاخبار، ص1.
[8]. همان، ص71؛ تاج الدین شعیرى، جامع الأخبار، ص95 ؛ بحارالأنوار، ج72، ص411.
[9]. جعفریان، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، ص330؛ حسین شاکرى، موسوعة المصطفى و العترة، ج9، ص121؛ أسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج5.
[10]. بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى1/1/1387.
[11]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج1، ص188.
[12]. مجلة اخبار شیعیان، آبان1386، شماره24 ؛ محمد على آذر شب، پیشینة تقریب، ص175.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

8888

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8316

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7648

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8596

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9348

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر