ادامه حدیث ریّان بن صلت؛علماء گفتند: بفرمایید آیا خداوند برگزیدن را در کتاب خویش تفسیر نموده است؟ حضرت رضا علیه السلام فرمودند: برگزیدن را در ظاهر قرآن در دوازده موضع...

  بندگان برگزیده خداوند (قسمت دوم)

بندگان برگزیده خداوند (قسمت دوم)

ادامه حدیث ریّان بن صلت؛علماء گفتند: بفرمایید آیا خداوند برگزیدن را در کتاب خویش تفسیر نموده است؟ حضرت رضا علیه السلام فرمودند: برگزیدن را در ظاهر قرآن در دوازده موضع تفسیر فرموده است
و این غیر از مواردى است که در باطن و تأویل قرآن آمده است.
آیه اول:
«وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ‏ [و رهطک المخلصین‏]» (فامیل نزدیک خود [و خویشان مخلص خود] را انذار کن- شعراء: 214) این آیه در قراءت ابیّ بن کعب به این گونه بوده است (یعنى با اضافه «و رهطک المخلصین») و نیز در مصحف عبد اللَّه بن مسعود نیز موجود بوده است، و این مقامى است رفیع و فضلى است عظیم و شرافتى است بلند مرتبه، آنگاه که خداوند عزّ و جلّ با این کلام آل را مورد نظر قرار داد و براى رسول خدا ذکر فرمود.
آیه دوم:
«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ.../خداوند مى‏خواهد رجس و پلیدى را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملا پاک و مطهّر نماید» (احزاب/ 33) و این فضلى است که هیچ کس از آن بى ‏اطّلاع نیست و آن را انکار نمى ‏کند مگر معاند گمراه، زیرا فضلى بالاتر از طهارت متصوّر نیست‏.
آیه سوم:
وقتى خداوند پاکان خلق خود را جدا نمود، و در آیه مباهله پیامبرش را امر فرمود که به همراه آنان اقدام به مباهله کند و فرمود: اى محمّد! «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ‏/ بعد از اینکه [در باب عیسى علیه السّلام‏] حقّ را دانستى، هر که در این مورد با تو به بحث برخاست، به او بگو: بیائید پسران خودمان و پسران خودتان، و زنان خودمان و زنان خودتان و نیز خودمان و خودتان را فراخوانیم سپس دست به دعا برداریم و نفرین خدا را براى دروغگویان طلب کنیم» (آل عمران/ 61)، بعد از این دستور الهى، حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله، علىّ، حسن، حسین و فاطمه- صلوات اللَّه علیهم- را بیرون آورده، آنها را با خود همراه ساخت، آیا مى‏دانید معناى این عبارت چیست: «خودمان و خودتان»؟ علماء گفتند: حضرت رسول خودش را در نظر داشته است. حضرت رضا علیه السّلام فرمودند: اشتباه مى‏کنید، منظور آن جناب، علىّ بن ابى طالب علیه السّلام بوده است و دلیل بر این مطلب جمله‏اى است از رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله که فرمودند: «این بنو ولیعه دست از این کارها بر مى‏دارند یا مردى همانند خودم را به سوى آنان روان مى‏کنم»، که منظور آن جناب، علىّ بن ابى طالب بوده است، و مراد از «ابناء» در آیه، حسن و حسین علیهما السّلام است و مراد از «نساء» فاطمه علیها السّلام. این، ویژگى و خصوصیّتى است که هیچ کس در آن بر ایشان مقدّم نیست و فضیلتى است که هیچ بشرى در آن فضیلت به آنان نمى‏رسد، و شرفى است که احدى از مردم در آن شرف از آنان نمى‏تواند سبقت گیرد، زیرا نفس علىّ علیه السّلام را همانند نفس خود قرار داده است.
آیه چهارم:
پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله همه مردم بجز عترت خود را از مسجد خارج نمود، بگونه‏اى که مردم و حتّى عبّاس عموى پیامبر در این موضوع زبان به اعتراض گشوده گفتند: علىّ را باقى گذارده، ما را خارج کردى! حضرت‏ فرمودند: من نیستم که او را باقى گذارده و شما را خارج کرده‏ام، بلکه خداوند عزّ و جلّ چنین کرده است.
و این مطلب، این فرمایش پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله را که به علىّ علیه السّلام فرمود: «اى علىّ نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسى است» روشن مى‏کند، علماء گفتند: این موضوع در کجاى قرآن است؟ حضرت فرمودند: در این باره برایتان از قرآن شاهد مى‏آورم و بر شما مى‏خوانم، گفتند: بیاور، گفتند خدا فرماید: «وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً/ و به موسى و برادرش وحى کردیم که براى قوم خود در مصر، خانه‏هایى برگزینید و خانه‏هاى خود را قبله قرار دهید» (یونس/ 87) در این آیه، نسبت هارون به موسى و نیز نسبت علىّ علیه السّلام به رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله مشخّص شده است، و اضافه بر این، در این فرمایش حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله که فرمود: «این مسجد براى هیچ جنبى جز محمّد و آل او حلال نیست» دلیلى روشن و آشکار است.
علماء گفتند: یا ابا الحسن! این شرح و بیان در جایى دیگر غیر از شما اهل بیت رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله، یافت نمى‏شود.
حضرت فرمودند: کیست که این موقعیّت ما را انکار کند؟ حال آنکه حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله مى‏فرماید: «من شهر علم هستم و علىّ درب آن شهر و هر کس بخواهد وارد شهر شود باید از درب آن وارد گردد» و در آنچه شرح و توضیح دادیم، نمونه‏هایى از فضل، شرف، برترى، برگزیدن الهى و طهارت و پاکیزگى هست که کسى جز افراد معاند آن را انکار نمى‏کنند، و خدا را بر این‏ منزلت سپاس مى‏گویم. این چهارم.
آیه پنجم:
آیه: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ‏/ حقّ خویشاوند را بده» (اسراء/ 26) این آیه دلالت دارد بر خصوصیّتى که خداوند عزیز جبّار آنان را به آن اختصاص داده و بر سایر امّت برگزیده است، آنگاه که این آیه نازل شد، پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمود: فاطمه را نزد من فراخوانید، فاطمه را فرا خواندند، حضرت فرمود: اى فاطمه! حضرت فاطمه عرض کرد: بله یا رسول اللَّه! حضرت فرمود: این فدک از جمله غنائمى است که بدون جنگ بدست آمده است و لذا (طبق حکم خدا) مال من است و سایرین در آن سهمى ندارند، و حال که خداوند مرا امر فرمود، آن را به تو بخشیدم، آن را بگیر، مال تو و فرزندان تو است. و این هم پنجم.
آیه ششم:
آیه: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏/ بگو به خاطر رسالت اجرى از شما نمى‏خواهم مگر دوستى خویشاوندان» (شورى/20) این خصوصیّتى است خاصّ آل پیامبر و نه دیگران زیرا خداوند متعال در قرآن، از نوح علیه السّلام نقل فرموده که: «یا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مالًا إِنْ أَجرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ لکِنِّی أَراکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ‏/ اى مردم به خاطر این رسالت و پیامبرى مالى از شما نمى‏خواهم، اجر من با خداست و من مؤمنین را از خود طرد نمى‏کنم، آنها پروردگار خود را ملاقات خواهند کرد و در نظر من شما مردمى هستید نابخرد» (هود/ 29) و خداوند از هود نیز نقل نموده است که او چنین گفت: «یا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى الَّذِی فَطَرَنِی أَ فَلا تَعْقِلُونَ/ بگو به خاطر رسالت اجرى از شما نمى‏خواهم اجر من با کسى است که مرا آفریده، آیا فکر نمى‏کنید»؟ (هود/ 51).
ولى خداوند به پیامبرش محمّد صلى اللَّه علیه و آله مى‏فرماید: بگو: «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏/ براى پیامبرى خود از شما اجرى نمى‏خواهم جز دوستى خویشاوندان» (شورى/ 23) و خداوند مودّت آنان را واجب نفرمود مگر به این خاطر که دانست آنان هیچ گاه از دین برنمی‌گردند و به سوى گمراهى نخواهند رفت. نکته دیگر اینکه چه بسا انسان شخصى را دوست بدارد ولى بعضى از خانواده‏اش دشمن او باشد، و لذا قلب انسان تماما نمى‏تواند او را خالصانه دوست بدارد، و خداوند دوست دارد در دل رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله نسبت به مؤمنین‏ چیزى نباشد، لذا دوستى خویشان و نزدیکان رسول اللَّه را بر آنان واجب کرده است و هر کس که به این دستور عمل کند و حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله و اهل بیت آن حضرت را دوست بدارد، رسول خدا نمى‏تواند از او بدش بیاید، و هر کس این دستور را ترک کند و به آن عمل ننماید و اهل بیت را دوست نداشته باشد بر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله واجب است که او را دوست نداشته باشد، زیرا چنین شخصى یکى از واجبات الهى را ترک کرده است، حال چه فضل و شرفى بر این فضیلت تقدّم دارد یا با آن برابرى مى‏کند؟
خداوند آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» را نازل فرمود و پیغمبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله در بین اصحاب خود برخاست و حمد و ثناى الهى گفته، فرمود: اى مردم! خداوند براى من چیزى را بر شما واجب کرده است، آیا آن را انجام مى‏دهید؟ کسى جوابش نداد، حضرت فرمود: اى مردم! (آن) طلا و نقره و خوردنى و نوشیدنى نیست، گفتند: خوب، حالا بگو آن چیست؟
حضرت هم آیه را بر ایشان تلاوت فرمود، آنان گفتند: این مطلب را مى‏پذیریم، ولى بیشترشان به وعده خود عمل نکردند.
و خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نفرمود جز آنکه به او وحى کرد که از مردم اجر و مزد طلب نکند، زیرا خداوند پاداش انبیاء را تمام و کمال خواهد داد، و امّا محمّد صلى اللَّه علیه و آله اطاعتش و دوستى خویشاوندان نزدیکش را بر امّت واجب فرموده است، و به او دستور داده که اجر و مزد خود را، در حقّ خاندانش قرار دهد تا مردم آن اجر را به خاندان پیامبر اداء نمایند، و این کار فقطّ با شناخت فضل آنان که خداوند براى ایشان مقرّر و واجب گردانده، امکان دارد، زیرا مودّت و دوستى باندازه شناخت و معرفت فضائل است.
و آنگاه که خداوند این محبّت را واجب فرمود، از آنجا که وجوب اطاعت سنگین است، این امر نیز بر مردم سنگین آمد، و بعضى از مردم که خداوند پیمان وفادارى از آنان گرفته بود در عهد خود پایدار ماندند و اهل نفاق و دورى از حقّ به عناد و لجبازى پرداختند و در این مورد کافر گشتند، و آن را از حدّ و حدودى که خداوند معیّن فرموده بود، کنار زده و گفتند: منظور از خویشان تمام عربها و اهل دعوت حضرت هستند، ولى در هر حال، آنچه مسلّم است این است که دوستى در باره خویشان واجب است، پس هر چه نزدیکى و قرابت‏ بیشتر باشد، اولویّت بیشترى براى دوستى وجود دارد، و هر چه نسبت اشخاص به پیامبر نزدیکتر باشد، دوستى، به همان مقدار بیشتر است، ولى با پیغمبر خدا صلى اللَّه علیه و آله در مورد علاقه و مهربانى‏اش نسبت به خاندانش و منّتى که خداوند بر امّتش نهاده که زبان از شکر آن عاجز است، به انصاف رفتار نکردند و آن را در حقّ فرزندان و خاندان پیامبر انجام ندادند، و موقعیّت آنان را در بین خود همانند چشم در سر ندانستند، که این کار در واقع رعایت حال رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و نشانه محبّت به او بود، چگونه؟
و حال آنکه قرآن در این باره سخن مى‏گوید و به آن دعوت مى‏نماید و اخبار و روایات در باره اینکه آنان اهل مودّت مى‏باشند و همان کسانى هستند که خداوند مودّت آنان را واجب فرموده، و در آن مورد وعده پاداش داده است، مسلّم و قطعى است، ولى کسى به وعده‏اى که در این مورد داده عمل نکرد، کسى این مودّت را با حال اخلاص و ایمان ارائه نمى‏کند مگر اینکه مستوجب بهشت خواهد بود، زیرا خداوند در این آیه چنین مى‏فرماید: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ* ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏/ آنان که ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند در بهشتهاى سرسبز و خرّم هستند آنچه بخواهند نزد پروردگار خویش خواهند داشت، این است فضل بزرگ این همان چیزى است که خداوند بندگان خود را بدان بشارت داده، همانهایى که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، بگو در مقابل این رسالت اجر و پاداشى جز مودّت خویشاوندان از شما نمى‏خواهم» (شورى/ 22) این آیه صدر و ذیل آن مفسّر و مبیّن یک دیگرند.
سپس حضرت فرمودند: پدرم از جدّم از پدرانش از حسین بن علىّ علیهم السّلام روایت فرمود که: مهاجرین و انصار نزد حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله گرد آمدند و گفتند: یا رسول اللَّه! شما در مخارج خود و افرادى که به خدمت شما میرسند ممکن است به زحمت بیفتید، این اموال ما در اختیار شما باشد همچنان که جانمان در اختیار شماست و هر طور که مى‏خواهید در آن عمل کنید بدون هیچ مشکلى، هر چه مى‏خواهى ببخش و هر چه مى‏خواهى نزد خود نگه‏دار، خداوند جبرئیل امین را نزد او فرستاد و گفت: اى محمّد! «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ‏ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» یعنى خویشانم را بعد از من دوست داشته باشید، همه خارج شدند و منافقان گفتند: پیشنهاد ما را به آن خاطر ردّ کرد که ما را برعایت حال خویشانش بعد از خود ترغیب نماید، این چیزى است که [محمّد] در آن مجلس به دروغ و افتراء بیان داشت، و این سخن بزرگى بود که آنان بر زبان جارى کردند، سپس خداوند این آیه را نازل فرمود: «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلا تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللَّهِ شَیْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِیضُونَ فِیهِ کَفى‏ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏/ آیا می‌گویند ساخته محمّد است، بگو اگر من، آن سخن را به دروغ و افتراء بیان کرده باشم، ضررش متوجّه خود من است و شما نمى‏توانید در مقابل خداوند مرا حفظ کنید، او به آنچه در باره آن ببحث و سخن مى‏پردازید آگاه‏تر است، بین من و شما همان بس که خدا شاهد باشد، و او آمرزنده و مهربان است» (احقاف/ 8).
بارى پیغمبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله نیز آنان را احضار نموده، فرمود: آیا اتّفاقى افتاده است؟ گفتند: بله یا رسول اللَّه! عدّه‏اى از ما سخن ناشایستى گفته‏اند که ما نیز خوشمان نیامد، در این موقع حضرت، آیه را بر آنان تلاوت فرمود، آنان سخت بگریه افتادند خداوند این آیه را نازل فرمود: «وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ‏/ اوست که از بندگانش توبه مى‏پذیرد و از بدى‏ها گذشت مى‏کند و آنچه را انجام مى‏دهید، مى‏داند» (شورى/ 25) این ششم.
آیه هفتم:
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً/ خداوند و ملائکه‏اش بر پیامبر درود مى‏فرستند، اى کسانى که ایمان آورده‏اید، بر او درود فرستاده، سلام کنید» (احزاب/ 56) مردم گفتند: یا رسول اللَّه! نحوه سلام کردن بر شما را مى‏دانیم، ولى نحوه درود فرستادن بر شما را بفرمایید چگونه است؟ فرمود: این چنین مى‏گویید: «اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد کما صلّیت على ابراهیم و على آل ابراهیم إنّک حمید مجید/ خدایا بر محمّد و آل محمّد درود فرست همان طور که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستاده‏اى، تو ستوده و بزرگ هستى» حال آیا در این‏ مورد سخنى دارید؟ همه گفتند: نه.
مأمون گفت: این مطلب از جمله مطالبى است که اختلافى در آن نیست و همه امّت بر آن اتّفاق دارند. ولى آیا آیه واضحترى از قرآن در مورد آل بیاد دارید؟
حضرت فرمودند: بله، «یس* وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ* إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ* عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏/ یس، قسم به قرآن حکیم تو از پیامبران هستى و در راه مستقیم قرار دارى» (یس/ 1 تا 4) بگویید ببینم منظور از یس چیست؟
علماء گفتند: یس، محمّد صلى اللَّه علیه و آله است، کسى در این باره شکّ ندارد.
حضرت فرمودند: خداوند عزّ و جلّ به محمّد و آل محمّد فضلى عنایت فرموده است که هیچ کس بکنه وصف آن نمیرسد مگر کسى که خوب در آن بیندیشد، زیرا خداوند عزّ و جلّ بر هیچ کس جز بر انبیاء خدا علیهم السّلام سلام نفرستاده است.
خداوند می‌فرماید: «سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ‏/ سلام و درود بر نوح باد در بین مردم» (صافات/ 79) و نیز فرموده است: «سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهِیمَ‏/ سلام و درود بر ابراهیم» (صافات/ 109) و نیز مى‏فرماید: «سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ‏/ سلام و درود بر موسى و هارون» (صافّات/ 120) ولى نفرموده است: سلام بر آل نوح و نه، سلام بر آل ابراهیم و نه سلام بر آل موسى و هارون، ولى فرموده است: «سلام على آل یاسین» (سلام بر آل یاسین- صافات: 130) یعنى آل محمّد علیهم السّلام. در این موقع مأمون گفت: دانستم که شرح و بیان این نکته نیز نزد معدن نبوّت (اهل بیت) است. این هفتمى.
آیه هشتم:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏/ بدانید هر منفعتى بدست آورید یک پنجم آن متعلّق است به خدا و رسول و خویشاوندان» (انفال/ 41) و با این بیان سهم‏ خویشاوندان (حضرت رسول) را به سهم خود و به سهم رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه و آله- قرین ساخته است، این نیز یک وجه تمایز بین آل و امّت، زیرا خداوند آنان را در مکانى جاى داده و مردم را در مکان دیگر، و براى آنان همان را پسندیده که براى خود پسندیده است و در آن مورد، آنان را برگزیده و انتخاب نموده است، اوّل از خود شروع نموده، سپس پیامبر را ذکر کرده و بعد از آن خویشاوندان را در هر آنچه با جنگ بدست آمده باشد یا بدون خونریزى و غیر آن، همان چیزهایى را که خداوند براى خود پسندیده براى آنان نیز پسندیده است و در این باره فرموده:- و گفته‏اش حقّ است- «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏» این تأکیدى است مؤکّد و اثرى است که تا قیامت در کتاب خدا براى آنان باقى است، کتابى که ناطق است و «باطل از پیش رو و پشت سر در آن راه ندارد، از نزد خداوند حکیم و حمید نازل گشته است».
و امّا در باره دنباله آیه سوره انفال که مى‏فرماید: «وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ» هر گاه یتیم، یتیمى‏اش تمام شود، از حکم غنائم خارج مى‏شود و سهمى از آن نخواهد داشت و همچنین است مسکین، هر گاه فقر و فاقه‏اش منتفى گردد بهره‏اى از غنیمت نخواهد داشت و براى او حلال نیست که از آن چیزى برگیرد. ولى سهم «ذى القربى» تا قیامت برپا بوده، در حقّ آنان جارى است، چه غنى باشند چه فقیر، زیرا هیچ کس از خدا و رسولش صلى اللَّه علیه و آله غنى‏تر نیست و با این حال سهمى از غنیمت براى خود و رسولش صلى اللَّه علیه و آله در نظر گرفته است. پس آنچه براى خود و رسولش صلى اللَّه علیه و آله پسندیده، براى ایشان نیز پسندیده است.
و همچنین است «فی‏ء» (غنیمتهایى که بدون خونریزى و جنگ بدست آمده) هر آنچه از آن را براى خود و پیامبرش صلى اللَّه علیه و آله پسندیده، براى «ذى القربى» نیز پسندیده است، کما اینکه در غنیمت براى آنان سهم قرار داده است و از خود آغاز کرده و بعد رسولش را ذکر نموده و سپس آنان را و سهم آنان را به سهم خدا و سهم رسولش صلى اللَّه علیه و آله قرین کرده است.
و همچنین است در اطاعت، خداوند مى‏فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ/ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خدا را اطاعت کنید و نیز پیامبر و اولى الأمر (یعنى کسانى که کارها بدست آنان است) اطاعت کنید» (نساء/ 59) (یعنى أئمّه أهل البیت علیهم السّلام) خداوند در این آیه نیز از خود آغاز کرده، سپس رسول و آنگاه اهل بیت او را ذکر نموده است، و همچنین است آیه ولایت: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ/ ولىّ و سرپرست شما، فقطّ این اشخاص هستند: خدا، پیامبرش و آن مؤمنینى که در حال رکوع نماز زکات مى‏دهند- مائده: 55) پس اطاعت آنان و اطاعت رسول اکرم را همراه و قرین اطاعت خود گرداند، همچنین ولایت آنان را همراه ولایت حضرت رسول و قرین اطاعت (ولایت) خود نموده است، کما اینکه سهم آنان را همراه با سهم رسول اکرم از غنیمت و «فى‏ء» با سهم خویش قرین گردانید.
پاک و منزّه است خدا، چه عظیم است نعمت او بر اهل این خانه! امّا در قضیّه صدقات هم خود را منزّه دانسته و هم رسول اکرم و اهل بیتش را خداوند می‌فرماید: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ‏/ صدقات فقطّ متعلّق است به این افراد: فقراء، مساکین، کسانى که در امر جمع آورى صدقه و زکات کار مى‏کنند، آنان که با دادن پول به ایشان، به اسلام رو مى‏آورند یا در اسلام خود پایدارتر مى‏مانند، براى آزاد کردن بردگان، بدهکارانى که قادر به پرداخت دیون خود نیستند، در راه خدا (از جمله براى جهاد) و نیز کسانى که در راه یا سفر مانده‏اند و هزینه بازگشت به وطن خود را ندارند، خرج کردن زکات در این راهها، فریضه‏اى است از جانب خدا» (توبه/ 60) آیا در بین این موارد، موردى هست که خود یا رسولش یا خویشان او را نام برده باشد؟ زیرا وقتى خود را از صدقه منزّه دانست و پیامبر و اهل بیتش را نیز منزّه دانست بلکه بر آنان حرام نمود، زیرا صدقه (زکات واجب) بر محمّد و آل او- علیهم السّلام- حرام است، زکات در واقع چرک‏هاى دست مردم است و بر آنان حلال نیست، زیرا آنان از هر کثیف و پلیدى پاک شده‏اند و آنگاه که خداوند عزّ و جلّ آنان را پاک نمود و برگزید، براى آنان همان را پسندید که براى خود پسندید و همان چیز را بد دانست که براى خود بد دانست. این هشتم.
آیه نهم:
ما همان‏ «أَهْلَ الذِّکْرِ» هستیم که قرآن مى‏فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏/ پس اگر نمى‏دانید از اهل ذکر سؤال کنید» (نحل/ 43) ما اهل ذکر هستیم، پس اگر نمى‏دانید، از ما سؤال کنید. علما گفتند مقصود خدا از اهل الذّکر یهود و نصارى هستند، حضرت فرمودند: سبحان اللَّه! آیا چنین چیزى جایز است؟ در این صورت آنان ما را به دین خود دعوت خواهند کرد و خواهند گفت: آن دین، از اسلام بهتر است.
مأمون گفت: آیا در این باره توضیحى دارید بر خلاف گفته علماء؟
حضرت فرمودند: بله، «ذکر» رسول اللَّه است و ما نیز اهل (و خانواده) او هستیم. این مطلب در قرآن در سوره طلاق کاملا روشن است، آنجا که مى‏فرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ‏/ پس بترسید از خدا، اى عاقلان، اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خداوند بر شما ذکر فرستاده، یعنى رسولى که آیات روشن الهى را بر شما تلاوت مى‏کند» (طلاق 10و 11) پس ذکر، رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله است و ما هم اهل (خاندان) او هستیم. این نهم.
آیه دهم:
آیه‏اى از سوره نساء است که مى‏فرماید: «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ وَ بَناتُکُمْ وَ أَخَواتُکُمْ‏/ مادران، دختران و خواهران شما بر شما حرام شد» (نساء/ 23) حال بگوئید: آیا اگر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله الآن در قید حیات بودند، دختر من و دختر پسرم و سایر دخترانى که از نسل من هستند برایشان حلال بودند؟ گفتند: خیر، حضرت فرمودند: حال بگوئید آیا دختران شما- بر فرض اینکه رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله در قید حیات باشند- بر ایشان حلالند؟
گفتند: بله، حضرت فرمودند: این خود دلیل است بر اینکه من از آل آن حضرت هستم و شما از آل او نیستید و اگر شما از آل او بودید، دخترانتان بر ایشان حرام بود همان طور که دختران من بر ایشان حرامند، چون من از آل او هستم و شما از امّت او هستید، این نیز فرقى دیگر بین آل و امّت، زیرا آل از اوست و امّت اگر از آل نباشد از او نیست. این دهم.
آیه یازدهم:
آیه‏اى است در سوره مؤمن که خداوند از قول مردى مؤمن از آل فرعون نقل مى‏فرماید: «وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ‏ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَکُمْ بِالْبَیِّناتِ مِنْ رَبِّکُمْ‏/ مردى مؤمن از آل فرعون که ایمان خود را پنهان مى‏کرد، گفت: آیا مردى را بخاطر اینکه مى‏گوید ربّ من اللَّه است مى‏کشید؟ و حال آنکه دلائل روشنى از ناحیه پروردگارتان برایتان آورده است» (مؤمن/ 28) تا آخر آیه.
این مرد پسر خاله فرعون بود و خداوند او را به فرعون منسوب نمود و نه به دین او، ما نیز چنین هستیم، زیرا ما به خاطر اینکه از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله متولدشده‏ایم از آل آن حضرت هستیم، و در دین با بقیّه مشترکیم، این فرق بین آل و امّت است، این یازدهم.
آیه دوازدهم:
«وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها/ خاندانت را به نماز امر کن و بر آن پایدارى نما» (طه/ 132) این ویژگى خاصّ ماست که ما را همراه امّت امر به اقامه نماز فرموده، سپس جداى از سایر امّت این ویژگى را به ما داده است که حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله بعد از نزول این آیه، به مدّت نه ماه هر روز در وقت نماز- پنج نوبت، به در خانه علىّ و فاطمه علیهما السّلام مى‏آمدند و مى‏فرمودند: نماز، لطف و رحمت خداوند بر شما باد. و خداوند هیچ یک از اولاد انبیاء را به چنین کرامتى که ما را بدان گرامى داشته، اکرام نکرده است و تنها ما را از خاندان انبیاء مخصوص نموده.
در اینجا، مأمون و علماى حاضر در مجلس گفتند: خداوند به نیابت از این امّت، به شما اهل بیت جزاى خیر عنایت فرماید. ما در مطالبى که بر ما مشتبه مى‏شود، شرح و بیان را جز نزد شما نمى‏ یابیم.
(عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص: 228 تا 240 باب 23 ذکر مجلس الرضا ع مع المأمون فی الفرق بین العترة و الأمة).
قسمت اول بندگان برگزیده خداوند
یادداشت : مهدی سید مرادی


مطالب مرتبط