دعوت‌نامۀ خصوصی

این نوشتار، دفتر اول از مجموعۀ سی‌جلدیِ تا بهشت است که ویژۀ ماه مبارک رمضان آماده می‌شود. امید آنکه ماهی پر از خیر و برکت را سپری کنیم.به‌جای مقدمه،آغاز این...

  دعوت‌نامۀ خصوصی

این نوشتار، دفتر اول از مجموعۀ سی‌جلدیِ تا بهشت است که ویژۀ ماه مبارک رمضان آماده می‌شود. امید آنکه ماهی پر از خیر و برکت را سپری کنیم.

به‌جای مقدمه،
آغاز این سی جلد کتاب را مزیّن می‌کنیم به کلام روشنگر رهبر فرزانه‌مان:
از قبل از شروع‏ ماه‏ مبارک رمضان‏، پیامبر معظم‏ اسلام(ص) مردم را آماده مى‏ فرمود براى ورود در این عرصۀ خطیر و والا و پربرکت.
اگر بخواهیم در یک جمله ماه رمضان را تعریف کنیم، باید عرض کنیم: «ماه فرصت‌ها[ست].» فرصت‌هاى فراوانى در این ماه در برابر من و شماست. اگر از این فرصت‌ها بتوانیم درست استفاده کنیم، یک ذخیرۀ عظیم و بسیار ارزشمندى در اختیار ما خواهد بود.
این یک ماهى است که شما در این ماه دعوت شده ‏اید به میهمانىِ الهى. بعضى هستند که در این میهمانىِ عظیم اصلاً فرصت این را پیدا نمى‏کنند که به این دعوت‌نامه توجه کنند... بعضى‏ ها هم بیشترین بهره را از این فرصت مى ‏برند. ( بیانات در خطبه‏ هاى نماز جمعۀ‏ تهران، 23شهریور138۶)
ماه رمضان یک فرصت بسیار مغتنم است براى اینکه خودمان را به خدا نزدیک کنیم، به کمال نزدیک کنیم، از مفاسد دور کنیم، از گناهان پاک کنیم. از هر روز و ساعتش باید استفاده کنیم. (بیانات در خطبه ‏هاى نماز جمعۀ تهران، 12دی137۶.)
امورى است که در این ماه مى ‏تواند حقیقتاً براى هرکسى مایۀ برکت باشد: از قرآن درس بگیریم. از دعاها درس و حکمت بیاموزیم. قدرى در هدف از خلقت خود، در آفرینش خود، در نعمت‌هاى بزرگ خداى خود و در وظایف عظیمى که بر دوش ماست، تأمل و تدبر کنیم. در مرگ و حساب الهى و ارزش عبادات و اعمال آنگاه که همراه با اخلاص باشد، تأمل کنیم. آن‌وقت، ماه رمضان حقیقتاً ماه مبارکى خواهد شد که امیدوارم براى همۀ ما چنین چیزى در این ماه مبارک پیش بیاید. ( بیانات در خطبه‏ هاى نماز جمعۀ تهران، ۴دی1377.)

موعظۀ دل
تازه از خانم معتمدی خواستگاری کرده بودم؛ اما هنوز جوابم را نداده بود. توی بچه ‏های دانشکده از همه سنگین‏تر و باشخصیت‎تر بود... .
لباس مغزپسته‌ایِ خوش‌رنگم را با شلوار و کفشم سِت کردم و رفتم دانشگاه. هوای خرداد به این گرمی نوبر بود! بعد از کلاس، با سامان و میلاد قرار داشتم. اصلاً حوصلۀ کلاس را نداشتم. نمی‌دانم چه‌کارم شده بود! نمی‌توانستم توی کلاس دوام بیاورم. هرچه می‌گفتم استاد خسته نباشید، باز هم ادامه می‌داد. البته مشکل از بی‎حوصلگیِ من بود، نه از استاد و بچه‌ها.
پله‌ها را دوتایکی پایین آمدم. رفتم بوفه و سه تا بستنی خریدم و رفتم طرف چمن ها؛ یعنی همان‎ جایی که قرار داشتیم. دیدم میلاد و سامان روی چمن‎ها راحت دراز کشیده‌اند. سلام کردم و نشستم پیششان. خورشید از لای درخت‎ها روی صورتم می‌تابید. میلاد همین‎جور که دستش را عصای چانه‌اش کرده بود، لبخندی زد و گفت: «چه خبره علی آقا؟ تیپ زدی!» سامان گفت: «مگه خبر نداری؟! قراره حاج‌خانوم جواب بِدن!» میلاد گفت: «دلش هم بخواد! پسر به این خوبی. دلیلی نداره نه بگه.»
خندیدم و گفتم: «نوکرتم داداش! امیدم به خداست. ان‎شاءالله هرچی خیره، پیش بیاد.» بعد هم بی‌فاصله گفتم: «‌ای بابا! بستنی خریدما؛ آب شد. اصلاً یادم رفته بود. بگیرید بچه‌ها.»
سامان پاکت بستنی‎ها را گرفت و گفت: «میلاد روزه‎ ست.» با تعجب گفتم: «روزه؟!» سامان جواب داد: «آره دیگه. چند روز دیگه اول ماه رمضونه. داره دست‎‏گرمی بازی می‏ کنه.»
نگاهی به دوروبَر کردم. سه تا از هم‌کلاسی‎هایمان از آنجا رد می‌شدند. بی‎معطلی پا شدم و بستنی‌ها را به آن‌ها دادم و گفتم: «صلواتیه!» میلاد رو به من کرد و گفت: «نه، شما بخورید!»
سامان لبش را گاز گرفت و با شیطنت گفت: «جلوی آدم روزه‎دار؟ دیگه چی!» بعد هم نگاهی به آسمان کرد و گفت: «خداییش توی این هوای گرم، ماه رمضان چه‌جوری روزه بگیریم؟! من که اصلاً طاقت ندارم.»
با آرنجم آرام به پهلوی سامان زدم و گفتم: «یعنی تو از میلاد ضعیف‎تری مرد حسابی؟!» میلاد پیش‏دستی کرد و گفت: «حالا یک چیزی می‌گه؛ ولی همشو می‌گیره ان‌شاءالله...»
سامان گفت: «بله، من که باید همشو بگیرم. با این اضافه وزنی که دارم، ناچارم حداقل 15 کیلو لاغر کنم.» گفتم: «اتفاقاً دکتر به منم گفته باید خیلی چیزها رو رعایت کنم. زیادی از معده و کبدم کار کشیدم. ماه رمضان بهترین فرصته که کمی به خودم برسم.»
سامان که با لبخند به حرف ما گوش می‌داد، رو به میلاد کرد و گفت: «مَشتی، تو که از الان پیشواز رفتی، نکنه می‌خوای با روزه هیکلت رو گلدونی کنی؟!»
میلاد نفس بلندی کشید و گفت: «همۀ اینایی که گفتید، خوبه. فرصت خوبی هم هست؛ ولی من ماه رمضان رو چون مال خودِ خداست، دوست دارم. چون گفته توی این ماه، طرف‌حساب مستقیم‎ همه‌تون خود منم، دوستش دارم. بهم آرامش عجیبی می‌ده. احساس امنیت می‌کنم. دلم می‌خواد توی این ماه یک کاری کنم که به چشم خدا بیاد؛ درست مثل تو که جوری لباس می‌پوشی، جوری راه می‌ری و جوری حرف می‌زنی که خانم معتمدی بپسندت. دلم می‌خواد حداقل توی ماه خود خدا، طوری باشم که بپسندتم.»

لحظه‎ای تدبّر
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسَى بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ (ابراهیم:5)
و درحقیقت، موسى را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم:] «قوم خود را از تاریکی‌ها به‌سوى روشنایى بیرون آور و روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن که قطعاً در این [یادآورى] براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرت‌هاست.»
خدای حکیم در این آیه، روزهای خاصی از سال را به خودش نسبت داده است. سؤال اینجاست: «مگر روزهای دیگر، روز خدا نیست و مگر در همۀ روزها، رحمت و قدرت خدای متعال بر عالم نازل نمی‎شود؟! پس چرا روزهای خاصی ‘ایام‌الله’ نامیده شده‎اند؟» سؤال دیگر این است: «چرا مردم باید این روزها را در خاطر داشته باشند؟ اصلاً در یادآوری روزهای خاص الهی چه فایده‏ای برای بندگان خدا ‌وجود دارد که یکی از مأموریت‌های پیامبران، همین یادآوری است؟»
با اندکی تأمل معلوم می‏شود که این روزهای خاص، در سیر تکاملی انسان اثر ویژه‏ای دارند و پیامبران که مأمور به هدایت مردم‌اند، با تأکید بر این ایام، به سیر معنوی آنان کمک می‏کنند؛ ازاین‌رو کسانی‌که کارکرد این ایام را دریابند و خود را در معرض نسیم هدایت الهی قرار دهند، همچون درختانی که با وزش باد بهار دوباره جان می‏گیرند و زنده می‎شوند، در این ایام خاص خدا، حیات معنوی دوباره می‎یابند و به مسیر سلوک الهی بازگشته و سرعت می‎گیرند.
خوشا به سعادت آنان‌که در این روزها خود را مخاطب خاص خدای کریم می‏ بینند. خداوندا، ما را نیز از آنان مقرر بفرما.

از کلام امیر
کلام امیرالمؤمنین علی(ع) سرچشمۀ طهورای حکمت است. آنان‌که به‌دنبال اسرار پشت پرده الهی‎اند، با کلام آن بزرگوار اُنسی دیرینه دارند. خوب است در این ماه که کاروان سالکان الی‌الله به‌حرکت درمی‌آید، سر سفرۀ قافله‎سالار معرفت بنشینیم و از گوارای حکمتش جرعه برگیریم.
امام هدایت در جای‌جای نهج البلاغه پرده از حکمت عبادات بر‏داشته‌اند؛ ازجمله در خطبۀ قاصعه می‎فرمایند: «خداوند بندگانش را با نماز و زکات و روزه‎داری در ماه رمضان حفظ کرده است تا اعضا و جوارحشان آرام، دیدگانشان خاشع، جان و روحشان فروتن و دل‌هایشان متواضع شود و کبر و خودپسندی از آنان رخت بربندد.» (نهج البلاغه، خطبۀ 192.)
در حکمت 252 نهج البلاغه نیز روزه را «وسیلۀ آزمودن اخلاص بندگان» معرفی کرده و این مهم را فلسفۀ این واجب الهی دانسته‌اند.

  • سؤال اصلی این است: «آیا در این ماه که به‌تعبیر امام‌علی+ ماه خداست، می‎توانیم از هرچه غیر اوست، رهایی یابیم و دل و جانمان را برای او خالص کنیم؟»

نجوای عاشقان
أَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یا شَهْرَ اللهِ الْأَکْبَرَ وَ یا عِیدَ أَوْلِیائِهِ. أَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقاتِ وَ یا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیّامِ وَ السّاعاتِ. أَلسَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الآمالُ وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمالُ. أَلسَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِراقُهُ... أَلسَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ. أَلسَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ ناصِرٍ أَعانَ عَلَى الشَّیْطانِ وَ صاحِبٍ سَهَّلَ سُبُلَ الْإِحْسانِ.‏ أَلسَّلامُ عَلَیْکَ ما أَکْثَرَ عُتَقاءَ اللهِ فِیکَ. ( صحیفۀ سجادیه، دعای 45)

سلام بر تو ای بزرگ‌ترین ماهِ کردگار و ای عید دوستان پروردگار.‌ سلام ای ارزشمند‌ترین زمان برای همراهی و ای بهترین ماه در همۀ روزها و ساعات، به‌تمامی.‌ سلام ای ماهی که در آن، آرزوها دست‌یافتنی و اعمال [شایسته] گسترده می‌شود. سلام ای همدمی که تا هستی، ارج و ارزشت بسیار است و جدایی‌ات برایمان فاجعه‌بار است و مایۀ امیدی هستی که هجرانش بر ما بسی ناگوار است... . سلام بر تو ای همسایه‌ای که در کنارت قلب‌هایمان رقیق است و گناهانمان کاهش یافته است.‌ سلام بر تو ای یاوری که ما را در نبرد با شیطان یاری دهی و ای همراهی که راه‌های نیکی را هموار سازی.‌ سلام بر تو که در تو، آزادشدگان از عذاب الهی بی‌شمارند و آنانی‌که حریم حرمتت را پاس می‌دارند، چه خوش‌بخت‌اند.
دانلود فایل پی دی اف

59e61ba43cda6.jpg



مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر