ازادی مطبوعات از شاخصه های ازادی بیان در جامعه است و ما به دوره ای از تاریخ معاصر اشاره می کنیم که به قول فرخی حکومت شتر گاو پلنگ است.

 سانسور یواشکی

سانسور یواشکی

یکی از شاخص های ازادی بیان در هر جامعه ای، وضعیت مطبوعات ان کشور و ازادی اهل قلم برای بیان اندیشه و نظرات خود در موضوعات مختلف جامعه است. ازادی بیان را در بخشی از تاریخ معاصرایران که مدعی ازادی و ترقی جامعه است و از حمایت کشورهای لیبرال دموکراسی برخوردار بوده است را بر اساس مشاهدات و اسناد تاریخی مورد بررسی قرار می دهیم. خاطراتی بهت آور از مقطع تاریخی که برای انگلیسی های بسیار دوست داشتنی است.

ریز ریزتان می کنم

تنها تعارف و اظهار مرحمتی که از طرف رضاشاه نسبت به روزنامه ها می شد، این عبارت بود :«اگر یک کلمه بنویسید، می دهم ریز ریزتان کنند.»1

حکومت شتر گاو پلنگ

مرحوم فرخی شاعر و مدیر روزنامه طوفان در بیان وضع ازادی مطبوعات و اختناق دوره رضاخان و در اعتراض به این وضعیت نابسامان می نویسد:

از یک طرف مجلس ما شیک و قشنگ

از این طرفی عرصه به ملیون تنگ

قانون و حکومت نظامی و فشار

این است حکومت شتر گاو پلنگ

نوشتن این اشعار از سوی فرخی در روزنامه طوفان، به قیمت جانش تمام شد.

امپول هوا برای روزنامه نگار معروف

در شرح کشتن فرخی مدیر روزنامه طوفان در سال 1318امده است،«در انجا پزشک احمدی و سرهنگ نیرومند رئیس زندان و جلادهای دیگر حضور داشتند. چند نفر او را روی تخت خواباندند و دست و پایش را محکم گرفتند. محل این فاجعه در اتاق دستشوئی مریضخانه زندان پایین بود. پزشک احمدی استین هایش را بالا زد. فرخی می خواست نعره بکشد ولی چند نفر دست روی دهان او گذاشتند. احمدی سرنگ پر از هوا را به رگ او تزریق کرد. کم کم در حال آن شاعر خفقان پیدا شد، به خرخر افتاد و رنگش مثل قیر سیاه شد و پس از مدتی تشنج و خفقان بی جان شد.»2

سانسور چیان شهربانی

«اوضاع به گونه ای تحت سانسور درامد که از مدیران جراید انچه مانده بود، مطیع محض اداره سیاسی شهربانی شدند و هیچ مطلبی در روزنامه ها منعکس نمی شد مگر این که مهر (روا) از سوی سانسورچیان شهربانی روی ان خورده باشد و کسانی چون شیخ علی دشتی وعبدالرحمن فرامرزی مامور سانسور مطبوعات شدند، چون واقعا رضاشاه سر سازش با ازادی قلم نداشت.»3

سیاهچال زندان قصر

محمد صدرهاشمی در کتاب تاریخ جراید و مجلات ایران جلد اول درباره وضع جراید در دوران رضاشاه می نویسد:«شهربانی کاملا در مندرجات جراید نظارت داشت ... دخالت شهربانی نه فقط نسبت به مقالات سیاسی و اخبار داخله و خارجه جراید بود، بلکه اعلانات و اگهی ها روزنامه نیز قبل از انتشار به نظر اداره شهربانی می رسید. .... کوچکترین سوظنی درباره مدیران جراید برای حبس و تبعید انان کافی بود. چه بسا مدیر یک روزنامه بعلت درج یک خبر کوچک مدتها در سیاهچال زندان قصر به سر می برد و این بود که در دوره رضاشاه تنها روزنامه هایی می توانستند به انتشار خود ادامه دهند که بر خلاف نظر دولت و شخص شاه کوچکترین چیزی ننویسد.»4

پی نوشت

1، 2-گروه مطالعاتی جامی، گذشته چراغ راه اینده تاریخ ایران در فاصله دو کودتاص34و148

3- محمدعلی سفری، قلم و سیاست،نشر نارمک،ص74

4- محمد صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج1،ص34


مطالب مرتبط