وقتی «مأمون» از «طوس» به «بغداد» آمد، نامه ای برای حضرت جواد (علیه السلام) فرستاد و امام را به بغداد دعوت کرد. البته این دعوت نیز مثل دعوت امام رضا (علیه السلام) به طوس، دعوت ظاهری و در واقع سفر اجباری بود. حضرت پذیرفت و بعد از چند روز که وارد بغداد شد، ...

  مقام علمی جوادالائمه (علیهم السلام) نزد مأمون عباسی و بزرگان اهل تسنن

مقام علمی جوادالائمه (علیهم السلام) نزد مأمون عباسی و بزرگان اهل تسنن

امام جواد (علیه السلام) همانند اجداد طاهرینش خزانه دار علمی الهی و گنجینه دار رازها و رمزهای آفرینش بود. قدرت علمی آن حضرت به اندازه ای بود که حتی مأمون عباسی و دیگر دانشمندان اهل تسنن نیز به آن اذعان داشته اند.

1. مأمون عباسی

وقتی «مأمون» از «طوس» به «بغداد» آمد، نامه ای برای حضرت جواد (علیه السلام) فرستاد و امام را به بغداد دعوت کرد. البته این دعوت نیز مثل دعوت امام رضا (علیه السلام) به طوس، دعوت ظاهری و در واقع سفر اجباری بود. حضرت پذیرفت و بعد از چند روز که وارد بغداد شد، مأمون حضرت را به کاخ خود دعوت کرد و پیشنهاد ازدواج دختر خود «ام الفضل» را به ایشان داد. امام در برابر پیشنهاد او سکوت کرد. مأمون این سکوت را نشانه ی رضایت حضرت شمرد و تصمیم گرفت مقدمات این امر را فراهم سازد. او در نظر داشت مجلس جشنی تشکیل دهد، ولی انتشار این خبر در بین بنی عباس موجی از ناراحتی و خشم به وجود آورد. بنی عباس اجتماع کردند و با لحن اعتراض آمیزی به مأمون گفتند: «این چه برنامه ای است؟ اکنون که علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) از دنیا رفت و خلافت به عباسیان رسیده، باز می خواهی خلافت را به آل علی (علیه السلام) برگردانی؟ بدان که ما نخواهیم گذاشت این کار صورت بگیرد، آیا عداوت های چند ساله ی بین ما را فراموش کرده ای؟!» مأمون پرسید: «حرف شما چیست؟» گفتند: «این جوان (یعنی امام جواد علیه السلام) کم سن و سال است و از علم و دانش بهره ای ندارد.» مأمون گفت: «شما این خاندان را نمی شناسید، کوچک و بزرگ این ها بهره ی عظیمی از علم و دانش دارند.»

مأمون از سخن آنان سخت در غضب بود و گفت: «ای پسر عموهای من! اگر از حسب و نسب او می گویید او از همه ی شما شرافتمندتر و عالی نسبت تر است. ابوجعفر بر تمام اهل علم از معاصرین خود برتری دارد. این جوان علوی با این کمی سن اعجوبه ی زمان است. او جوانی است که از سرچشمه ی علوم غیبی آسمانی سیراب شده و در خاندان وحی و الهام رشد یافته است. او در ادب و آداب دین بر همگان برتری دارد. شما او را کودکی حقیر فرض می کنید ولی از عظمت درونی او ناآگاهید.»[1]

ابوجعفر بر تمام اهل علم از معاصرین خود برتری دارد. این جوان علوی با این کمی سن اعجوبه ی زمان است. او جوانی است که از سرچشمه ی علوم غیبی آسمانی سیراب شده و در خاندان وحی و الهام رشد یافته است. او در ادب و آداب دین بر همگان برتری دارد.

2. بزرگان اهل تسنن
2-1. سبط ابن الجوزی: دانشمند شهیر سنی می گوید: امام جواد (علیه السلام) در علم و تقوی و زهد و بخشش همچون پدرش یگانه بود.

2-2. ابن حجر هیتمی: از سنیان بسیار متعصب است و گویی با اهل بیت عصمت و طهارت (علهیم السلام) عناد دارد می نویسد: مأمون او را به دامادی خویش برگزید چرا که با وجود کمی سن، از نظر علم و دانش و حلم و بردباری از همه ی دانشمندان زمانش برتر بود.

2-3. جاحظ عثمانی معتزلی: از مخالفان خاندان علی (علیه السلام) است امام جواد (علیه السلام) را با اوصاف علم و زهد و عبادت و شجاعت و سخاوت و پاکی ستوده است و او را از خاندانی که نظیری برایشان نیست، مدح گفته است.

2-4. شبلنجی می گوید: مأمون پیوسته شیفته ی او بود، زیرا با وجود کمی سن، فضل و علم و کمال عقل خود را نشان داده، عظمت خود را نزد همگان آشکار ساخته بود.[2]

مأمون او را به دامادی خویش برگزید چرا که با وجود کمی سن، از نظر علم و دانش و حلم و بردباری از همه ی دانشمندان زمانش برتر بود.


3. شافعی
کمال الدین محمد بن طلحه شافعی درباره امام جواد (علیه السلام) این گونه می گوید:
ابوجعفر محمد ثانی ابن الرضا (علیهما السلام) قدر و مرتبه ای بلند دارد. نامش در دهان عوام و خواص مشهور است. سعه صدر، وسعت نظر، شیرینی کلام، جذابیت سخنرانی او، همه را جلب کرده است. اما متاسفانه مدت افاضاتش کم بود و سرنوشت چنین حکم می کرد که او در جوانی به روح الهی متصل گردد. نیروهای علم، فهم و دانش به قله مرتفع درایت و کیاست او نمی رسد. حکومت های علمی و قضاوتهای اجتماعی او حکم قاطعی بود که بالاتر از آن نظریه امکان نداشت. مرغ بلند پرواز عقل و خرد، به درجه رفیع دانش و بینش او نمی رسد.
چه کوتاه بود زمان او؟ و چه بلند بود افادت او؟ او در همین مدت کوتاه مهر قدرت علم و منقبت حق و مجمع فضیلت و کمال بود. سطوت و هیبت او به قدری بود که هر کس بدو می رسید ناخودآگاه سر تعظیم فرود می آورد و از اشعه ی انوار افاضات علمی او بهره مند می شد. او منبع دانش و بینش بود که هر تشنه کامی به او می رسید سیراب می شد و همچون منبع نور، دل و دیده همه از او روشن می شد، و عقل و ذهن، به او علم و معرفت می یافت.[3]

سطوت و هیبت او به قدری بود که هر کس بدو می رسید ناخودآگاه سر تعظیم فرود می آورد و از اشعه ی انوار افاضات علمی او بهره مند می شد.


امام جواد (علیه السلام) با وجود سن کمی که داشتند با شرکت در مناظره ها و مباحثه های علمی دانشمندان بزرگ عصر خویش، علم لدنی که همانا مختص به انبیاء و معصومین (علیهم السلام) است را، فرا روی مردمان عصر خود و اعصار دیگر به تصویر می کشیدند؛ تا جایی که مأمون عباسی و برخی دانشمندان اهل تسنن، علم سرشار آن حضرت را می ستودند.

مریم بلوچیان طرقی، طلبه سطح4 و مدرس حوزه

پی نوشت ها:

[1]- کرامات و مقامات عرفانی امام محمدجواد (علیه السلام)، حسینی قمی، علی ، ص30 و31.

[2]- همان، صفحه 58 و57.

[3]- زندگانی حضرت امام محمد تقی جواد الائمه (علیهم السلام)، عمادزاده ، حسین ، ص 129.


مطالب مرتبط