برشی از کتاب اندیشههای بلورین (04)
سوال من
ما وقتی دعا میکنیم، دستهایمان را به طرف آسمان بلند میکنیم. آیا معنیاش این است که خدا در آسمان زندگی میکند؟
خداوند اصلا مکان و جای محدود و مشخصی ندارد. او از رگهای گردن ما به ما نزدیکتر است.
او در قلبهای ماست. در خانه به خانەی هر یک از ما حضور دارد. هیچ خلوتی نیست که خدا در آن حضور نداشته باشد.
کسی که فکر کند خدا هم مانند پادشاهان، قصر مشخصی در آسمان دارد و از آن بالا بر زمین فرمانروایی میکند، سخت در اشتباه است؛ زیرا خداوند مثل ما انسانها نیست که وجود مادی داشته باشد و مجبور باشد در جای مشخصی زندگی کند.
برای آنکه موضوع را بهتر درک کنی،
لحظهای چشمهایت را ببند و خودت را در شهر دیگری که قبلا به آنجا سفر کردهای، تصور کن.
اصلا لحظهای فکر کن روی کره ماه زندگی میکنی.
همەی این تصورات از ذهن تو میگذرد؛ در حالی که تو از جای خود حتی تکان هم نخوردهای. همان جایی که نشسته بودی، هستی؛ اما روح و ذهن خودت را به هزاران کیلومتر دورتر فرستادی!
این تنها یک مثال بسیار ناچیز از حضور خدا بود.
تو نمیتوانی حتی یک نقطه را روی زمین یا حتی در آسمان پیدا کنی که خدا در آنجا حضور نداشته باشد.
اما اینکه پرسیدی: چرا وقتی میخواهیم دعا کنیم، دستهایمان را به طرف بالا میبریم؟
دربارەی این سوال هوشمندانەی تو باید بگویم این یکی از آداب دعا کردن است. وقتی دستها یا سرت را به طرف بالا میبری،
در واقع داری کوچکی و تواضع خودت را به قدرتی که بینهایت بالاست، اعلام میکنی.
از آنجا که آسمان بالاتر از زمین است، نگاه کردن به آن و بردن دستهای نیاز به سمت آن، یک ادب و احترام است که بندگان با آن، به بزرگی خدا اعتراف میکنند. آنها با بالا بردن دستها به زبان بیزبانی به خدای خود میگویند:
"ای کسی که برترین قدرتها را داری و من در برابر تو دستهای کوچک و خالی دارم و موجودی کم و ناچیزم، به من کمک کن."
این حالت متواضعانه، قلب بندگان را به خداوند نزدیک میکند. خداوند نیز وقتی چنین حالت بندگی را در او میبیند،
درهای رحمت و مهربانی خود را به روی او باز میکند و به خواستەی او جواب میدهد.
کتاب اندیشههای بلورین ۱
(خدایت را بشناس)

