کتابخوانی | خدایا اجازه (29)
خدایا اجازه
خدایا چرا باید به حرف مادرم گوش بدم؟
مادر تو برای تو غذا میپزد، لباسهایت را میشوید، برایت کتاب میخواند، تو را به شهر بازی میبرد، صورتت را با عشق و علاقه میبوسد و شبها برایت قصه میگوید.
مادر تو همان کسی است که تو را تو نُه ماه در شکم خودش نگه داشت و بعد از تولد هم دو سال به تو شیر داد مادر تو، تو را خیلی دوست دارد.
اگر حرفی میزند به سود خود توست اگر میگوید شبها زود بخواب، اگر میگوید حمام برو، اگر میگوید مسواک بزن، اگر میگوید درسَت را بخوان و اگر میگوید ناخنهایت را بگیر همه به خاطر خود توست.
فایده این کارها به خود تو میرسد.
پس چرا نباید به حرف مادرت گوش دهی.
برگرفته از کتاب: خدایا اجازه
نویسنده : غلامرضا حیدری ابهری

