ضریح امام مهربانیها
مادرجون میگفت:
«آقا خیلی چیزا رو میبینه که تو هنوز ندیدی.»
اون موقع باور نمیکردم؛
تا اینکه اینبار با بغض و دل شکسته اومدم حرم…
و رفتم.
بدون اینکه چیزی عوض بشه…
این بین فقط یه چیز عوض شده بود: من سبک شده بودم.
دست خالی که نمیرفتم؛ آقا همهی سنگینیهای روی دلم رو برداشته بود.
اینجا کنار ضریح امام مهربانیها نائب الزیارتون هستیم.

